Download data.json from MaralGPT/persian_quotes: direct link, hf CLI and curl.
- Browser
- Download file 329 kB
-
https://huggingface.co/datasets/MaralGPT/persian_quotes/resolve/main/data.json
- Command line
-
hf download hf://datasets/MaralGPT/persian_quotes/data.json
-
curl -L -o data.json https://huggingface.co/datasets/MaralGPT/persian_quotes/resolve/main/data.json
329 kB
| [ | |
| { | |
| "body": "بشریت باید جنگ را ریشه کن کند، پیش از آنکه جنگ، بشریت را ریشه کن کند.", | |
| "author": "جان اف کندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ چیز ترسناکتر و شرمآورتر از این نیست که چوپان برای پاس داشتن گله، سگهای بیتربیتی نگاه دارد که به سبب نابسامانی یا گرسنگی یا هرزگی، آمادهی آزار گوسفندان باشند و به جای صفت سگ، صفت گرگ از خود نشان دهند.", | |
| "author": "افلاطون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسی که روح شادی دارد، همیشه وسیله خوبی برای شادمانی و خنده پیدا می کند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "روزی یک آتنی نزد پیشگوی معبد دلفی رفت و از آپولون پرسید که داناترین مرد آتن کیست؟ پیشگو گفته بود که سقراط داناترین مرد آتن است. وقتی این حرف به گوش سقراط رسید تعجب کرد، چون همیشه میگفت چیز زیادی نمیداند. اما وقتی با افرادی که به نظر میرسید از او باهوش تر و داناترند حرف میزد، میدید که حق با پیشگوی معبد دلفی است. فرق سقراط با بقیه این بود که آنها دلشان به دانش اندکشان خوش بود و حتی با اینکه چیزی بیشتر از سقراط نمیدانستند خود را دانا میپنداشتند. خوب معلوم است کسی که از دانسته هایش راضی باشد، نمی تواند فیلسوف شود.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "« تو نخواهی کشت» تنها درباره کشتن همنوع صدق نمی کند، بلکه تمام موجودات زنده را در بر می گیرد؛ و این فرمان مدت ها پیش از اینکه از کوه سینا بیان شود در سینه آدمی حک شده بود.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر هنرمندان را بنگرید می بینید که از آنان کسانی بلندآوازه تر شده اند که شاگردی مکتب عشق را کرده اند و آن کس که دستش به دامان عشق رسید در تاریکی و گمنامی فرو نمی غلتد", | |
| "author": "افلاطون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چه شادی هایی که زیر پای انسانها سرکوب شدند، زیرا بیشتر افراد به آسمان توجه دارند و آنچه را که زیر پاهایشان است نادیده می گیرند.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما باید با حماقت، شکست و شرارت هر انسانی با گذشت بسیار رفتار کنیم. در نظر داشته باشیم که آنچه ما پیش از این در خود داریم به طور ساده شکست ها، حماقت ها و شرارت های خودمان است. زیرا اینها همه شکست های نوع بشر هستند که ما نیز به آن تعلق داریم و بر این اساس ما شکست های یکسانی داریم که در درون خود دفن کرده ایم. نباید به خاطر این بدی ها که صرفا در همان لحظه خاص در ما پدیدار نشده اند، نسبت به دیگران خشمگین شویم.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شرکت های بزرگی که به دردسر میافتند آنهایی هستند که به جای اینکه از بزرگی شان بهره بگیرند، میکوشند آن را کنترل کنند.", | |
| "author": "جک ولش" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زندگی شاد غیرممکن است؛ بهترین زندگی که بشر می تواند به دست آورد، زندگی شجاعانه است.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پاسکال به تأکید میگفت که ارضای همهی نیازهای انسان چیز خوبی نیست. آرمانشهری که در آن زندگی میکنیم در عمل میتواند همهی نیازها را برآورده کند. چنین آرمانشهری، به جز معنا، چیزی کم ندارد. ولی همین که به دنبال معنا بگردیم دیوارهایش ترک برمیدارد. ژولین گراک در رمان شگفت انگیز ساحل سرت 951) فروپاشی یک جامعهی راکد و حرکت آن به سوی جنگ را چنین توضیح داد: «ملال بر همهی چیزهایی که مدت مدیدی بود که بیش از حد خوب بودند نازل شد.» و تُکویل از اندوه عجیبی نوشت که اغلب بر ساکنان کشورهای مردم سالاری که در میانهی رفاه و وفور زندگی می کنند مستولی می شود. ملال، مرز آرمانشهر است. یک آرمانشهر هرگز نمیتواند کاملا تحقق یابد، چون این به معنای ملال است، و این ملال هر آرمانشهری را از درون میخورد.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در عجبم از آدمی، که خویش را بیش از همه دوست می دارد، با این حال نظر خود نسبت به خویش را از نظر دیگران نسبت به خویش، سبکتر می شمرد.", | |
| "author": "مارکوس اورلیوس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تمام تعقلات و اندیشههای مرد به یک محبت زن نمیارزد.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق و اشتیاق، بالهای پرنده بلندپرواز خلاقیت است.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "قسمتهایی از انجیل را که نمیفهمم ناراحتم نمیکنند. قسمتهایی از آن را که میفهمم عذابم میدهند.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ چیز جز قالب ظاهری، که درد و رنج، خود را در آن آشکار می سازد، بر پایه تصادف قرار ندارد و رنج کنونی ما جایگاهی را پر می کند...که بدون آن با برخی رنجهای دیگر اشغال خواهد شد. اگر چنین اندیشه ای اعتقاد زندگی ما گردد، امکان دارد میزان قابل توجهی آرامش خویشتندارانه در ما ایجاد کند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نیچه می گوید این وظیفه انسان نمو یافته است که به سرنوشت خویش، ژرف بنگرد. او می دانست که نگاه ژرف، اغلب موجب درد است، ولی باور داشت که باید خود را برای تحمل رنج حقیقت بپروریم. خیره شدن به حقیقت آسان نیست. نیچه نوشته است:«این کار همواره چشم انسان را می آزارد و در پایان، بیش از آنچه می خواسته، می یابد.» در نهایت، نجات بخش بزرگ همانا رنج است که به ما رخصت می دهد ژرف ترین ژرفاهای مان را بیابیم. دومین جمله ماندگار او این است که: «آن چه مرا نکشد، قوی ترم می سازد»", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من همیشه امپراتورم و در آینده وقتی نام لرد باتهورد، رئیس الوزرای شما نگلیس) را فراموش کردند و نامهای دیگر که امروز جلوه میکند ازبین رفت، در قرنهای آینده من هنوز امپراتور خواهم بود! وجسم من در اختیار شماست ولی روح من آزاد است و تا پایان زندگی همان همّت و فعالیت دورهٔ فرماندهی اروپای مرا دارد و آن اروپا در آتیه در مورد رفتاری که نسبت به من شدهاست قضاوت خواهد کرد و شرمساری آن نصیب انگلستان خواهد شد. بد بختی و تیره روزی بنوبهٔ خود دارای مفاخر و محامد است. اگر من روی تخت سلطنت و در میان طرفداران خود میمردم ، چون حریفی نداشتم، دنیا آنطور که باید مرا نمیشناخت و تاریخ من برای او حکم رمز معما را داشت، ولی در سایهٔ این بدبختی، مرا آنطور که هستم مورد قضاوت قرار خواهند داد و اسارت سنت هلن حضور تاریخی مرا تصفیه و تکمیل خواهد کرد و این سنگستان تیره ، پایگاه رفیعی خواهد شد که مرا به تمام عالم نشان خواهد داد.", | |
| "author": "ناپلئون بناپارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شور و شهوت جنسی دلیل جنگ است و مقصود صلح؛ شالودهی هر آنچه جدیست و هدف هر آنچه شوخی، سرچشمهی پایان ناپذیر ذکاوت، کلید همهی کنایهها و تلمیحها، معنای تمامی اشارات رازآلود... تنها به این دلیل است که بر ژرف ترین جدیتها بنا نهاده شده ... ولی تمامی اینها با این واقعیت سازگار است که شور و شهوت جنسی هستهی اصلی ارادهی زندگیست و در نتیجه، عصارهی همهی امیال؛ به همین دلیل اندامهای جنسی را در این متن، کانون اراده خواهم خواند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مفهوم زندگی، تلاش دائمی است، پس هیچگاه آرام و ساکن ننشین.", | |
| "author": "چارلز داروین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من آدم خوشبینی هستم؛ فکر نمی کنم اگر جز این باشم، حال و روز ام بهتر از این باشد.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "از دیروز بیاموز، در امروز زندگی کن و به فردا امیدوار باش. نکته مهم آنست که از پرسشگری باز نایستی.", | |
| "author": "آلبرت اینشتین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کتابهایی را که دنیا «غیراخلاقی» معرفی میکند، کتابهایی هستند که ننگ دنیا را برملا کردهاند.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چرا از آخرین روز زندگیت می هراسی؟ بیش از روزهای دیگر در مرگت سهیم نیست. آخرین گام خستگی نمی آورد، تنها خستگی را آشکار می کند.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بارها از دیدن اینکه مبلغین مسیحی، که در ظاهر عشق و محبت و صلح و گذشت و شفقت را به تمام مردم عالم توصیه میکنند، خود با کینه و بغض عجیبی با هم میجنگند و به سختترین وضعی همدیگر را دشمن میدارند دچار تعجب میشوم، دلیل آنها بر دین خود رفتار و عملشان است نه فضایلی که تبلیغ میکنند.", | |
| "author": "اسپینوزا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جهالت بیش از دانایی احساس امنیت ایجاد میکند.", | |
| "author": "چارلز داروین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یکنفر بدبین، بهمشکلات ِ سعادتی که نصیبش شده میاندیشد، یکنفر خوشبین در جستجوی سعادتی است که در هر مشکل نهفتهاست.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسانهایی که از اهمیت خویش برای بشریت داد سخن سر می دهند، در زمینه حقوق مدنی و در پایبندی به قراردادها و قول ها، وجدانی ضعیف دارند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هفت بار روح خویش را تحقیر کردم: نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان میداد. دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها میلنگید. سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید. چهارمین بار وقتیکه مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه میکنند. پنجمین بار آنگاهکه به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باززد و صبر را حمل بر قدرت و تواناییاش دانست. ششمین بار زمانیکه چهرهای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمیدانست آن چهره، یکی از نقابهای خود اوست. و هفتمینبار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما ندرتأ در باره آنچه که داریم فکر میکنیم، درحالیکه پیوسته در اندیشه چیزهائی هستیم که نداریم.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای ازدواج، تلاش کن. اگر همسرت خوب باشد، خوشبخت می شوی و اگر همسرت بد باشد، فیلسوف می شوی.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما دارای روح آسمانی و علو طبعی نیستیم که قادر باشیم دشمنان خود را دوست بداریم، اما دست کم می توانیم برای سلامت و نشاط خود، آنها را ببخشیم و خطاهایشان را فراموش کنیم.", | |
| "author": "دیل کارنگی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اغراق، چون حقیقتی است که صبر خود را از دست دادهاست.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "متأسفانه بسیاری از مردم پس از اینکه به دامان شوربختی درافتادند، به سعادت از دسترفته خویش پی میبرند.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هرکس خدایی از هر قسم داشته است که او را همراهی کند، هرگز ژرفای تنهایی مرا در نخواهد یافت.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر آزادی واجد معنی باشد، معنی آن بهره مندی از حق گفتن چیزهایی است که بقیه مردم دوست ندارند، بشنوند.", | |
| "author": "جورج اورول" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نیاز دولتها به پنهان کردن اسرار دولتی امری بدیهی است. اما نیاز حکومت به فریب دادن مردمش به نظر من بسیار اندک و قریب به صفر است و سرابی اخلاقی است. درست وقتی که فکر میکنیم دلیلی برای آن یافتهایم، میفهمیم واقعیت جور دیگری است و صدمهای که آشکار شدن فریب حکومتها به بار میآورد به کلی جبران ناپذیر است.به گمان من گفتن دروغهای ضروری برای هر کسی امری نادر است الا جاسوس ها - یعنی، اگر بپذیریم که جاسوسی در جهان امروز امری ضروری است. میگویند جاسوس ها باید حتی به دوستان و خانوادهشان هم دروغ بگویند. من مطمئنم که خودم حاضر نیستم چنین زندگیای داشته باشم، هر قدر هم که هدف خیر و خوب باشد.", | |
| "author": "سام هریس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آخرین پاداشِ مُرده، این است که دیگر نمی میرد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ای پیر زنده دل، از گذشت عمر افسرده مشو؛ هر چند زمانه نیز موی تو را سپید کرده، اما هنوز نیروی عشق که زاینده ی جوانی است از دلت بیرون نرفته است.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "«گاندی ثابت کرد که امکانپذیر است کسی برای مردمش مبارزه کند و پیروز شود بدون اینکه حتی یک لحظه احترامِ دنیا را از دست دهد.»", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مسیحیان فعلی تعصب کمتری دارند و این کمی تعصب مربوط به خود آنها نیست، بلکه بایستی از نسلها آزاد اندیشانی سپاسگزار باشند که از زمان رنسانس تا به امروز تلاش کردهاند و مسیحیان را از بسیاری از عقاید خود شرمنده کردهاند.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدمها، اول جوانها را باوجود اینکه همدیگر را دوست ندارند، بهعقد ِ هم درمیآورند و بعد از اینکه آنها نمیتوانند یکدیگر را تحمل کنند، تعجب میکنند... آخر چطور میتوان با کسی زندگی کرد بدون اینکه عاشقاش بود؟", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چون کاری برای تو مشکل است فکر نکن که برای بقیه غیر ممکن است.", | |
| "author": "مارکوس اورلیوس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بزرگترین خردمندی آنست که لذت بردن از لحظه حال را بالاترین مقصود زندگی قرار دهیم، زیرا این تنها واقعیت هستی است و جز این همه بازی فکر و اندیشه است. اما می توانیم آن را بزرگترین حماقت خود نیز بخوانیم، چرا که در این حالت لحظه ای کوتاه به وجود می آید و به سرعت یک رویا ناپدید می شود و هرگز ارزش تلاشی جدی را ندارد.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "درختان شعری هستند که زمین بر پهنهٔ آسمان مینویسد. ما آنها را قطع میکنیم و از آنها کاغذ میسازیم بلکه تهی بودن خود را بر آن ثبت کنیم.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "باید زیاد مطالعه کنید تا بدانید که هیچ نمیدانید.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "روزانه یک کار نیک انجام دهید و پس از انجام دادن یک کار خوب لبخند بزنید و شاهد لبخند دیگران باشید.", | |
| "author": "دیل کارنگی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عاشق شدن آسان است. بخش دشوار یافتن کسی است که درکتان کند.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مانند آسمان باش، یا با خورشید و روز یا با ماه و شب، با هر دو نمی توان.", | |
| "author": "ویلیام شکسپیر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر بازی، قانون نداشته باشد، کودکان هم به بیقانونی خو میگیرند و زمانی که بزرگ شدند، مردان وظیفهشناس و درستکار نخواهند بود.", | |
| "author": "افلاطون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "گاهی بیمارانی را که درگیر تصمیم گیری های دشوار شده اند با نقل قول از کتاب سقوطِ آلبرکامو که همیشه خودم را عمیقا تحت تاثیر قرار داده، تشویق می کنم:«باور کن، چیزی که از دست دادنش برای انسان از همه سخت تر است، درست همان چیزی است که آن را نمیخواهد.»", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "صداقت اولین فصل از کتاب خرد است.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای نیچه ای که یک بار گفته:«این زندگی بود؟ باشد، پس یک بار دیگر!» و برای ابَرانسانش که اگر فرصت زندگی بارها و بارها و تا ابد به یک شکل به او پیشکش شود، قادر است بگوید:«آری، آری، به من دهیدش. این زندگی را خواهم گرفت و درست به همان شکل خواهم زیست.»، زندگی چیز دیگری است. ابَر انسانِ نیچه، به سرنوشتش عشق می ورزد، او فردی است که بر نیاز تخدیرکننده ی خویش به هدفی ماورایی چیره می شود. به گفته نیچه، هرگاه انسانی چنین کند، به ابَر انسان بدل خواهد شد، به روحی فلسفی که نماینده ی مرحله ی والاتر تکامل بشری است.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر تمام شب برای دیدن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد!", | |
| "author": "ویلیام شکسپیر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اندیشه پلید تنها به دارنده آن زیان می رساند، ولی سخنان نابهنجار به همه شنوندگان آسیب می رساند.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنگاه که عشق تورا میخواند، بهراهش گام نه! هرچند راهی پرنشیب. آنگاه که تورا زیر گستره بالهایش پناه میدهد، تمکین کن! هرچند تیغ پنهانش جانکاه. آنگاه که با تو سخن آغاز کند، بدو ایمان آور! حتی اگر آوای او رؤیای شیرینت را درهمکوبد، مانند باد شرطه که بوستانی را.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عملی اگر کاشتید، عادتی درو خواهید کرد. عادتی اگر کاشتید، اخلاقی درو خواهید کرد. اخلاقی اگر کاشتید، سرنوشتی درو خواهید کرد.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من مخالف مراسم پرخرج تشییعجنازه هستم. برای انسان باید هنگام تولد عزاداری کرد نه وقتی که از این دنیا میرود.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسانی که شهامت ندارند، همیشه فلسفه ای برای توجیه آن می یابند.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عوام، ثروتمندان را محترم میدارند و خواص، دانشمندان را", | |
| "author": "افلاطون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نوع دوستی، سرچشمه مهم معنا برای روان درمانگران و البته همه متخصصانی است که نه تنها خود را وقف کمک به رشد بیماران می کنند، بلکه معتقدند رشد یک بیمار، موج کوچکی می آفریند تا کسانی که با زندگی همان یک نفر تماس دارند، با خود همراه کند و فایده بخشد. این تاثیر زمانی بیشتر از همه مشهود است که بیمار بر مسند تاثیر گذاری تکیه زده باشد.علم، پزشک، نویسنده، کارفرما، رییس، مدیر کارکنان و سایر درمانگران)", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هرگاه بتوانیم بعد از شکست لبخند بزنیم شجاع هستیم.", | |
| "author": "آبراهام لینکلن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من از ننگ خویش سخن میگویم. باشد که دیگران از ننگهایشان بگویند.", | |
| "author": "برتولت برشت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما در کتابها با خردمندان سخن میگوییم و در زندگی روزانه با بیخردان... بعضی از کتابها را فقط باید چشید، برخی دیگر را باید یکمرتبه بلعید و فقط بعضی کتب نادر هست که باید خوب جوید و هضم کرد.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در جهان ذهن، ما ارواحی جدا از جسم و آزاد از قانون و عسرت و اضطراب هستیم. بنابراین در زمین مسرتی وجود ندارد که با آنچه ذهنی والا و پرثمر در لحظه ای فرخنده در خود می یابد برابری کند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زیرا میدانید که خریده شده اید از سیرتِ باطلی که از پدرانِ خود یافته اید نه به چیزهای فانی مثلِ نقره و طلا بلکه به خونِ گرانبها، چون خونِ برّهیِ بی عیب و داغ، یعنی خون مسیح!", | |
| "author": "عهد جدید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بیشتر مردم علاقه چندانی به آزادی ندارند، چون آزادی مستلزم و در بر گیرنده ی مسئولیت است و بیشتر مردم از مسئولیت واهمه دارند.", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زندگی سرد و کسالت بار روزمره باعث میشود تا آزادیهای موجود ناچیز شمرده شوند، اما پس از یورش سلطه غیرمنتظره نظام استبدادی قدر و ارزش آنها دوباره درک می شود و اهمیت آنها در زندگی برای مردم روشن میشود.", | |
| "author": "مانس اشپربر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در طبیعت قانونی نیست که آدمی را به دوستداشتن بشریت موظف کند، و اگر تاکنون بر روی زمین عشقی وجود داشته، مربوط به قانون طبیعی نبوده، بلکه به این دلیل بوده که آدمیان به بقا ایمان داشتهاند.", | |
| "author": "فئودور داستایوسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یونانیان[باستان] به دلیل تواناییشان در رویارویی مستقیم با دیوآسایی به جای توسل به دفاع خوداختهگرانهی انکار و واپس رانی در انسان امروزی، توانستند به این باور برسند که جوهر فضیلتrête) برای یک انسان آن است که شورمندیهایش را مسئولانه برگزیند به جای آنکه بهوسیلهی آنها برگزیده شود.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "این موضوع اغلب مورد توجه قرار گرفته که سه انقلاب عمدهی فکری بشر، ایدهی محوریت انسان را تهدید کرده است. اول، کوپرنیک نشان داد که زمین آن مرکزی نیست که همهی اجرام آسمانی، به دورش میگردند. بعد داروین روشن کرد که ما کانون زنجیرهی حیات نیستیم، بلکه مانند سایر موجودات، از تکامل اَشکال دیگر حیات به وجود آمدهایم. سوم، فروید نشان داد که ارباب خانهی خودمان نیستیم؛ به این معنا که بیشتر رفتار ما تابع نیروهای خارج از آگاهی ماست. شکی نیست که آرتور شوپنهاور در این انقلاب فکری، نقشی برابر با فروید داشت ولی هرگز به تأثیر او اذعان نشد، زیرا شوپنهاور مدتها پیش از تولد فروید، فرض را بر این قرار داده بود که نیروهای زیست شناختی ژرفی بر ما حاکمند ولی ما خود را فریب میدهیم و فکر می کنیم خودمان آگاهانه فعالیتهایمان را برمیگزینیم.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "روح آدمی نامیراست، اما ارواح صالحان نامیرا و الهی هستند.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آگاهی تمام عیار از خطر - یا دلمشغولی مدام به آن - خطری بزرگتر از همه خطرهایی است که ما را تهدید میکنند. حرف من این نیست که ما در جهانی زندگی میکنیم که آکنده از خطر نیست. مثلا کاملا روشن است که گرم شدن زمین میتواند پیامدهای بسیار هولناکی برای تمامی کره زمین داشته باشد. در بسیاری از شهرهای بزرگ افراد در زمان های معینی از شبانه روز باید از رفتوآمد در برخی از ناحیههای شهر بپرهیزند. چون با این خطر مواجه هستند که مورد حمله قرار گیرند و احتمال آن هم کم نیست؛ و باید در موقع رد شدن از جاده و خیابان حتما به دو طرف آن نگاه کرد و مواظب بود. پدیدههای گوناگونی هستند که باید مراقبشان باشیم و از آنها بترسیم. اما مساله اینجاست که به نظر میرسد ما همه چیز را از منظر ترس میبینیم.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سرنوشت خود را در کنترل خویش بگیر، وگرنه دیگری اینکار را خواهد کرد.", | |
| "author": "جک ولش" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سر پیری رادیکال بودن بالاترین حد دیوانگی است.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من دوست دارم فقیر زندگی کنم[...]ولی با پول فراوان.", | |
| "author": "پابلو پیکاسو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنکس که امید به پیروزی در ستیزه ای را ندارد یا آشکارا در حال شکست است، می خواهد هر چه بیشتر شیوه ی ستیزش دیگران را به شگفتی وادارد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ماکیاولی اطمینان زیادی به توانایی شهریار برای حکومت کردن از طریق ترسی دارد که ناشی از قدرت او برای اعمال قهر و خشونت به اتباعش است. هابز با ماکیاولی همعقیده نیست و فکر نمیکند فرمانفرما بتواند تنها با کمک ترس حکومت کند. در نظر هابز، اتباع هم باید از خودشان اشتیاقی به تسلیم و تبعیت نشان دهند، چون به نفع آنان است. بنابراین، ترس سیاسی صرفا چیزی نیست که از بالا بر شهروندان تحمیل شود. بهعکس، ترس سیاسی یک فرایند جمعی است که هم شامل اشتیاق و آمادگی افراد می شود و هم شامل نهادهایی اجتماعی نظیر کلیسا است. افراد همدیگر را میپایندو اعمال همدیگر را رصد میکنند و به همدیگر درباره عواقب برهم زدن نظم اجتماعی هشدار میدهد. حکومت جبارانه - یعنی همان حکومتی که هابز از آن دفاع میکند - نمیتواند دوام بیاورد مگر اینکه همه شهروندان آگاه باشند که دیگر شهروندان آنان را میپایند و اعمالشان را رصد میکنند و میتوانند آنها را به حکومت لو دهند.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "محبت بالغانه از غنای فرد ناشی میشود، نه از تهیدستی اش. از رشد ناشی میشود نه از نیاز. فرد عشق نمیورزد چون نیاز به وجود دیگری دارد، نیاز به کامل بودن دارد و نیازمند فرار از تنهایی است. فردی که بالغانه عشق میورزد، این نیازها را در جایی دیگر و به شیوه ای دیگر مثلا با عشق مادرانه که در مراحل ابتدایی زندگی بر او جاری شده، برآورده کرده است. بنابراین عشق پیشین سرچشمه قدرت است و عشق کنونی زاییده قدرت.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بهترین راه زندگی پرافتخار در این دنیا آنست که همان چیزی باشیم که وانمود می کنیم هستیم.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خطای رایجی است که مردم عشق را بالاتر از دوستی می نشانند و آن را در حکم امری کاملا متفاوت می نگرند. عشق تنها زمانی والا و ارزشمند است که دربر دارنده دوستی ای باشد که بتواند بازتولید شود. با عشق به شیوه معمول، اگر به دوستی منجر نشود فقط می توان لقمه بخور و نمیری به زندگی داد و دست به سرش کرد.", | |
| "author": "برتولت برشت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مطالعه یگانه راهی است برای آشنائی و گفتگو بابزرگان ِ روزگار که قرنها پیش از این در دنیا بسر برده و اکنون در زیر خاک منزل دارند.", | |
| "author": "رنه دکارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زندگی خوب، زندگی شاد است. البته قصد من این نیست که اگر شما خوب باشید حتما شاد خواهید بود. منظور من این است که اگر شما شاد باشید خوب زندگی خواهید کرد.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جنگ چنان بی عدالتی ای است که همه ی آنهایی که آن را به راه می اندازند، می بایست صدای وجدان را در درون خود خفه کرده باشند.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنچه به بشر امکان زندگی می دهد، تنها عمل است.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مردم گاهی از ستمبارگی بهیمی دم میزنند، اما این بیانصافی و تهمت بزرگی در حق بهائم است؛ جانور نمیتواند به ستمبارگی انسان باشد، که ستمش بسیار هنرمندانه است.", | |
| "author": "فئودور داستایوسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برگهای کتاب به منزله بالهایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز میدهند.", | |
| "author": "صائب تبریزی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در واقع همین گذشته است که «برنامه ریز» رفتارهای کنونی ماست. پس از خروج از زهدان گرم مادر، به جای آن که به محیطی پذیرا وارد شوید به محیطی سرد و خشن وارد شدهاید. این ضربه هم همانند ضربهی تصادف اتومبیل است و موجب اضطرابهای وجودی میشود، مانند ترس از دست دادن بهشت که حاصل آن شرطی شدنها و تمامی رفتارهای دفاعی و محافظتی ما از همان اوایل زندگی است. اگر مادر شما در آن هنگام دوران سختی را میگذرانده، حالات روانی او نیز موجب شده است که از شما پذیرایی درستی نشود و تصویر او همواره همراه با ترس های شما خواهد بود. کم کم این تصویر به همهی زنان تعمیم مییابد و موجب ترس بنیادی شما از زن میشود.اینها ممکن است در شما موجب رفتارهای گوناگونی شود که طیف آن از مهربانی زیاد تا خشونت و دشمنی گسترده خواهد بود. هدف همهی رفتارها آن است که درگیر نشوید و با شخصی که بیش از همه می تواند ترس وجودی شما را بیدار کند در ارتباط قرار نگیرید. این رفتارها با ترسهای سطحی مربوط به موقعیتها، مانند ترس از نداشتن فضای حیاتی یا امکان اظهار وجود در مقابل زنان، مخفی میشود.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پنج چیز است که پنج چیز از آن نزاید: دلی که خانه ی غرور است کانون محبت نشود. یاران دوران فرومایگی، نکوخویی ندانند و تنگ نظران ره به بزرگی نبرند. حسودان بر جمال و کمال جز به چشم کین ننگرند و دروغگویان از کسی وفا و اعتماد نبینند.", | |
| "author": "گی کورنو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فکر کردم همهمان در داستانی عجیب زندگی میکنیم. با وجود این اکثر آدمها معتقدند که این دنیا کاملا طبیعی است و یکسره دنبال چیزهایی هستند که غیرطبیعی باشد، مثل فرشته و آدم فضایی؛ تنها به این دلیل که نمی توانند ببینند دنیا خودش یک معمای بزرگ است. احساس میکردم با بقیه فرق دارم. فکر میکردم دنیا خودش یک رویای عجیب است. ...به نظر من این موضوع هم خودش معمای بزرگی است که آدمها صبح تا شب این طرف و آن طرف میدوند و فعالیت میکنند. بدون اینکه فکر کنند از کجا آمدهاند. چگونه میشود چشم بر زندگی روی این کره خاکی بست و آن را کاملا طبیعی دانست؟", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "گاهی اوقات بیدار ماندن مشکل است، مخصوصأ در کلیسا.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مرا، رنگ بهچهکار آید، وقتی نمیدانم چهچیزی را نقاشی کنم.", | |
| "author": "پابلو پیکاسو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هدف از کنترل نفس، دستیابی به تعادل است نه سرکوب احساسات. هر احساس، ارزش و تاثیر خاص خود را دارد. زندگی بدون شور و اشتیاق و تمایل، نوعی فعالیت عصبی یکنواخت و بی ثمر خواهد بود. اما همانطور که ارسطو گفته است آنچه در این پهنه طلب می شود تناسب احساسات است یعنی ابراز احساسات متناسب با شرایط.هنگامی که هیجانات به مقدار زیاد فروخفته و خاموش باشند کسالت خاطر، یکنواختی و جدایی میآورند و هنگامی که از کنترل خارج و دچار افراط میشوند آن وقت نامعقول شده و موجب افسردگی فلج کننده، نگرانی جانکاه، خشم شدید و اضطراب دیوانه وار میشوند.بنابراین کنترل و اداره ی احساسات برآشفته، کلید بهداشت عاطفی انسان است. هر نوع افراط گرایی موجب تحلیل رفتن مقاومت فرد میشود. از طرفی این بدان معنا نیست که ما همواره باید در یک نوع احساس و هیجان غوطهور باشیم. مثلا شاد بودن دائمی در بعضی افراد، در واقع نوعی بی تفاوتیِ نهفته در زیر آن چهره های خندان را نشان می دهد. حرف های زیادی میتوان در خصوص کمک سودمند رنج و محنت به زندگی معنوی و خلاق بیان کرد. در واقع رنج کشیدن میتواند روح آدمی را متعادل کند.یعنی ناملایمات به همان اندازهی شادیها میتوانند به زندگی رنگ و بو ببخشند. اما باید مراقب بود که توازن برقرار باشد.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هایدگر، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، دو وجه از وجود را ارائه داد: وجه روزمره و وجه هستی شناختی. در وجه روزمره تان یکسر جذب محیط دور و برتان می شوید و چگونگی بودن اشیاء در جهان مایه حیرتان می شود؛ حال آنکه در وجه هستی شناختی به معجزه خود «هستی» متمرکز می شوید و از آن قدردانی می کنید و از اینکه اشیاء هستند و شما هستید در شگفت می شوید.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "[در توصیف نظر سارتر:] ما آزادیم و آزادی ما باعث می شود، سراسر زندگی محکوم به انتخاب کردن باشیم. هیچ نوع ارزش و قوانین دائمی برای اطاعت وجود ندارد. همین موضوع اهمیت انتخابمان را بیشتر می کند. چون کاملا در برابر کارهایمان مسوولیم. سارتر تاکید کرد انسان هرگز نمی تواند از مسوولیت اعمالش فرار کند. نمی توانیم با گفتن اینکه مجبوریم سر کار برویم، یا مجبوریم انتظارات جامعه را در مورد روش زندگی برآورده کنیم از مسوولیت انتخاب شانه خالی کنیم. کسی که به هر طریقی وارد توده بی هویت می شود، خودش هم انسانی بی شخصیت می شود که از خودش فرار کرده و درون زندگی دروغین گرفتار شده است. آزادی انسان به ما تحمیل می کند که خودمان کاری بکنیم، از خودمان چیزی بسازیم تا وجود اصیل یا حقیقی داشته باشیم.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همان گونه که یک تاجر هوشیار از به کار انداختن سرمایه اش در یک جا پرهیز می کند، مصلحت زندگی حکم می کند که آدمی چشم داشت همه ی رضایت خویش را از یک گرایش نداشته باشد.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "افرادی که توانایی لبخند زدن و خندیدن دارند، موجوداتی برتر هستند.", | |
| "author": "گی کورنو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یکی از بدترین چیزها در مورد قانونشکنی این است که آدم را با شمار زیادی از افراد دیگر در حال خشم و خصومت نگه میدارد. این یکی از بسیار تاثیرات مخرب قوانین ناعادلانه است: قوانین ناعادلانه افرادی را که دون این قوانین) افرادی صلحطلب و صادق میبودند وسوسه میکند که دروغ بگویند تا از مجازات شدن برای رفتاری که اخلاقا جای هیچ سرزنشی ندارد، بگریزند.", | |
| "author": "وودی آلن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی که معشوقم سوگند میخورد که راست میگوید، باورش میکنم، هر چند میدانم که دروغ میگوید.", | |
| "author": "سام هریس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بشر وجود ندارد، مگر در حدی که طرح های خود را تحقق می بخشد. بنابراین، جز مجموعه ی اعمال خود، جز زندگانی خود، هیچ نیست.", | |
| "author": "ویلیام شکسپیر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر انسانها این قدر وقتشان را صرف نکرده بودند تا به این دنیا عادت کنند، هرگز آن را باور نمیکردند. این موضوع را بسادگی میشود در بچه ها دید. آنها از هر چیزی که در اطرافشان میبینند چنان متعجب می شوند، انگار به چشمانشان اطمینان ندارند. به همین دلیل است که مرتب به اطراف اشاره میکنند و چشمشان به هرچیزی که میافتد درباره آن سووال میکنند. اما این موضوع درباره بزرگترها فرق میکند. ما پدیده های اطرافمان را آن قدر دیدهایم که کمکم تمامی واقعیتها را چیزی طبیعی میدانیم.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آرزوی چیزی برخلاف ارادهام، مثل این است که وسوسه شوم از ظرف آب نبات دزدی کنم؛ اراده چیزی برخلاف آرزویم، مثل این است که انکار کنم آب نبات دوست دارم؛ تصمیم گیری برای چیزی، مثل این است که خودم ز خودم) نوشته بگیرم که من باید ا نباید) برای دستیابی به فلان چیز تلاش کنم. پس تصمیم گرفتن نوعی پیمان بستن است. همیشه خطر شکست در آن هست و عملیست که همهی وجودم در آن دخیل است.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پرسشی که گاهی مرا گیج می کند اینست که آیا من دیوانه هستم یا دیگران؟", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شما همگان غُرّیدن برایِ «آزادی» را از همه بیش دوست میدارید. امّا من بیایمان شدهام به «رویدادهایِ بزرگ»ی که پیرامونِشان غُرش و دود فراوان باشد.باورکن، رفیق دوزخی هیاهو! رویدادهایِ بزرگ نه پربانگترین که خاموشترین ساعتهایِ مایند.جهان نه گِردِ پایهگذارانِ هیاهوهایِ نو، که گردِ پایه گذارانِ ارزشهایِ نو میگردد: با گردشی بیصدا.", | |
| "author": "آلبرت اینشتین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ چیز محترم تر از یک قلب شاکر و سپاسگزار نیست.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بهتر است دهان خود را ببندید و ابله به نظر برسید تا اینکه آن را باز کنید و همه تردیدها را از میان ببرید.", | |
| "author": "سنکا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر آدم ها در چشم کسانی که واقعا برایشان مهمند، تصویر دوست داشتنی ای از خود ببینند، خودشان را دوست خواهند داشت.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر خردمندی، با این محدودیت به من پیشنهاد میشد که باید آن را سربسته نزد خودم نگه میداشتم و با دیگران در میان نمیگذاشتم، این هدیه را نمیپذیرفتم.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی ثروتهای بزرگ به دست افراد مردم میافتد در پرتو آن نیرومند میشوند و در سایهٔ نیرومندی و ثروت خیال میکنند که میتوانند در خارج از وطن خود زندگی نمایند و خوشبخت و سرافراز باشند ولی به زودی میفهمند که اشتباه کردهاند و عظمت هر ملتی بر روی خرابههای وطن خودش میباشد و بس.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک لحظه وضعیت کودکی را در نظر بگیرید که کاری برای پدر و مادرش انجام داده است، او با این اقدام انتظار پاداش دارد. میدانیم پاداش واقعی هدیهی مادی نیست، بلکه قدردانی والدین از کودک است. در بزرگسالی از آنجا که دیگر والدین حضور ندارند که با خیرخواهی خود پاداش ما را بدهند و دیگران هم بی اعتنا هستند، خود را با مواد مخدر و اشیا و انواع مسکنها دلداری میدهیم. فراموش میکنیم که جوهر یک پاداش، اساسا در توجهی است که دریافت میشود. جستجوی افراطی رابطهی جنسی، خوراک یا مشروب نشانگر شخصیتی است که تشنهی قدردانی است و پرده از خلائی درونی برمیدارد که مشکل میتوان با آن مواجه شد. در واقع آن قدر به این پاداش های ناچیز وابسته میشویم که در نهایت با علاقه به دفاع از آنها میپردازیم، تا حدی که شک میکنیم چیزهای دیگری هم هست که موجب رضایت بیشتر و پایدارتر میشود.جبران، موجب اعتیاد به چیزهایی میشود که دیگر نمیتوانیم از آن ها بگذریم، چرا که میترسیم که اگر آن ها را ترک کنیم، دیگر هیچ چیز نداشته باشیم.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آن که در جایگاه نخست است، حتماً دارای نقش نخست نیست. چه بسیار پادشاهان که از سوی وزیرانشان و چه بسیار وزرا که از سوی منشی هایشان اداره می شوند.", | |
| "author": "گی کورنو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "لذت ترساندن، ژرف و پایدار است. به همین دلیل، مترسک از ایستادن در دشت خلوت هیچ گاه خسته نمی شود.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنچه که در یک شب نمایش میآموزیم، از عهده یک کتاب بزرگ بیرون است.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آیا لذت عواطف و احساسات از لذت حسی بیشتر نیست و لذت ذهن عالیتر از لذات عواطف و احساسات نمیباشد؟ آیا لذت طبیعی و حقیقی آن نیست که آن را نهایتی نباشد؟ آیا تنها دانش نیست که همه اضطرابهای درونی را از میان میبرد و ذهن را روشن می سازد؟", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چه بانگ شومی است بانگ سیاست؛ اَه، چه توهینی! خدای را به گاه سحر شکرگزارم که دغدغه و شور امپراتوری روم ندارم. بسی غنیمت، بسی سعادت که نه قیصرم، نه پادشاه جهانم.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هنگامیکه چهاردهسال بیشتر نداشتم، پدرم به طرز غیرقابل تحملی احمق به نظرم میآمد. اما وقتی پا به بیست و یکسالگی گذاشتم از اینکه در طول این هفت سال چقدر به معلومات این پیرمرد افزوده شده تعجب کردم.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ترس یکی از مهمترین عوامل قدرت است؛ کسی که بتواند در جامعه سمت و سوی ترس را معین کند قدرت زیادی بر آن جامعه پیدا میکند. شاید بتوان هم صدا با جورجو آگامبنِ فیلسوف گفت که ما امروزه همیشه در یک حالت اضطراری زندگی میکنیم که در آن یادآوری خطرهای جدی تقریبا نقش ورق حکم یا برگ برنده را دارد - و این ورق چیزی را که میبُرد حقوق دمکراتیکِ به رسمیت شناخته شده است.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "گر من را مخیر کنند که کشور ما دولت بدون روزنامه و یا روزنامه بدون دولت داشته باشد بیشک راه دوم را انتخاب خواهم کرد.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "منتسکیو در «نامههای ایرانی» با ترغیب شایستهترین احساسات، ملت فرانسه را به مبرمترین و خطرناکترین وظایف خود آگاه ساخت.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نگذارید بچه ها گریه کنند، زیرا باران هم غنچه را تباه می کند.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "قلم روزنامهنگار مانند تیشهای است که نمیشود آن را شکست؛ این تیشه بدان منظور ساخته شدهاست که دنیای قدیم را ویران کند و دنیای تازهای به وجود آورد.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بهره من از دانش و حکمت تنها این بود که بر جهل خود دانا شدم.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما به مثابه یک ملت، باید در ارزش هایمان انقلاب به پا کنیم.", | |
| "author": "بقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بیایید از خود بپرسیم که برای خوشبختی انسان ها چه چیزی مهمتر است ... می توان گفت در ردیف نخست آنچه الزامی است، مطمئنا هیجانِ حاصل از ابراز وجود است. هنگامی که موجودی از ابراز وجود محروم میشود، مجبور به بستن دهانش میشود، چه در سطح خانواده باشد چه در سطحی وسیع تر، این شخص احساس بدبختی میکند. این ممنوعیت چه از خارج باشد و چه از درون، در هر حال راه خوشبختی را سد میکند. کودکی را از ابراز وجود محروم کنید، ناگهان خشن یا برعکس توسری خور میشود. از دیدگاه روان شناسی، از نظر جسمی و روحی بیمار و احتمالا غیرقابل کنترل میشود. با رفتارش سعی میکند آنچه را ابرازش با کلام ممنوع شده، نشان دهد و همین واکنش در انواع سرکوب رخ میدهد. سرکوب در نهایت موجب احساس از خودبیگانگی، یعنی احساس غریبه بودن با خود میشود.در مورد کودکی که از نظر جنسی توسط یکی از نزدیکانش مورد سوءاستفاده قرار گرفته است، اگر او بتواند با کسی درد دل کند، رهایی از آثار تجاوز بسیار ساده تر خواهد بود تا در مورد کودک بیکس. او میتواند بخشی از آنچه را بر او گذشته بپذیرد، بدون آنکه مجبور باشد آنچه را که به عنوان بخش آلوده شدهی وجودش احساس میکند، نفی کند با برعکس خود را با آن یکی بداند.موضوع ابراز وجود بسیار وسیع است. فعلا به خاطر بسپاریم که فردی که در فعالیت های شغلی، خانواده یا دوستانش قادر به ابراز وجود نیست، بیشتر از سایرین احساس بدبختی و رنج میکند. به زبان دیگر، شخصی که در فعالیت شغلی، زندگی زناشویی یا خانوادگی یا میان دوستانش اثر وجودی ندارد، بیش از دیگران احتمال دارد به زندگی بیعلاقه شود.", | |
| "author": "مارتین لوتر کینگ جونیور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همه اشتباه ها را خودت انجام نده به دیگران هم این فرصت را بده که اشتباه کنند.", | |
| "author": "گی کورنو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "این عقیده که نحوه تفسیر تجربه، کیفیت زندگی ما را تعیین می کند نه خود تجربه؛ یک نظریه روان درمانی مهم است که سابقه اش به دوران باستان بازمی گردد؛ یک عقیده بنیادین در مکتب رواقیون که از طریق زنون، سنکا، مارکوس اورلیوس، اسپینوزا، شوپنهاور و نیچه دست به دست گشته، تا به یک مفهوم اساسی هم در درمان پویا و هم در درمان شناختی-رفتاری تبدیل گردد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ضعیف هرگز نمیتواند ببخشد. بخشش ویژگی نیرومند است.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تنها یک طبقه اجتماعی وجود دارد که بیشتر از پولدارها به پول فکر میکند و آن نیز بیپولها هستند.", | |
| "author": "مهاتما گاندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چون [ =اگر ] بخشنده ای به فرد نیازمند بخشش و کرم کرد، در دل احساس شادی و سرور کند و ببالد. اما نیکی کردن به کسی که نیاز ندارد روا نیست، چه او هرگز ارزش نیکی را نمی شناسد و همچنان که از خار خشک گل نمی روید، ارج نهادن به نیکی را نمی داند... .", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنچه می شنویم یک نظر است نه یک واقعیت، آنچه می بینیم منظره ای است نه یک حقیقت.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برخی نومیدانه در قید بندگی هستند و به غلط چنین می پندارند که آزادند.", | |
| "author": "مارکوس اورلیوس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ چیز مثل بدبختی کودکان را ساکت نمیکند.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به نظر میرسد ما از نظر فرهنگی آمادهایم که خبرهای منفی را خیلی آسان باور کنیم، و ترسی سیال در ما هست که به صورتی مزمن به هر چیز تازهای تسری پیدا میکند. جهانی اینگونه ترس زده نمیتواند جهانی خوشبخت باشد. درک و تصور عمومی در میان مردم این است که ما امروزه بیش از هر زمان دیگر در معرض خطر هستیم، و این گرایش روز به روز بیشتر میشود و عواقب وخیمتری به بار میآورد. یک عامل موثر در درک و تصور مردم از خوشبختیشان تصوری است که میتوانند از آیندهشان داشته باشند. مردمی که در شرایط مصیبتباری زندگی میکنند، اما معتقدند که اوضاع اینگونه نخواهد ماند و بهتر خواهد شد، کلا بسیار راضیتر از کسانی هستند که در ناز و نعمت زندگی میکنند، اما فکر میکنند وضعشان در آینده بسیار بدتر خواهد شد. نگرانی نسبت به آینده میتواند بر امروز ما سایهافکن باشد. اما شاید به اندازه امروز دلایل ما برای نگرانی اندک نبوده است.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شادی به شرایط بیرونی بستگی ندارد، بلکه توسط نگرش ذهنی ما اداره می شود.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنچه کامل شده، هر آنچه رسیده و پخته، خواهان مرگ است. آنچه نارس است می خواهد زندگی کند. هر آنچه در رنج است، می خواهد زنده بماند، تا شاید رسیده و شادان و دلخواه شود، دلخواه از آن رو که هر چه فراتر رود، برتر و درخشان تر شود.", | |
| "author": "دیل کارنگی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کالیگولا: ... ه کائسونیا رو می کند.) وای، کائسونیا، من می دانستم که نومیدی هست، اما نمی دانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال می کردم که نومیدی بیماری روح است. اما نه، بدن زجر می کشد. پوست تنم درد می کند، سینه ام، دست و پایم. سرم خالی است و دلم به هم می خورد. و از همه بدتر این طعمی است که در دهنم است. نه خون است، نه مرگ است، نه تب، اما همۀ اینها با هم. کافی است که زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همۀ موجودات احساس نفرت کنم. چه سخت است، چه تلخ است انسان بودن!", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای بهترین ایده منتظر نمان ، ایده بهتر را انجام بده ، بهترین نیز به دنبال آن خواهد آمد.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ ندانی به از نیمهدانیِ بسیار! به اعتبارِ خود دیوانه بودن به از فرزانه بودن در نظرِ دیگران!", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دروغ گفتن یعنی عامدانه دیگران را گمراه کردن، آن هم زمانی که آنها انتظار سخنی صادقانه دارند. این معیار شعبده بازان، پوکربازان و دیگر فریب کارانی از این دست را معاف میکند. در عین حال چشماندازی اجتماعی و روانشناختی به دست میدهد که شکل کلیاش را به راحتی میتوان بازشناخت. افراد دروغ میگویند برای اینکه دیگران را به باورهایی برسانند که حقیقت ندارد. هرچه عواقب این باورها بیشتر و بزرگتر باشد - یعنی هرچه خوشی و آسایش شخصی بستگی بیشتری به درکی درست از جهان داشته باشد - آن دروغ هم عواقب ناگوار بیشتر و بزرگتری خواهد داشت.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دیوانگی یعنی انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن.", | |
| "author": "سام هریس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر نمیخواهیم بازیچهی دست هر فرومایهای و مایهی ریشخند هر تهیمغزی باشیم، اصل اول این است که محتاط و دست نیافتنی بمانیم.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر آنچه را که میپوشید چیزی جز یک وجود پاک نیست، زیاد در بند چند و چون جامه نباشید.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مراقب بی ثمری زندگی پرمشغله باشید.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جامعه کارآمد و متکی به خود جامعهای است که فرض را بر این میگذارد که از مجموعه افرادی شکل گرفته است که در آن همه اعضا برای خودشان قائل به تکلیفی اخلاقی در قبال همدیگر هستند و همه به همدیگر اعتماد دارند و میتوانند به هم اطمینان کنند. چنین است که گئورگ زیمل[جامعهشناس و فیلسوف آلمانی] اعتماد را «یکی از مهمترین نیروهای ترکیب کننده در جامعه» توصیف میکند. برای هر فردی اعتماد نقش فرضیهای را دارد که آنقدر معقول و پذیرفتنی است که بتوان بر اساس آن عمل کرد. ... زیمل البته میگوید اعتماد نمیتواند مطلق باشد، بلکه همیشه درجات دارد، یعنی ما همیشه فلان قدر اعتماد به کسی داریم.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "لذت نگریستن و درک طبیعت برترین نعمت است.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آبراهام مزلو دو گونه عشق را توصیف می کندکه با این دو نوع انگیزه همساز و هماهنگ است: «کاستی» و «رشد». «عشق کاستی مدار» عشقی «خودخواهانه» یا «عشق - نیاز» است، در حالی که «عشق هستی مدار» شقی که بر پایه هستی و موجودیت دیگری بنا می شود)، «عشق عاری از نیاز» یا «عشق عاری از خودخواهی» است. «عشق هستی مدار» تملک گرا نیست و بیش از آنکه ناشی از نیاز باشد، حاصل تحسین و ستایش است، تجربه ای غنی تر، والاتر و ارزشمندتر از «عشق کاستی مدار» است. «عشق کاستی مدار» را می توان ارضا کرد، در حالیکه مفهوم ارضا برای «عشق هستی مدار» هیچ کاربردی ندارد. «عشق هستی مدار» کمترین میزان اضطراب-کینه را در خود جای می دهد. عاشقان هستی مدار، مستقل ترند، خودمختاری بیشتری دارند، کمتر حسود یا تهدید کننده اند، کمتر نیازمندند، ابراز علاقه در آنان کمتر است، ولی همزمان بیشتر مشتاقند به طرف مقابل خود در جهت خود شکوفایی یاری رسانند، از پیروزی های آن دیگری بیشتر احساس غرور می کنند، نوع دوست، گشاده دست و پرورنده اند. عشق هستی مدار در معنایی عمیق جفت را می آفریند، امکان خود باروری را فراهم می کند، احساس سزاوار عشق بودن را پدید می آورد و این هردو، رشد مداوم و پیوسته را تسریع می کند.", | |
| "author": "آلبرت اینشتین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فقط احساسی قوی می تواند حریف یک احساس بشود. کار من مشخص است: باید یاد بگیرم عقل را به احساس تبدیل کنم.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من در حضور خدای سوگند خوردهام که دشمن همیشگی هرگونه خودکامگی در اندیشه بشر باشم.", | |
| "author": "اسپینوزا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما انسانهای مستقلی هستیم که اغلب نیروهای خود را زیادی جدی میگیریم، مدام در حال کنش و واکنشایم و غافلایم که بیشتر ارزشهای زندگی فقط زمانی بدست میآیند که سماجت نکنیم، در سکوت از راه میرسند آن هم وقتی که اصرار و نیازی در کار نباشد، نه رانشی پشت آنهاست و نه کششی از جلو در کار است، بلکه خموشانه و از باهم بودن محض سر بر میآورند.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "حقیقت را با بیطرفی مطلق و با روحی آزاد از هرگونه تعصب جستجو کنید.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جاذبه زمین مسوول افتادن مردم در دام عشق نیست.", | |
| "author": "رنه دکارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "غیرممکن، واژه ای است که تنها در لغتنامه ابلهان یافت می شود.", | |
| "author": "آلبرت اینشتین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای اینکه بتوانم در مسیر زندگانی با اطمینان خاطر گام بردارم و عمل کنم، میل فوق العاده ای دارم که بدانم چگونه می توان بین حقیقت و غیر حقیقت، راست و دروغ و درستی و نادرستی تفاوت قایل شد.", | |
| "author": "ناپلئون بناپارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هندوستان مانند خط استوا یک مفهوم جغرافیایی است و نه یک ملت متحد.", | |
| "author": "رنه دکارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آیا من دشمنان خود را نابود نمی کنم هنگامی که با آنها طرح دوستی می ریزم؟", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فرهنگ ترس، فرهنگ اعتماد نیست؛ و این پیامدهای زیادی برای چگونگی ارتباط افراد با یکدیگر دارد. اعتماد را میتوان «چسب اجتماعی» توصیف کرد که انسانها را به هم پیوسته نگاه میدارد. البته ترس هم میتواند انسانها را به هم پیوسته نگاه دارد، اما این به هم پیوسته ماندن از سر ترس الگوی جذابی نیست.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من آدم هایی را می شناسم که از طبقه کارگر و زحمتکش هستند، و در عین حال از یک پروفسور خودآگاه تر. اگر 50 ساعت در هفته کار کنی مسلما وقت برای خواندن ده روزنامه در روز و مراجعه به آرشیو طبقه بنده شده دولتی برای کار روشنفکری نداری. اما این آدمهای زحمت کش ممکن است به بصیرتی تصور نکردنی در مورد دنیای اجتماعی شان رسیده باشند.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "صادق ترین،بی توقع ترین،مفیدترین و دائمی ترین رفیق برای هر کسی کتاب است.", | |
| "author": "نوآم چامسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همه چیز کشف شده است، مگر چگونه زیستن.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زن مانند شیشه ظریف و شکستنی است. هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدم اکراه دارد که بگوید نیت «شاد بودن انسان» در برنامه «آفرینش» جایی نداشته است.", | |
| "author": "میگل د سروانتس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بیان پرسشی بجا، یعنی به نیمهراه خردمندی رسیدن", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بهترین اشخاص کسانی هستند که اگر از آن ها تعریف کردید خجل شوند و اگر بد گفتید سکوت کنند.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تراژدی زندگی اینست که ما خیلی زود پیر می شویم و خیلی دیر خردمند.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دلنشینترین نقطه در زیبایی، نقطهای است که تصویر قادر به انعکاس آن نیست.", | |
| "author": "بنجامین فرانکلین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سؤظن، در جمع خصال، به گونه جغد در حلقه پرندگان است؛ آنها همیشه در تاریکی پرواز میکنند.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مدت ها پیش از آنکه روانشناسی به عنوان یک نظام مستقل وجود داشته باشد، این نویسندگان بزرگ بودند که کار روانشناسان زبردست را انجام می دادند. در ادبیات، نمونه های فراوانی از مرگ آگاهی می توان یافت که موجب تحول فردی شده است. شوک درمانی اگزیستانسیال ابنزر اسکروج[ٍ Ebenezer Scrooge] در سرود کریسمس دیکنز را در نظر بگیرید. دگرگونی فردی شگفت آوری در اسکروج شکل می گیرد، نه در نتیجه شادی ایام عید، بلکه حاصل از رویارویی اجباری با مرگ خودش است. پیام آور دیکنزبح کریسمس آینده) از یک شوکِ درمانی اگزیستانسیال مدد می گیرد: شبح اسکروج را به آینده می برد، جایی که ساعات پایانی زندگی اش را مشاهده می کند، تصادفا می شنود که دیگران به راحتی از مرگش می گذرند و می بیند که غریبه ها بر سر اموالش با یکدیگر نزاع می کنند. تحول اسکروج بلافاصله بعد از صحنه ای اتفاق می افتد که در حیاط کلیسا زانو می زند و بر حروف روی سنگ مزارش دست می کشد.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اَلکسی دو توکویل [متفکر فرانسوی قرن نوزدهم] امکان ظهور نوع دیگری از وحشت حکومت استبدادی را مورد توجه قرار میدهد. آنجا که جبار، دیگر یک حاکم خودکامه مطلق نیست، بلکه اکثریتی فشرده است که با پراکندن ترسی که نتیجه سقوط مقامات سنتی است نظم لیبرالی را تضعیف میکند و از میان میبرد. توکویل در دوران پس از انقلاب فرانسه بود که مینوشت، دورانی که رژیم های کهن اروپایی یکی بعد از دیگری فرو میپاشیدند. در این موقعیت، مردم کمتر نگران از دست دادن جانشان بودند - همان چیزی که پایه فلسفه سیاسی هابز بود. - بلکه بیشتر نگران از دست رفتن حقایق سنتی، ماهیت مطلق ارزشهای اخلاقی، و چیزهایی از این قبیل بودند. میتوان گفت آنچه مردم از آن میترسیدند خود مدرنیته بود، مدرنیته ای که در آن خودشان را در معرض تهدید میدیدند. آنها از آینده بیمناک بودند، و به اعتقاد توکویل، برای علاج این ترس و هراسشان بود که میخواستند حکومت فوقالعاده سرکوبگری را برپا کنند که بتواند نظم را برقرار کند و هنجارهای پیشین را دوباره تثبیت کند.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خانم، من ممکن است الان مست باشم، صبح فردا هوشیار خواهم بود، در حالیکه شما هنوز زشت هستید.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "محبت فعال است. عشق بالغانه دوست داشتن است، نه دوست داشته شدن. فرد عاشقانه به دیگری می بخشد، «تسلیم» دیگری نمی شود.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کارهای برجستهای که آدمی به پیروی از وسوسهای درونی میکند، باید ناگفته بماند؛ همین که آن را به زبان بیاوری و از آن لاف بزنی چیزی بیهوده و بی معنی جلوه میکند و پست و بیمقدار میشود.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر جنگ هسته ای روزگارمان را سیاه نکند ، تغییرات اقلیمی [گرمایش زمین] حتما خواهد کرد.", | |
| "author": "ایتالو کالوینو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را میطلبی.", | |
| "author": "نوآم چامسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر تنها ابزارتان چکش باشد، همه مسائل برایتان تبدیل به میخ میشوند.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ترس منشأ اصلی خرافات است و یکی از منشأهای اصلی سنگدلی. غلبه بر ترس نقطه آغاز حکمت در راه رسیدن به حقیقت و در تلاش برای پیدا کردن روش ارزشمندی برای زیستن است.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به گمان من یکی از فرایندهای مهم مدیریت، افشاندن بارانی از تشویق بر سر کارکنان برای پیشرفت آنان است. تشویق باید هم از روح و هم از جیب کارکنان سر درآورد.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زن کامل نوع انسانی والاتری از مرد کامل است، هرچند بسیار کمیاب تر از مرد است.", | |
| "author": "جک ولش" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "[پیش از این] مرگ را تجربه ای مرزی خواندم که قادر است فرد را از وجه روزمره ی ذهنی به وجه هستی شناسانه برساندجهی از بودن که در آن از بودنِ خویش آگاهیم)، وجهی که در آن دگرگونی بسیار میسرتر است. «تصمیم» نیز تجربه مرزی دیگری است. نه تنها ما را با مرحله ای رودررو می کند که در آن خود را می آفرینیم، بلکه ما را با محدود بودن چاره ها نیز آشنا می سازد. گرفتن یک تصمیم ما را از دیگر چاره ها محروم می کند. انتخاب یک زن، یک حرفه یا یک مکتب به معنی چشم پوشی از سایر احتمالات است. هرچه بیشتر با محدودیتهایمان مواجه شویم، بیشتر ناچار خواهیم شداز اسطوره خاص بودن، استعدادهای بی پایان، زوال ناپذیری و مصونیت خود در برابر قوانین محتوم زیستی دست برداریم.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنگاه که جوش و خروش هوی و هوس فرو مینشیند، مانند این است که انسان از دست شماری ستمگر دیوانه رسته باشد.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مردمان جهان از خُرد تا بزرگ، تارهای سست از آرزوهای گران بر گرد خویش می تنند و خود، عنکبوت وار میان آنها جای می گیرند. ناگهان ضربت جارویی این تارهای سست را از هم می گسلد. آنگاه همه فریاد بر می آورند که کاخی آراسته به دست ستم ویران شده است.", | |
| "author": "افلاطون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همهی ما به خوبی زهرِ شکست، فقدان و برباد رفتنِ آرزوها را چشیدهایم و میدانیم آنان که تمام قله ها را هم فتح کردهاند، در اعماقِ وجودشان این طعمِ تلخ را چشیدهاند! از این روست که تراژدی را بسیار والاتر از کمدی میدانیم. کمدی به عنوانِ طنز قابل پذیرش است و به عنوانِ سرگرمی و فرار از واقعیت، لذت بخش میباشد ولی افسانهی شاد زیستن برای همیشه را نمیتوان جدی گرفت چرا که افسانهای وابسته به دنیای کودکانه است. دنیایی به دور از واقعیت های تلخی که در زندگی با آنها روبرو خواهیم شد. همین موضوع دربارهی اسطورهی بهشتِ ابدی هم صدق میکند که بیشتر به درد کهن سالان میخورد، کسانی که زندگی را پشتِ سر گذاشتهاند و باید آمادهی عبور از آخرین در باشند که به سوی شب باز میشود.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مطالعه کتاب یعنی تبدیل ساعتهای ملالتبار به ساعات لذت بخش.", | |
| "author": "جوزف کمبل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پرسش مهمی که هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز با وجود سی سال پژوهش و مطالعه برای آن پاسخی نیافته ام این است که «خواسته ی زنان چیست؟»", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما، آدمیان را بیشتر به سبب خوبیهایی که خود، در حقشان کردهایم، دوست میداریم، تا به سبب خوبیهایی که آنان در حق ما کردهاند.", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "موفقیت و خوشبختی به شما بخشیده می شود، تنها اگر شما سخاوتمندانه آن را با دیگران تقسیم کنید.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پیامدهای کردارمان گریبانمان را میگیرند، بیاعتنا به اینکه ما درین میانه خود را «اصلاح» کرده ایم.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در انحطاط کنونی جامعه، هرکدام از ما سهم بهسزائی دارد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به من بگو و من فراموش خواهم کرد. به من یاد بده و من به خاطر خواهم سپرد. مرا درگیر کن و من خواهم آموخت.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر کس بگوید سیگار را نمی شود ترک کرد، دروغ می گوید! چرا که من خودم صدها بار سیگار را ترک کرده ام.", | |
| "author": "بنجامین فرانکلین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "گاهی کار فقر و بیچارگی به جائی میرسد که رشتهها و پیوندها را میگسلد، این مرحلهای است که تیرهبختان و سیاهکاران چون بدانجا رسند درهم آمیخته و در یک کلمه که کلمه شومی است شریک میشوند، این کلمه بینوایان است.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ناخودآگاه هریک از ما به نامیرایی خود یقین دارد.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به نظر میرسد که من با تیری در قلب زاده شدهام، تیری که تحمل فشار آن در قلب، دردناک است و خارج کردنش کشنده.", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "میتوان گفت نفرت، نفرت میآورد و جهانی که در آن بر نفرت دامن زنند چنان آکنده از زد و خورد و مجادله خواهد شد که هیچکس نمیتواند از لذت یک زندگی خوب بهرهمند گردد.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به محض اینکه از مسیر اخلاق منحرف شویم دیگر شخصیت دینی نخواهیم داشت. در دین چیزی وجود ندارد که از چارچوب اخلاق خارج باشد. مثلاً انسان نمیتواند دروغگو و بیرحم باشد ودرعین حال مدعی شود خدا را دردرون خویش احساس میکند.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تلاش و شهامت بدون هدف و جهت، کافی نیست.", | |
| "author": "مهاتما گاندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کار من این نیست که همه چیز را درباره شاخههای جنرال الکتریک بدانم. کار من این است که افرادی را که میتوانند آنها را اداره کنند انتخاب کنم.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برادران، شما را سوگند میدهم که به زمین وفادار مانید و باور ندارید آنانی را که با شما از امیدهایِ اَبَرزمینی سخن میگویند. اینان زهرپالا یاند، چه خود دانند یا ندانند. \\r\\nاینان خوارشمارندگانِ زندگی اند و خود زهر نوشیده و رو به زوال، که زمین از ایشان بستوه است. پس بِهِل تا سرِ خویش گیرند!", | |
| "author": "جک ولش" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چنان تنهایی وحشتناکی احساس میکردم که خیال خودکشی به سرم زد تنها چیزی که جلویم راگرفت این بود که من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در دنیا لذتی که با لذت مطالعه برابری کند، وجود ندارد.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هدف نهائی از سرودن اشعار و نشر افکار، کوششی است آگاهانه تا سَری بزرگ را بر روی تنه انسانهای کوچک قرار دهند؛ پس چندان جای تعجب نیست اگر نتیجه نمیبخشد.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من دستگیرهای در کنارهیِ رود ام، آن که توانِ درآویختن ام را دارد، درآویزد! امّا، چوبپایِ شما نیستم.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ولی چیزی که مرا با «اسپینوزا» پیوند داده، بی علاقگی بی کرانی است که از هر جمله نور می گیرد. این عبارت حیرت آور: «او که به راستی عاشق خدا بود، ولی تمایلی نداشت که خدا هم عاشق او باشد»، با همه مقدمات و نتایجش، همه ظرفیت فکری مرا اشغال کرده است.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "از آن در شگفتم که در سینه دلی دارند و میپندارند که آسایش و سعادت بشر جز مهر و صفا راه دیگری دارد.", | |
| "author": "برتولت برشت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک دوست می تواند اوضاع را عوض کند، وقتی همه به آدم پشت کرده باشند. حتی اگر پایههای این دوستی چندان مستحکم نباشد.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پیروزی هزار پدر دارد، اما شکست یتیم است.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اصل و اساسی که تمام اخلاق گرایان به راستی در باب آن نظری یکسان دارند، این است : کسی را نیازار و هرچه می توانی به دیگران یاری برسان.", | |
| "author": "جان اف کندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسانی که معنا و هدف زندگی را بداند، نه تنها خود را با افراد ملت خویش برابر خواهد دانست، بلکه با تمام ابنای اقوام دیگر نیز مساوی خواهد شمرد.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دلیل بسیار خوبی وجود دارد که چرا هیچ کس تاریخ نمی خواند. علت اش این است که تاریخ بیش از اندازه درس برای آموختن دارد.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من نمیخواهم از طریق آثارم به جاودگانی برسم، میخواهم با نمردن جاودانه بشوم.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "با مصلحت دیگران ازدواج کردن، در جهنم زیستن است.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فیلسوف بودن به این معنی است که همه پرسشها مجازند، که باید تجربهای از آزادی ذهنی به بالاترین درجه وجود داشته باشد و البته اینکه هیچ چیز سرگیجه آورتر و ناامیدکنندهتر از چنین آزادی نیست.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تجربه کردن، به تنهائی کافی نیست، تجربه را باید سنجید و در جایگاه خویش قرار داده و آن را تجزیه و تحلیل نمود تا بتوان به نتایج آن دست یافت.", | |
| "author": "سایمون کریچلی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مذهب همه چیز را همسو با خود دارد: وحی، پیشگوییهای پیامبرانه، حفاظت از حکومت، برترین شکوه و شهرت ... و افزون برا اینها، این امتیاز گرانبها را که آموزههایش را در دوران حساس کودکی در ذهن حک کند، جایی که به اندیشههایی ذاتی و سرشتی بدل میشوند.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک اسقف هشتادساله همان حرفی را میزند که در هیجدهسالگی در گوشش خواندهاند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خداوند شبانِ من است. محتاج هیچ چیز نخواهم بود. در مرتع هایِ سبز مرا میخواباند. نزدِ آبهایِ راحت مرا رهبری میکند!", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "میان آدمیان چیزی نیست، جز دیوارهایی که خود ساخته اند.", | |
| "author": "وودی آلن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نیچه اغلب از «دوست داشتن سرنوشت» سخن میگفت. منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد. با اینکه ما «ارباب سرنوشت خویشیم»، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت میکند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشتمان دخیلیم.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای اینکه شاد باشیم نباید خیلی نگران دیگران باشیم.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر آگاهانه طرحی درافکنده اید که از آنچه در توان شماست کمتر باشید، به شما هشدار می دهم که تا آخر عمرتان ناشادمان خواهید بود.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "«از گناه بیزار باش نه از گناهکار» قاعدهای اخلاقی است که گرچه فهمش بهاندازهی کافی آسان است، بهندرت عمل میشود، و به این دلیل است که زهر نفرت در دنیا پراکنده است.", | |
| "author": "آبراهام مزلو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تا احساس هست، مرگ نیست و وقتی مرگ بیاید دیگر احساس نیست.", | |
| "author": "مهاتما گاندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر هوشیاری و خودآگاهی اجتماعی به شکل ویژگی عمومی یک ملت و نه فقط در حد یک فرد درآید، آنگاه جامعه به یک ابزار دفاعی قدرتمند علیه شیادی عناصر و عوامل عوام فریب و بر ضد فردسالاری استبدادی مسلح خواهد بود. برای ایجاد تغییر و تحول، یک فرد، هرچه بیشتر به کار و کوشش و تلاش بپردازد، به همان میزان نیازش به معجزه کمتر میشود و هرچه کمتر به معجزه نیاز داشته باشد، کمتر به انتظار آن مینشیند. تنها کسانی به سحر و معجزه روی می آورند که منتظر وقوع آن هستند.", | |
| "author": "اپیکور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به روزگار شیرین رفاقت سفره خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید. به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل، سپیده می دمد و جان تازه می شود.", | |
| "author": "مانس اشپربر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آندره مارلو، رمان نویس فرانسوی، در یکی از داستان هایش، از زبان یک کشیش روستایی که چندین دهه به اعترافِ مردمان گوش سپرده، همه آنچه را از طبیعت بشر آموخته است، این چنین توصیف می کند: « نخست اینکه، مردم بیش از آنکه انسانها تصور می کنند، ناشادند... و دیگر آنکه چیزی به نام انسانِ رشدیافته وجود ندارد.» \\r\\nبرای هر انسانی مقدر شده که نه فقط نشاط زندگی که تاریکی های ناگزیر زندگی را نیز تجربه کند: بیداری از خواب و خیال، پیری، بیماری، انزوا، فقدان، بی معنایی، انتخاب های رنج آور و در نهایت مرگ را؛ و این مهم درمانگر و بیمار نمی شناسد.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دو چیز بی انتها هستند، جهان هستی و حماقت بشر و من در مورد اولی مطمئن نیستم.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در زمانه فریب جهانی، گفتن حقیقت یک عمل انقلابی است.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بعضیها سرمایهگذاری بخش خصوصی را به ببری درنده تشبیه کردهاند که باید او را به ضرب گلوله از پای درآورد. عدهای آنرا به صورت گاو شیرده مینگرند که باید دوشیدش. فقط عده قلیلی آن را همانطور که هست می بینند - قاطری که با تمام قدرت گاری را میکشد.", | |
| "author": "جورج اورول" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر قلب کوچک یک زن آسانتر است.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بگذار تا گذشته و حال را در آغوش خاطره، تنگ بفشریم و آینده را در آغوش گرم اشتیاق.", | |
| "author": "ناپلئون بناپارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیج چیز قادر نیست روایت قدرت را به استواری و صلابت خود آن بیان کند. قدرت همانند دلیل و منطق تی قبل از توسل به قهر و خشونتی که در اختیار دارد) روشن و قانع کننده است!", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همه آنچه در خلقت است، در درون شماست و هر آنچه درون شماست، در خلقت است. طبیعت با آغوشی باز و دستانی گرم از ما استقبال کرده و می خواهد که از زیبایی اش لذت بریم. چرا انسان باید آنچه را در طبیعت ساخته شده از بین ببرد.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تا چهل سالگی که مغزم خوب کار می کرد، به ریاضیات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگی که ذهنم ضعیف شده بود به فلسفه روی آوردم و در اواخر که به کلی مغزم کار نمی کرد به سیاست!", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر خاموش باشی تا دیگران بهسخنت آورند بهتر از این است که در حال سخنگفتن دیگران خاموشت کنند.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فرانسیس فوکویاما، جامعه شناس و فیلسوف، اعتماد را نوعی «سرمایه اجتماعی» مینامد. فوکویاما میگوید: «جوامع و سازمانهایی که از اعتماد قوی درونی برخوردارند، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر اجتماعی بسیار موفقتر از جوامع و سازمانهایی هستند که اعتماد درونی در آنها کمتر است.» هرچه موقعیت جامعه یا سازمان پیچیدهتر باشد، اعتماد اهمیت بیشتری پیدا میکند. اعتماد میتواند همچون ابزاری برای مدیریت امور پیش بینی ناپذیر به کار آید.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اندرز من به زوجهای جوان این است که به هنگام شادی، همگام با یکدیگر نغمه ساز کنید و پای بکوبید و شادمان باشید، اما امان دهید که هر یک در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها؛ چون تارهای عود که تنهایند هر کدام، اما به کار یک ترانه ی واحد در ارتعاش.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ذهنی که بر من تاثیرگذار بوده و تاثیر زیادی بر کل اندیشه من گذاشته، ذهن «اسپینوزا» بوده است. وقتی که بیهوده به هر سو در این جهان نگریستم تا وسیله ای برای انتشار ماهیت عجیبم بیابم، سرانجام به «اخلاق» این مرد رسیدم. من در این جا مسکنی برای اشتیاق هایم یافتم؛ در اینجا پیش چشمانم منظری وسیع و آزاد به جهان مادی و اخلاقی باز شد.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدام فیلیپس، روانکاو مشهور بریتانیایی، لطیفهای نقل میکند، درباره یک خارجی که بیرون در خانهاش در لندن ایستاده بود و مشت مشت، دانههای ذرت روی زمین میپاشید. یک انگلیسی که از آنجا عبور میکند پیش میرود و از او دلیل این کارش را میپرسد. آن خارجی جواب میدهد:« برای دور نگاه داشتن ببرها.» مرد انگلیسی میگوید:«اینجا که ببری نیست.» و خارجی جواب میدهد:«پس معلوم است که این کار موثر افتاده است.» این واقعیت که یک بدبختی بزرگ بر سرمان نمیآید به هیچ وجه دلیل این نیست که ما عملا روش معقولی را در برابر آن در پیش گرفتهایم.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جایی که بیعدالتی جایگزین قانون شود، مبارزه به وظیفهای مبرم تبدیل میگردد.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مشکل این نیست که تعداد احمق ها زیاد است ،مشکل در توزیع نامناسب آن هاست.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سلامتی تاجی است بر سر افراد سالم که تنها اشخاص بیمار قادر به دیدن آن هستند.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بتهوون آشکارا گفته، هنرش او را از خودکشی بازداشته است. در سی و دو سالگی و در نومیدی حاصل از ناشنوایی اش نوشت: «چیزی مرا از خاتمه دادن به زندگی ام بازداشت. هنر به تنهایی این کار را کرد. افسوس برایم ناممکن است اگر دنیا را ترک کنم، پیش از آنکه همه آنچه را که می خواهم انجام دهم، به پایان رسانده باشم پس این زندگی مصیبت بار را به دنبال خود می کشم.»", | |
| "author": "بقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما فقیر هستیم اما خوشسلیقهایم.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر فردی عاقل یا دیوانه، در قالب معنایی زندگی میکند که تا حدودی خودش آن را میسازد - به این معنا که فردیست - ولی آن را در درون موقعیتی که در تاریخ و زبان انسانی شریک است، میسازد. به همین دلیل است که زبان تا این حد مهم است: زبان محیطیست که ما در آن قالب معناییمان را مییابیم و شکل میدهیم، محیطی که در آن با سایر انسانها شریکایم. بینزونگر[روانشناس سوئیسی] میگوید: «زبان ریشه روحی هر انسانیست». بر همین اساس ما میگوییم تاریخ جسم فرهنگی هر انسانیست. ... ما هرگز نمیتوانیم قالب معنایی یک بیمار یا هر فرد دیگر را با کاملا بیرون ماندن از این قالب درک کنیم. من باید بتوانم در معنای بیمارم شریک شوم ولی همزمان قالب معنایی خودم را حفظ کنم و در نتیجه ناگزیر و بهحق، اعمالش را برایش تفسیر کنم: البته اغلب اعمالی را که در ارتباط با من انجام میدهد. این مساله در مورد همهی انواع روابط انسانی صدق میکند: دوستی و عشق نیازمند شریک شدن در قالب معناییِ دیگری، بدون صرف نظر کردن از قالبِ خویش است.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من یک آیین خیلی ساده دارم: اینکه زندگی و شادمانی و زیبایی از مرگ غبارآلود بهتر است.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دو چیز ذهن مرا به خود مشغول ساخته و موجب برانگیختن دائمی تحسین و شگفتی ام شده است: آسمان پر ستاره بالای سر من و قانون اخلاقی در درون من.", | |
| "author": "مولوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر اندازه گناهی بزرگ کهنه شود و به حال اختفا باقی بماند سرانجام هنگام مرگ یا بروز خطر، چون فرصت کشف آن فرارسد، به صورت موحشی زهر خود را برجان آدمی میریزد.", | |
| "author": "امانوئل کانت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در فضای بیکران و بر گرد کرات آسمانی درخشان بی شمار، چندین سیاره کوچک تابان می چرخند. هسته سوزان یکی از این کرات را پوسته ای سرد و سخت پوشانده و لایه ای نازک و کپک زده بر سطح این پوسته زندگی و هستی ایجاد کرده. این واقعیت است، واقعیت دنیا.", | |
| "author": "مولوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی پدر یا مادر، همسر، رییس یا معلم به ما میگویند باید چگونه باشیم، در واقع نسخه خودشان را از خود ایدهآلمان، به ما می دهند، تصویری از خود بایدی ما، فردی که فکر میکنیم باید به آن تبدیل شویم. وقتی که ما این خود بایدی را قبول میکنیم، این خود، تبدیل به صندوقی میشود که ما در آن به دام میافتیم؛ آنچه ماکس وبر جامعه شناس، آن را «قفس آهنی» ما نامید و ما در آن مانند یک دلقک، به این سو و آن و سو میدویم و خود را به دیوارهای نامرئی میزنیم.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسی که از اندک خویش خوشنود نباشد هیج چیز خوشنودش نخواهد کرد.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آزادی چیزی جز شانسی برای بهتر بودن نیست.", | |
| "author": "اپیکور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من شاید به آنچه که حقیقتاً مورد علاقهام است مطمئن نیستم، اما به آنچه که مورد علاقهام نیست کاملاً اطمینان دارم.", | |
| "author": "جوزف کمبل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من هنگامی آزادم که همه ی جهانیان آزاد باشند؛ تا هنگامی که یک نفر اسیر در جهان هست، آزادی وجود ندارد.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اهلِ حقیقت، آزاده جانان، همواره در بیابان زیسته اند و خداوندگارانِ بیابان بوده اند. امّا فرزانگانِ نامدارِ خوش عَلَف، این جانورانِ بارکش، در شهرها می زیند.زیرا همیشه چون خر گاریِ مردم را می کِشند.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدمیان محصول عشق را تنها بعد از غیبت یار و تلخی صبر و تیرگی یاس درو خواهند کرد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "این گفته نیچه را به خاطر بسپارید که:«حقیقتی در کار نیست، آنچه هست تنها تعبیر ماست.» بنابراین اگر بینش های فوق العاده را در بسته بندی های زیبا به بیمارانمان پیشکش می کنیم، یادمان باشد که این بینش، ساخته ذهن ماست، تنها یک تفسیر است و نه لزوما تنها تفسیر ممکن.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فیلسوف کسی است که تصدیق می کند، دانش زیادی ندارد و این موضوع او را آزار می دهد. با این حال او داناتر از همه کسانی است که در مورد دانستنی ها و مهارت خودشان، در زمینه هایی که هیچ اطلاعی از آنها ندارند، سر و صدا می کنند. من می گویم که دانا کسی است که می داند که نمی داند. سقراط خودش اعتراف می کرد که فقط یک چیز می داند و آن اینکه هیچ چیز نمی داند. این گفته را آویزه گوش کن، چون این اعتراف حتی بین فیلسوفها خیلی کمیاب است. یادت باشد که این اعتراف بین مردم، می تواند به قیمت از دست دادن جان آدم تمام شود. همیشه خطرناکترین آدمها کسانی هستند که می پرسند. جواب دادن تا این اندازه خطرناک نیست. در یک سوال می تواند بیش از هزاران جواب، باروت خشک وجود داشته باشد.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر زنها رسوم و قوانین جامعه را زیر پا میگذارند چندان هم گناهکار نیستند زیراکه این قوانین را مردان نوشتهاند.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نقطه مقابل عشق، نفرت نیست، بلکه بیاحساسی ست. نقطه مقابل اراده، دودلی نیست، بلکه خود را با وقایع خاصی درگیر نکردن، بی اعتنا بودن و بی ارتباط ماندن با آنهاست.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فقط قدرت است که میتواند جلوی قدرت را بگیرد.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "حضرت «آدم» یک بشر بود و بس. او سیب را نه بخاطر سیب بودنش، بلکه بخاطر ممنوعیتش میخواست.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آری، زندگی مملو از نشاط و سعادت است و حتی در زیر زمین هم میتوان به نیک بختی نایل شد. آلیوشا تو نمیتوانی تصور کنی تا چه اندازه اکنون به زندگی دلبستگی دارم و چه عطشی برای وجودداشتن و شناختن درمیان این دیوارهای خاموش در دل من به وجود آمده است، تمام رنجها و دشواریها را از میان خواهم برد به شرط آنکه درهر لحظه بگویم من هستم، اگر چه بییار و یاورم ولی با وجود این هستم و آفتاب را میبینم و اگر هم نبینم با این همه میدانم که وجود دارد.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در جهانی محتاط، آینده بیشتر در سیطره خطرها قرار میگیرد تا در سیطره امکانها. تهدیدهای آینده، علت تغییرات فعلی می شوند. در چنین جهانی ما با «غایتی» زندگی میکنیم که دائما به سمت فاجعه سوق داده میشود. اگر تهدیدی برطرف میشود، همیشه بیشمار تهدید تازه جایش را میگیرند. حد و حدود ممکنِ نبرد با همه این خطرها مرزی نمیشناسد. علی الاصول، ترس خودش به خودش دوام میبخشد. تغییر به نظر مخاطره آمیز میآید، و بنابراین چیزی خطرناک است؛ چون هر تغییری میتواند تغییری در جهت بدتر شدن وضع هم باشد. فرنک فوردی جامعه شناس این پدیده را «محافظه کاری ترس» نام داده است. این سیاست با هر تغییری میستیزد - این سیاست خواهان حفظ وضع موجود است. اگر هم به تغییری رضایت دهد، تغییری در جهت بازگشت به گذشته و رجوع به «اصل» است.", | |
| "author": "فئودور داستایوسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اینجا کودکی مشغول ساختن قلعه شنی است. او قلعه ای میسازد از دیدنش لذت میبرد و بعد آن را خراب میکند و دوباره شروع به ساختن میکند. تاریخ جهان در اینجا به ثبت رسیده و رویدادهای مهم در این محل به وقوع پیوسته است. در اینجا زندگی مثل دیگ جادوگران در جوش و خروش بوده، در اینجاست که وزش باد زمانه را به نوسان درمیآورد. تاریخ ساخته و باز خراب میشود. ما با جادو میآییم و با فریب میرویم. همواره چیزی در کمین نشسته است تا جای ما را عوض کند. زیر پای ما سفت و محکم نیست. حتی روی شن هم نایستادهایم . ما خود شن هستیم.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بی سواد در قرن بیست و یکم فردی نیست که توانایی خواندن و نوشتن ندارد، بلکه فردی است که نمی تواند بیاموزد، آموخته های قبلی را فراموش کندو آن را با آموزه های جدید جایگزین کند.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ارزش یک اندیشه به خلوص نیت گوینده آن بستگی ندارد.", | |
| "author": "الوین تافلر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "با مرگ سر و کاری ندارم. وقتی من هستم، او نیست؛ وقتی او باشد، من نیستم.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شجاعت پس از احتیاط یکی از شرایط مهم سعادت است.", | |
| "author": "اپیکور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مردی که محبوب بی چون و چرای مادرش باشد، همه عمر احساس یک فاتح را خواهد داشت، اطمینانی که به موفقیتش دارد، موفقیت واقعی را برایش به ارمغان می آورد.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اسکیموها همهٔ عمرشان را بین یخها سر میکنند اما هیچ تکواژهای برای یخ ندارند.", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تسلیم و رضا در برابر حوادث علاج ناپذیر، مهمترین توشه سفر زندگی است.", | |
| "author": "ریچارد براتیگان" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "قضاوت فوری در چیزهائی که جنبههای مختلف دارند، دلیل سفاهت و دیوانگی است.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ کس نمی تواند آزادی خود را هدف خویش سازد، مگر اینکه آزادی دیگران را نیز به همان گونه هدف خود قرار دهد.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هرکاری را در زندگی طوری انجام بده که گویی آخرین کار توست.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بدبختانه هموطنان ما، آنهایی که در راههای صاف و کوبیده شده راه میروند، طوری ساخته شدهاند که پیوسته در مسیر کسانی که میکوشند راه جدیدی باز کنند، سنگ میاندازند.", | |
| "author": "مارکوس اورلیوس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنکه حقیقت را نمیداند نادان است، آنکه حقیقت را میداند ولی انکار میکند تبهکار است.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی انسان آموخت آن هم نه فقط بر روی کاغذ) که چگونه با رنج هایش تنها بماند، چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود، آن وقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد.", | |
| "author": "برتولت برشت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در قسمت نخست عمرمان سلامتی خود را صرف به دست آوردن پول میکنیم در قسمت آخر پول به دست آمده را خرج به دست آوردن سلامتی از کف رفته میکنیم و در فاصلهٔ این دو پول و سلامتی خود را هدر میدهیم.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زندگی ما زاییده اندیشه ماست.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "حس نومیدی از اینجا نشات میگیرد که آدم نمیداند چرا میجنگد و حتی نمیداند اصلا باید بجنگد یا نه.", | |
| "author": "مارکوس اورلیوس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دوست ندارم درمانگر عشاق باشم، شاید دلیلش حسادت است. آخر من هم تشنه ی افسون عشقم. شاید هم دلیلش این است که عشق و روان درمانی از اساس با یکدیگر نمی خوانند. درمانگر خوب با تاریکی می جنگد و در جست و جوی روشنایی است، در حالی که عشق، به رمز و راز زنده است و به محض تفتیش فرو می ریزد؛ و من از جلاد عشق بودن بیزارم.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان در حقیقت حیوانی وحشی و تنفرانگیز است که ما او را فقط در حالت رام و مهار شده می شناسیم، این حالت را تمدن نامیدهاند.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق به اشکال گوناگون از راه می رسد، ولی این سطور به شکل خاصی از تجربه عشق اشاره دارد: نوعی از خود بی خودی وسواس گونه، ذهنیتی افسون شده که تمامی زندگی فرد را در تصرف خویش درمی آورد.معمولا تجربه چنین حالتی با شکوه است، ولی مواقعی هم هست که شیدایی و از خود بی خودی، بیش از آنکه لذت بیافریند، پریشانی می آورد. گاه امکان به واقعیت پیوستن عشق برای همیشه از میان رفته است، مثل زمانی که دو طرف ازدواج کرده اند و تمایلی هم به چشم پوشی از زندگی مشترکشان ندارند. گاه عشق یک سویه است: یکی عاشق است و دیگری از هر ارتباطی اجتناب می کند یا تنها در آرزوی ارتباط جنسی است. گاه معشوق کاملا دست نیافتنی است: مثلا معلمی است، درمانگر قبلی بیمار یا همسر یکی از دوستانش. اغلب فرد چنان مجذوب عشق می شود که حاضر است از همه چیز - کار، دوستان، خانواده - بگذرد و مدت ها انتظار بکشد تا تنها یک نظر معشوق را ببیند. کسی که در عشقی خارج از حیطه ی زندگی زناشویی گرفتار شده، ممکن است از همسرش فاصله بگیرد، از هر صمیمیتی دوری کند تا رازش پوشیده بماند، حاضر به شرکت در زوج درمانی نشود یا زندگی زناشویی را عمدا در نارضایتی نگه دارد تا رابطه خارج از زناشویی اش را توجیه کند و از بار احساس گناه خود بکاهد.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر از میان جهنم می گذری به راهت ادامه بده.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ چیزی چندش آور تر از احترامی که از ترس نشات گرفته، نیست.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک موجود هرگز نمیتواند وجود موجودی دیگر را توجیه کند.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دانشمندان، علماء و بزرگان هرکدام نردبانی برای ترقی دارند، لیکن شاعران و هنرمندان، این مدارج را پروازکنان میپیمایند.", | |
| "author": "صائب تبریزی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنگاه هستند آنانی که روانِ مسلول دارند.اینان به دنیا نیامده رو به مرگ اند و شیفتهیِ آموزههایِ خستگی و گوشهگیری. آرزویِ مرگ دارند و بر ما ست که آرزوشان را روا شمریم! زنهار از بیدار کردنِ این مردگان و شکستنِ این تابوتهایِ زنده!", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "میتوان چنین گفت که هیچکدام از ما دونفر، درباره یک موضوع ِ خوب و پاکیزه، هیچ اطلاعی نداریم، اما این یکی فکر میکند که میداند ولی درواقع چیزی نمیداند. اما من که بهاندازه او ناآگاهم، چنین فکری ندارم، پس میتوان چنین نتیجه گرفت که من کمی داناتر از او هستم زیرا چیزی را که نمیدانم، فکر نمیکنم که میدانم.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نوشته ها و نظراتی که انسانهایی همچون من پس از خود به جا می گذارند، بزرگترین لذت زندگی هستند. بدون آن ها من مدت ها قبل در ناامیدی غرق شده بودم.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در یک حکایت قدیمی ژاپنی آمده است: روزی یک جنگجوی سامورایی از استاد خود میخواهد که مفهوم بهشت و جهنم را برایش توضیح دهد. استاد با حالتی اهانت آمیز پاسخ میدهد: «تو آدم نادانی بیش نیستی و من نمیتوانم وقتم را با افرادی مثل تو تلف کنم.»سامورایی که غرورش جریحه دار شده است برافروخته و خشمگین میشود، شمشیرش را از نیام بیرون میکشد و میغرد:«می توانم تو را به خاطر این گستاخی بکشم.»استاد در جواب به آرامی میگوید: «این جهنم است.»سامورایی با مشاهدهی این حقیقت که چطور برای لحظه ای اسیر خشم شده بود در خود فرو میرود، آرام میگیرد، شمشیرش را غلاف میکند، در برابر استاد خود سر تعظیم فرو میآورد و از او به خاطر این بصیرت تشکر میکند.استاد بلافاصله میگوید: «این همان بهشت است.»هوشیاری سریع سامورایی در مورد آشوب و اضطراب درونی خود، به خوبی تفاوت اساسی میان اسیر بودن در یک احساس و آگاه بودن از آن را نشان میدهد. سقراط هنگامی که میگوید: «خودت را بشناس» به این نکته کلیدی در هوشیاری عاطفی اشاره دارد که باید به احساس خود در همان زمان که در حال ابراز آن هستیم، آگاهی داشته باشیم.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تندرستی و زیبائی و نیرومندی و مالداری و همه چیزهای دیگری که در دست نیکمردان باعث و بانی خیر است، بههمان اندازه پلید و عامل شرارت خواهد بود، اگر در دست نابکاران و اراذل قرار گیرد.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در آمریکا هر ساله حدود 2 میلیون مورد سوء استفادهی جنسی از کودکان گزارش میشود. بین 20 تا 30 درصد از این تعداد را دختر و بقیه قربانیان پسر هستند.با توجه به این خطر، بسیاری از مدارس برنامههایی برای جلوگیری از سوء استفادههای جنسی از کودکان تنظیم کردهاند. در اکثر این برنامهها آموزشهای مختلفی دربارهی سوء استفادهی جنسی به بچهها آموخته میشود. به عنوان مثال آگاه کردن آنها در مورد تفاوت بین لمس«خوب و محترمانه» و لمس«بد و زشت»، هشیار کردن آنها دربارهی خطرات و تشویق کردن آنها برای گزارش کردن این اعمال خلاف به افراد بزرگسال.تحقیقات نشان داده اند که این آموزشها در کاهش جرایم موثر بوده اند، لیکن بچه هایی که تحت آموزشهای جامع و گسترده امل تقویت قابلیتهای اجتماعی و عاطفی مربوطه) قرارداشته اند، بهتر توانستهاند از خود در برابر تهدیدات جنسی محافظت کنند. آنها بهتر از بچه های دیگر میتوانند از فرد خطاکار بخواهند که آنها را رها کند و هوار راه بیندازند و با فرد خلافکار گلاویز شوند، یا او را تهدید به لو دادن کنند و هنگامی که رفتار ناشایستی با آنها شد، عملا آن را به والدین خود بگویند. ویژگی اخیر یعنی گزارش کردن عمل خلافکار، یکی از بهترین راه های پیشگیری کننده است.در تحقیقی که روی تعدادی کودک آزار چهل ساله صورت گرفت، نشان داد، هر یک از آنها به طور متوسط در هر ماه ز دوران نوجوانی خود به بعد) یک قربانی داشتهاند. گزارشی در مورد یک رانندهی اتوبوس و یک معلم کامپیوتر نشان داد که آنها هر ساله سیصد بچه را مورد آزار قرار دادهاند ولی حتی یک بچه از سوء استفادهی جنسی آنها گزارش نداده است تا اینکه یکی از پسرهایی که توسط معلمش مورد سوء استفادهی جنسی قرار گرفته بود همان عمل را با خواهرش انجام داد و بدین ترتیب راز خلافکاران بر ملا شد.بچههایی که تحت آموزش برنامههای مفصل و جامع قرار داشتند سه برابر بیشتر از بچه هایی که برنامه کوتاه مدت را پشت سر گذاشته بودند، احتمال داشت سوء رفتار جنسی را گزارش دهند. مجریان این برنامههای آموزشی، از والدین می خواهند تا آنچه آموزش میدهند را در خانه هم برای بچهها تکرار کنند. بچههایی که والدین شان چنین کردهاند خیلی بهتر از دیگران در مقابل تهدید به سوء استفادهی جنسی مقاومت کردهاند.علاوه بر این قابلیتهای اجتماعی و عاطفی تاثیر قاطعی در این زمینه دارند. برای بچه کافی نیست که فقط چیزهایی دربارهی لمس «بد» بداند بلکه او نیاز به خودآگاهی دارد تا بفهمد چه زمانی در موقعیت نامناسب و ناراحت کننده قرار دارد. او باید آن قدر اعتماد به نفس داشته باشد که بتواند حتی در مقابل فرد بزرگسالی که سعی دارد از او سوء استفاده کند جسورانه بایستد و از خود محافظت کند. یک بچه همچنین نیاز به روشهایی برای جلوگیری از سوء رفتار فرد خلافکار دارد، هر نوع عملی اعم از فرار تا تهدید به لو دادن او. بچه ها باید یاد بگیرند چطور بر خواسته های خود تاکید ورزند و به جای کناره گیری، بر احقاق حقوق خود پافشاری کنند و حد و مرز خود را بشناسند و از آنها دفاع کنند.باید به کودک یاد داد که روشهای مثبت تری را برای حل کشمکش های درونی خود بیابد، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد. اگر اتفاقی برای او رخ داد، خودش را سرزنش نکند و احساس کند که در حمایت والدین و معلمان خود قرار دارد و می تواند به آنها رجوع کند و اگر اتفاق ناخوشایندی برایش افتاد بتواند آن را به دیگران بگوید.", | |
| "author": "افلاطون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "می خواهم زبان به ستایش آنکس گشایم که در پی آتشی است تا خویشتن را پروانه وار در آن بسوزاند.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما، در جستجوی شکل دیگری از زندگی هستیم، چون از وضعیت کنونی خود نمیتوانیم بهره بگیریم. ازآنجائیکه استعداد درونی خویش را نمیشناسیم، بهبالاتر چنگ میاندازیم، اما از این اصل غافلیم که اگر بر شاخه ای بلند هم بهایستیم، بازهم باید باپاهای خود قدم برداریم و اگر بر بالاترین جایگاه ممکن بنشینیم، بازهم برروی نشیمنگاه خویش قرار خواهیم گرفت.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جمهوریها در نتیجه تجمل، و پادشاهی در اثر فقر سقوط میکنند.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خوشبخت کسی که بهیکی از این دو چیز دسترسی دارد، یا کتابهای خوب، یا دوستانی که اهل کتاب باشند.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زمانی به گونه آشتی ناپذیر احساس تحقیر می کنیم که دریابیم، آن جا که فکر می کردیم، عزیزمان می دارند فقط به ما چون اثاث خانه و تجمل نگریسته اند و صاحبخانه جلوی مهمانانش با ما حس خودپسندی خود را ارضاء کرده است.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یکی از بیمارانم که نقص جسمانی شدید، یافتن جفتی مناسب را برایش مشکل کرده بود، با «انتخاب» این اعتقاد که زندگی بدون رابطه ای عاشقانه - جنسی با یک مرد ارزشی ندارد، خود را شکنجه می داد. بسیاری از درها را به روی خود بسته بود از جمله خود را از لذت عمیق دوستی صمیمانه با دیگران محروم کرده بود. بخش عمده ی درمان این بیمار، به چالش طلبیدن آن اعتقاد اولیه بود: اینکه اگر جفتی نیابد هیچ استیدگاهی که همیشه خصوصا برای زنان از سوی جامعه تقویت می شود.) او در نهایت به این ادراک رسید که گرچه در برابر نقص جسمانی اش مسئولیتی ندارد، ولی مسئولیت کامل نوع منش اش نسبت به این نقص با اوست، نیز مسئولیت این تصمیم که به همان نظام اعتقادی اش که به خودخوارنگری شدید منجر شده بود وفادار بماند یا آن را رها کند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برق اندیشههای درخشان را در تیمارستانها، که بهفراوانی میدرخشد، باید جستجو کرد.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شجاعت آنست که بایستی و سخن بگویی، همچنین شجاعت آنست که بنشینی و گوش فرادهی.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آرزو کردن چه قدر فرحبخش است، اما وقتی به آرزوی خود رسیدیم، شادی از درون ما رخت برمی بندد.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هنگامی که امید می میرد، هنگامی که می بینی کمترین امکان امیدوار بودن را از دست داده ای، فضای خالی را با رؤیا، اندیشه های کوچکِ بچگانه و داستانها پر می کنی تا بتوانی به زندگی ادامه بدهی.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فلسفه پردازی، آماده شدن برای مرگ است.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "حتی تغییر دادن عبارت «چنان بود» به صورت «من آن را چنین اراده کرده ام» نیز کافی است؛ من آن را رستگاری خواهم خواند.", | |
| "author": "سیسرو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هرچه دولت در منع آزادی گفتار بیشتر سعی کند، لجاجت و پافشاری مردم در مقاومت بیشتر میگردد. این مقاومت از طرف مردم فرومایه و خاموش نیست، ...بلکه از طرف صاحبان تربیت عالی و اخلاق قوی و مردم با فضیلت است که به علت داشتن این صفات، آزادی بیشتری به دست آوردهاند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من اشخاص زنده را آنهائی میدانم که مبارزه میکنند، بیمبارزه، زندگی مرگ است.", | |
| "author": "اسپینوزا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "حقیقت، عروس بی جهیزیه است.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ ترسی که خود را از ترس مرگ زدوده باشد، یارای ورود به قلب را ندارد.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فرزندانتان از آنِ شما نیستند! آنها پسران و دخترانی هستندکه از خودشیفتگی زندگی، جان گرفتهاند. آنها به وسیله شما، و نه از شما شکل میگیرند، گرچه درکنار شما آسودهاند اما در تملک شما نیستند. شما مجازید که عشق خود را به ایشان هدیه کنید، نه افکارتان را، که آنها خود فکورند.", | |
| "author": "سنکا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فرزندی پدید نیاورید، مگر زمانی که قادر باشید آفریننده ای بیافرینید.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می شود، اما او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است؛ زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زندگینامه انسان عبارت است از: مدهوش از امیدها و آرزوها، پایکوبان بهآغوش مرگ پناه بردن.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بهترین دوست احتمالا با بهترین زن ازدواج خواهد کرد، زیرا ازدواج خوب مبتنی برای استعداد در دوستی است.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در کودکی فقط به این دلیل که فعالیت آزاردهنده دستگاه تناسلی هنوز خفته است، عملکرد مغز چالاکی و چابکی خاص خود را دارد. کودکی هنگام معصومیت و شادمانی، بهشت زندگی و سعادت گم شده است. به گونه ای که در تمام دوران باقی مانده زندگی خود آرزومندانه در جستجوی آن به گذشته می نگریم.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر روزی یا شبی، شبحی دزدانه در خلوت ترین لحظات تنهایی، سراغتان بیاید و بگوید: «عمری که حالا می گذرانید و تاکنون گذرانده اید، بارها و بارها خواهید گذراند، هیچ چیز تازه ای در آن نخواهد بود، بلکه هر غم و شادی، هر فکر و هر آهی و هر بی نهایت بزرگ و کوچکی در زندگی، به همین ترتیب و توالی، به سویتان باز می گردد؛ حتی این عنکبوت و این مهتاب لای درختان و حتی این لحظه و من. ساعت شنی ابدی وجود، بارها و بارها وارونه می شود و تو همراه آن مثل یکی از دانه های شنی!» با شنیدن این حرف چه می کنید؟ آیا خود را به زمین نمی اندازید و دندان به هم نمی سایید و شبحی که این حرف را زده لعن و نفرین نمی کنید؟ یا شما که این تجربه جنون آسا را کرده اید، به او پاسخ می دهید: «تو خدایی و من هرگز چیزی از این الهی تر نشنیده ام.» اگر این فکر برایتان به صورت دغدغه درآید، یا شما را به آنچه هستید تبدیل می کند، یا شاید در هم بشکند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ثروت حقیقی چیست؟ آفتابی که بر گدا و توانگر یکسان می تابد. تو ای توانگر، دل رنجه مکن که چرا گدا نیز در دنیای خویش خوشبخت است.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی اریش فروم، می خواست همدلی را به دانشجویان آموزش دهد، از عبارات ترنس[نمایشنامه نویس روم باستان] مربوط به دو هزار سال پیش کمک می گرفت:«من انسان هستم و بگذار هیچ چیز انسانی ای برایم بیگانه نباشد» و ما را مجبور می ساخت با بخشی از خود که با کردارها یا تخیلات بیماران مربوط می شد، هر قدر هم که آنها زشت، مهاجم، شهوانی، خودآزارانه یا دیگرآزارانه بود، آزادانه برخورد کنیم. اگر این کار را نمی کردیم، پیشنهاد می کرد بررسی کنیم که چرا می خواهیم این بخش از وجودمان را مسدود و بسته نگه داریم.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بهتصور او، مردم جاهل و تودههای ناآگاه، مشمئزکننده و منفورند، آنها بهسان گرگهایی هستند که فقط با گوشت میتوان آنها را ساکت کرد.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسانیکه به تفسیر و تشریح یک اثر هنری میپردازند، اغلب آهنگر بلخ را با مسگر شوشتر اشتباه میگیرند.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر نان بپزید، ولی لذتی نیابید، به راستی، نان تلخی پختهاید که تنها نیمی از گرسنگی انسان را فرو مینشاند.", | |
| "author": "پابلو پیکاسو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یکی از قویترین امیال آدمی، میل او به تسلط بر روح دیگران است.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هوش عاطفی شامل ویژگیهایی مثل توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در مقابل شکست، از دست ندادن روحیه، پس راندن افسردگی و یأس در هنگام تفکر، همدلی و صمیمیت و برخورداری از امید است.هوش عاطفی مکمل هوش علمی است.", | |
| "author": "ناپلئون بناپارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک میز، یک صندلی، ظرفی پر از میوه، یک ساز ویالون، دیگر چه می خواهم که خوشحال باشم؟", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر وجود خار در گل مایه اندوه ماست، وجود گل در کنار خار باید مایه شادی ما باشد.", | |
| "author": "آلبرت اینشتین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زنان را فقط به این دلیل به اتهام جادوگری به آتش کشیدند که زیبا بودند.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر که از خویش فرمان نَبَرد بر او فرمان میرانند. چنین است سرشتِ زندگان.", | |
| "author": "سیمون دوبوار" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مدیران عاملی که همه گزینههای ممکن را پیش روی خود نگاه میدارند معمولا هیچکدام را اجرا نخواهند کرد. بنگاههایی که همه قسمتهای بازار را هدف میگیرند معمولا دستآخر به هیچکدام دست نمییابند. فروشندهای که همه معاملهها را تعقیب میکند در انتها هیچ معاملهای را جوش نخواهد داد.\\r\\nما گرفتار یک اجبار وسواسی برای برداشتن هر تعداد هندوانه ممکن با یک دست هستیم و سوار هیچ کاری نیستیم؛ ولی گزینهها را پیش رویمان باز نگه می داریم. این موضوع بهراحتی میتواند بهقیمت موفقیتمان تمام شود. باید یاد بگیریم که درها را ببندیم.\\r\\nیک استراتژی کسبوکار در درجه اول بیانیهای است برای چیزهایی که نباید مشغولشان شویم. یک استراتژی مشابه برای زندگیتان قرار دهید: چیزهایی را که نباید در زندگی دنبال کنید، روی کاغذ بیاورید. به عبارت دیگر به یک تصمیم حسابشده برای آزادکردن برخی امکانات برسید و هر وقت گزینهای مطرح شد آن را با فهرست آنچه که نباید سراغشان بروید و درگیرشان شوید بسنجید. این کار نهتنها شما را از به دردسر افتادن حفظ میکند، بلکه کلی از زمانتان را برای اندیشیدن آزاد خواهد کرد. یک بار این فکر سخت را به سرانجام برسانید و بعد بهجای آنکه هر بار که دری گشودهشد بنشینید و ذهنتان را مشغول کنید، فقط به این لیست مراجعه کنید.\\r\\nبسیاری از دروازهها ارزش وارد شدن را ندارند حتی وقتی که دستگیرههای درشان بهراحتی بچرخد و باز شود.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان محکوم به آزادی است. محکوم، چون خود را خلق نکرده است و در عین حال آزاد است؛ و هنگامی که به درون جهان پرتاب شود، مسوولیت همه اعمالش با خودش است.", | |
| "author": "رولف دوبلی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق سوختن صمیمانه درد است که با زمان تغذیه می شود. در روزها و شب های متناوب تو از غمی غریب درد می کشی واز آن لذت می بری، به تدریج سوختن این درد تمام می شود و با آن، عشق نیز پایان می یابد و اگر نتوانی درد جدیدی را جایگزین این درد کهنه کنی، دگر نمی توانی عشق را درک کنی.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "افسانهها باید تنها به عنوان افسانه و اسطورهها تنها به عنوان اسطوره آموخته شوند. آموزش موهومات به عنوان حقایق چیز وحشتناکی است. ذهن کودک آنها را میپذیرد و به آنها اعتقاد میآورد و در سالهای بعد تنها با سختی و شکنجه میتواند از چنگ آنها رهایی یابد. در حقیقت انسان همان طور که برای برقراری حقیقت میجنگد باید با خرافات نیز به مبارزه برخیزد. چرا که موهومات، نامحسوس، درکناکردنی و بغرنج هستند و تکذیب آنها به سختی میسر میشود.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسی که در امور کوچک صداقت ندارد در امور بزرگ قابل اطمینان نیست.", | |
| "author": "هیپاتیا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زیستن در ترس اصلا خوشایند نیست. همان گونه که مونتنی میگوید:«چیزی نخواهد گذشت که درد و رنج به سراغم خواهد آمد، و نیازی نیست که با شری به نام ترس آن را جلو بیاندازم و تشدیدش کنم، کسی که از درد و رنج میترسد، پیشاپیش متحمل درد و رنج ترس میشود.»", | |
| "author": "آلبرت اینشتین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ادعاهای خارق العاده، نیازمند مدرک خارق العادهاند.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سیتین: خداوندگارا، شهبانو مرده است.\\r\\nمکبث: روزی می بایست می مُرد. زمانی می بایست این خبر را میآوردند. فردا و فردا و فردا، می خزد با گامهای کوچک از روزی به روزی تا که بسپارد به پایان رشتهی طومار هر دوران. و دیروزان و دیروزان کجا بودست ما دیوانگان را جز نشانی از غباراندوده راهِ مرگ. \\r\\nفرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی، که نباشد زندگانی هیچ الا سایهای لغزان و بازیهای ِ بازی پیشهای نادان که بازد چندگاهی پرخروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ!\\r\\nزندگی افسانهای ست کز لبِ شوریده مغزی گفته آید سربهسر خشم و خروش و غرش و غوغا، لیک بیمعنا!", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسی که جرات هدر دادن ساعتی از عمر خود را دارد، ارزش زندگی را نفهمیده است.", | |
| "author": "ویلیام شکسپیر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اعمال خشونت بار، خیلی مخرب تر از بلاهای طبیعیثل توفان یا زلزله) هستند، زیرا قربانیان خشونت، برخلاف قربانیان سوانح طبیعی، احساس میکنند که عمدا به عنوان هدف خشونت و بدکرداری انتخاب شدهاند. این حقیقت همهی آن تصورات دربارهی اعتماد و اطمینان به مردم و امنیت دنیای شخصی دورنی را در هم میشکند. برای افرادی که قربانی خشونت یا تجاوز شده اند، اجتماع هر لحظه، محل خطرناکی میشود و مردم تهدید بالقوهای برای امنیت آنها محسوب میشوند.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زندگی چیز مصیبت باری است. بر آن شده ام تا زندگی خود را فقط صرف اندیشیدن به آن کنم.", | |
| "author": "مانس اشپربر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من خود را وقف به تصور کشیدن دنیایی کرده ام که در آن زندگی می کنیم، دنیایی که برای نوادگان خود به ارمغان خواهیم گذاشت و متاسفانه تصویر این دنیا تصویر زیبایی نیست.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ساتورندای زمان و درنگ) خطاب به شیرون: تصور کن که چقدر تحمل زندگی جاودان برای آدمی سخت تر و دردناک تر از زندگی است که من برایش تدارک دیده ام. اگر مرگ را نداشتی، مدام نفرینم می کردی که چرا از تو دریغش کرده ام. عمدا کمی تلخی به آن افزوده ام تا با دیدن آسایشی که برایت فراهم می کند، پر ولع و حریصانه در آغوشش نکشی. هم مرگ و هم زندگی را با شیرینی و تلخی در آمیخته ام تا تو را در مرتبه ای میانه سکنی دهم که برایت می خواهم: نه گریز از زندگی و نه گریز از مرگ به زندگی.", | |
| "author": "نوآم چامسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما به ماکیاولی و نویسندگانی از قبیل او مدیون هستیم؛ برای آنکه به روشنی و صراحت، طبیعت آدمی را چنانکه هست نشان دادهاند نه چنانکه باید باشد؛ زیرا اگر کسی ماهیت شر و بدی را نداند نمیتواند عقل و حزم مار را، با بیگناهی و صفای کبوتر در خود جمع کند؛ همچنانکه با جهل به ماهیت شر و بدی، فضیلت در معرض خطر و دور از مصونیت خواهد بود.", | |
| "author": "برتولت برشت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک «دروغ» دنیا را دور می رند و به سر جای اولش برمی گردد؛ ولی در همین زمان یک «حقیقت» هنوز دارد بند کفشهای خود را میبندد تا حرکت کند.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازهٔ دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تنها انسانیت را در نظر داشته باشیم و باقی چیزها را فراموش کنیم. اگر بتوانیم از عهده این کار برآییم، آینده انسان، بهشتی خواهد بود لبریز از شادی و دانش و آگاهی، ولی اگر موفق نشویم ، یک نابودی عظیم و جهانی را پیش رو خواهیم داشت.", | |
| "author": "ناپلئون بناپارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بعضیها میخواهند حرف زدن را درست درلحظهای بیاموزند، که در آنلحظه، سکوتکردن را باید آموخت.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در هر دهکدهای مشعلی است: معلم، که نور میفشاند؛ و کاهنی است که فرو میکُشد.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "و چون ایشان غذا می خوردند عیسا نان را گرفته برکت داد و پاره کرده به شاگردان داد و گفت بگیرید و بخورید، این است بدنِ من. و پیاله را گرفته تشکر نمود و بدیشان داده گفت همهیِ شما از این بنوشید، زیرا این است خونِ من در عهدِ جدید که در راه بسیاری به جهتِ آمرزشِ گناهان ریخته میشود!", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "طغیان، هر چند چون چیزی نمیآفریند، در ظاهر منفی است، اما چون آن بخش از انسان را که باید همواره از آن دفاع شود، آشکار میکند، عمیقا مثبت است.", | |
| "author": "عهد جدید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سعی نکن به یک خوک آواز خواندن یاد بدهی. هم وقت خودت رو تلف میکنی و هم خوک را اذیت میکنی.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سقراط در یک نقطه مهم خودش را از سوفسطایی ها متمایز می کرد. او خودش را «سوفسطایی» یعنی «فرد خردمند و دانا» نمی دانست. برای همین برخلاف سوفسطایی ها برای آموزش هایش چیزی نمی گرفت. سقراط خودش را فیلسوف می نامید. فیلسوف به معنای واقعی آن. «فیلسوف» به کسی گفته می شود که «دوستدار دانایی» باشد.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مرگ بههمگی ما لبخند میزند، تنها کاری که میتوان انجام داد این است که لبخندش را با لبخند پاسخ گوییم.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بشر تا زمانی که زندگی را به عنوان چیزی مقدس باور نداشته باشد و به همنوعان خود به چشم برادر نگاه نکند، زندگی دیگران را تباه خواهد کرد.", | |
| "author": "مانس اشپربر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک زن کامل کسی است که بداند چگونه فرمانروائی کند.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من و مادرم، ناسازگاریها و کشمکشهای زیادی با هم داشتیم، ولی به نظرم، او از همهی آنها لذت میبرد.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چه نیک می توانیم حواس خویش را گذرگاهی برای امور سطحی و اندیشه خویش را شهوتی خدایی برای جهش ها و خطاها بدانیم! از همان سر منزل کار دریافته ایم که ناآگاهی خویش را پاس بداریم تا از خود زندگی لذت ببریم!", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک بار به مترسکی گفتم لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای؟ گفت لذت ترساندن عمیق و پایدار است و من از آن خسته نمیشوم. ومن اندیشیدم وگفتم,درست است,چون من هم مزه ی این لذت را چشید ه ام. گفت: تنهاکسانی که تن شان ازکاه پر شده باشداین لذت را می شناسند. آن گاه من از کنار او رفتم و ندانستم که منظورش ستایش من بود یا خوار کردن من. یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد! هنگامی که از کنار او گذشتم دیدم دوکلاغ در کلاهش لانه می سازند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همه ی چیزهای زیبایی را که می بینی، به ذهن بسپار، تا همیشه با تو باشند، حتی در زمانهایی که آنها را نمی توانی ببینی.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما به طنز نیازمندیم، زیرا هرچه بزرگتر می شویم این آمادگی را پیدا می کنیم که افرادی ترشروی و غمگین شویم، اما بچه ها به راحتی می خندند.", | |
| "author": "مولوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسی که ترس از حقیقت ندارد، از دروغ نیز ترسی نخواهد داشت.", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "قدرت از آن ِ خلقی است که کار میکند و اگر تاکنون از قید یوغ اسارت رهایی نیافته، بهدلیل فرورفتن در یک خواب مصنوعی یپنوتیزم) است. بیدارکردن او ضرورتیست بنیادین و مبرم.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "باورها دشمنان خطرناک تری از دروغ، برای حقیقت هستند.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فرضیهها، دروغهائی هستند که برای یافتن حقیقت، بهما کمک میکنند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما در عمر خود نگران دشواریها و سختیهایی زیادی هستیم که بیشتر آنها هرگز روی نمیدهد.", | |
| "author": "پابلو پیکاسو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "توجه داشته باشید که نتیجه حاصل از یک سخن کوتاه و یک گفتار بلند، برابر است.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنچه در آئین مسیحیت رایج است به همان اندازه نیز در بودائیسم اعتبار دارد....جامعه راهبان بودایی - به عنوان مثال در تبت - به شدت مخالف آموزش، ضدبشر و ستمپیشهاست.", | |
| "author": "اپیکور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زندگی بی نهایت شادتر بود اگر در 80 سالگی به دنیا می آمدیم و به تدریج به 18 سالگی می رسیدیم.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اینست تفاوت بین ساختن و خلق کردن: اینکه چیز ساخته شده ، تنها پس از ساخته شدن دوست داشته می شود، اما چیزی که خلق شده , قبل از بوجود آمدن دوست داشته شده است.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خانوادهها اهمیت دارند، اما باید تغذیه شوند. وجود ارتباط حیاتی است. بدگمانی و حسادت در سکوت رشد می کنند. ما از همهی فرصتها برای تجلیل خانواده استفاده میکنیم: در عروسیها و در جشنها، سالگرد و زادروزهای بزرگ، حتی در آیین خاکسپاری، در واقع هر بهانهای که بتوان با آن سفرهای بزرگ انداخت سبب تقویت پیوندهای خانوادگی می گردد، دلیل این حرف هم اینست که خانوادهای که اعضای آن می توانند بخوبی با هم غذا بخورند لابد اعضای آن می توانند در بلندمدت هم به خوبی با هم زندگی کنند.", | |
| "author": "چارلز دیکنز" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فرد معتقدی که منتظر وقوع معجزهای بوده و حالا آرزویش برآورده نشده است، هم چنان مشتاقانه باور دارد که معجزهای انجام خواهد پذیرفت اما وقوعش کمی به تاخیر افتاده است، چرا که وقوع اعجاز را مطمئنا نمی توان در پاسخ دو گزینهای آری یا نه خلاصه کرد. فرد معتقد با اطمینان خاطر متقاعد می شود که آن معجزه در حال وقوع بود که ناگهانست دشمن از آستین یکی بیرون آمد) و ظهور آن را به عقب انداخت.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من از حرف زدن با دیوار آجری خیلی خوشم می آید ، در تمام دنیا تنها چیزی است که با من مخالفت نمی کند.", | |
| "author": "مانس اشپربر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدمی به طور معمول بر اساس سیرت خود فکر می کند و بر اساس دانش خود و افکار عمومی رایج سخن می گوید، اما عموماً بر مبنای عادت عمل می کند.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خطاب واقعی بین یک فرد با فرد دیگر باید به جای آقا، جناب، .... «رفیق دردمند من» باشد. هرچند ممکن است این موضوع عجیب به نظر آید، اما بر طبق این واقعیت است که دیگران را در صحیح ترین وجه خود قرار می دهیم، و همچنین ضروری ترین چیزها، یعنی تحمل، صبر، گذشت و عشق به همسایه را به ما یادآوری می کند که همه بدان محتاجند و هر کدام از ما آن را به دیگری مدیون است.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سعادت نزدیک بودن به تزار سراپای وجودش را گرفت. این دیدار کافی بود تا حرام شدن آن روز جبران شود. به سرخوشی عاشقی بود که پس از انتظاری طولانی به وصال معشوق می رسد. جرئت نمی کرد به صفوف مقدم نگاه کند، بدون نگریستن و با غریزه ای خلسه آمیز، نزدیک شدنش را حس کرد. این حس فقط ناشی از صدای پای اسبان سواره نظام نبود، بلکه با نزدیک تر شدن تزار، همه چیز درخشان تر، شادتر، مهم تر و طرب انگیز تر می شد. از نگاه راستوف، این خورشید با نزدیک تر شدنش، پرتوهای ملایم و با شکوه می پراکند و اکنون او در احاطه این پرتوها بود، صدایش را شنید، صدایی روح نواز، آرام، شکوهمند و در عین حال بی تکلف ...", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همهچیز! آری، همهچیز را یک انسان میتواند فراموش کند، اما خود را، وجود خویشتن خود را، هرگز.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق وسیلهای است که تمام دردسرهای کوچک را به یک دردسر بزرگ تبدیل میکند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فرض کنید همان طور که دارید رانندگی میکنید و به راه خود میروید ناگهان ماشین دیگری به طرز خطرناکی جلوی شما میپیچد. اگر واکنش فکری شما این باشد:«مرتیکهی احمق!» آنوقت باید گفت که آمادهی خشم میشوید زیرا این عبارت کوتاه بلافاصله با اندیشه های غضبناک تر و انتقام جویانه تر دنبال میشود: «حرامزاده نزدیک بود بزند به من، نمی گذارم راحت فرار کنی!» همانطور که فرمان را محکم میچسبید گویی گلوی آن جوانک را گرفتهاید بند انگشت های دستتان سفید میشود، بدن تان آمادهی جنگ می شود، نه فرار. دچار لرزش و اضطراب میشوید، دانههای عرق در روی پیشانی تان مینشیند، قلبتان به تپش میافتد، عضلات صورتتان منقبض میشود. دل تان میخواهد او را بکشید. بعد که به اندازه کافی به او نزدیک شدید از خشم منفجر میشوید و عصبانیت خود را بر سر آن راننده خالی میکنید. سپس ماشین عقبی برای تان بوق میزند چون شما سرعتتان را کم کردهاید، خلاصه حاصل کار، فشار خون، بی احتیاطی در رانندگی و سرعت زیاد در اتوبان است.اکنون به جای از کوره در رفتن، بیایید با بلندنظری بیشتری به آن راننده نظر بیفکنید:«شاید مرا ندید، یا شاید دلیل موجهی برای این بی احتیاطی اش داشته باشد، احتمالا باید مریض داشته باشد.» بدین ترتیب خشم را با ترحم آرام میکنید، یا حداقل خشم را به تعویق میاندازید، مشکل همانطور که ارسطو گفته است ابراز خشم بجا و مناسب است و اینکه غضب بدون کنترل ما جاری نشود. بنیامین فرانکلین چه خوب گفته است که: خشم هرگز بدون دلیل نبوده است، اما این دلیل به ندرت موجه و قابل قبول است.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نشانه هوشمندی، سواد نیست؛ بلکه تخیل است.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچگاه پول خود را پیش از آنکه آن را بدست آوری، خرج نکن.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان آنقدرها که در جستجوی اعجاز است در جستجوی خدا نیست. و چون نمیتواند تاب بیاورد که بیمعجزه بماند، دست به خلق معجزات تازه میزند و به پرستش جادو و جنبل رو میآورد.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هنر نوعی رستگاری است، ما را از خواستن ، یعنی درد و رنج آزادی میبخشد، تصاویر زندگانی را دلربا میکند.", | |
| "author": "فئودور داستایوسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تو نه فقط آنقدر خوشبخت بوده ای که از روزگاران بسیار کهن به یک شاخه تکاملی مناسب تعلق داشته ای، بلکه در عین حال از لحاظ نیاکان شخصی ات بی نهایت - یا بهتر بگوییم به طرزی معجزه آسا - خوش بخت بوده ای. به این نکته توجه کن که در یک دوره 3/8 میلیارد ساله، دوره ای کهن تر از عمر کوه ها، رودها و اقیانوس های کره زمین، هریک از نیاکان پدری و مادری ات، از جذابیت کافی برای پیدا کردن یک جفت برای خودش برخوردار بوده و سلامت لازم برای تولید مثل را داشته است و سرنوشت و عوامل محیطی نیز به قدر کافی با او همراه بوده اند که عمر طولانی لازم برای چنین چیزی را در اختیارش گذاشته اند. حتی یکی از نیاکان مستقیمت زیر پا له نشد، از هم دریده نشد، از گرسنگی نمرد، درمانده نشد، در جایی گیر نیافتاد، بی موقع زخمی نشد، یا به شکلی از یک عمر تلاش و جستجو برای تحویل قطره کوچکی از ماده وراثتی خود به شریک و جفت اش در لحظه مناسب و برای ابدی ساختن تنها توالی ترکیب های موروثی که می توانست - سرانجام به طرزی حیرت آور و در یک آن - به پیدایش تو بیانجامد، دست برنداشت و منحرف نشد.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خداوند وقتی میخواهد کسی را فاسد سازد، او را بههمه آرزوهایش میرساند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فقرا نمی دانند که تنها دلیل آنها برای زندگی، تمایل ما به تظاهر در برخورداری از فضیلت سخاوت است.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اجبار، بدچیزی است، اما هیچ اجباری نیست که تحت جبر زندگی کنیم.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هنگامی که کار خوبی می کنم احساس خوبی دارم و هنگامی که کار بدی می کنم احساس بدی دارم این مذهب من است.", | |
| "author": "اپیکور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من باید بمیرم. باید حبس شوم. باید رنج تبعید را تاب آورم. ولی آیا مجبورم با ناله بمیرم؟ مجبورم زاری کنم؟ آیا کسی می تواند مانع من شود که با لبخند به تبعید روم؟ حاکم تهدید می کند که مرا به زنجیر خواهد کشید: چه می گویی؟ به زنجیرم می کشی؟ آری پایم را دربند می کنی، ولی نه اراده ام را ... نه حتی زئوس هم از پس چنین کاری برنخواهد آمد.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بدترین نفرت ، گاهی از عشقی عمیق نشات می گیرد.", | |
| "author": "اپیکتیتوس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "از میان تمام نعمتهایی که سرنوشت بهما ارزانی داشتهاست، هیچ نعمتی بالاتر از دوستی نیست - نهثروت و نهلذت.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "گرچه همه موافقند که زندگی زنجیره لعنتی از دست دادنهای یکی پس از دیگری است، اما افراد معدودی آگاهند که یکی از بدترین و آزاردهنده ترین از دست دادن ها که در دهه های بعدی زندگی انتظارمان را می کشد، خواب راحت شب است.", | |
| "author": "اپیکور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عاشق شوید و بلندهمتی را پیشهی خود سازید، زیرا اینها بالهای نیرومندی هستند که شما را به قلههای بلند کامیابی میرسانند.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دریغا، کجاست دریایی که باز در آن غرق میتوان شد: زاریِ ما این گونه بر فرازِ مردابهای کمژرفا طنینافکن است.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عدالت از لوازم تمدن است، یعنی این ضمانت که نظام حقوقی استقرار یافته، از این پس به سود فرد شکسته نشود.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به یاد یکی از دخترهای کشاورز دهکده افتادم. نوزده ساله بود. با وجود این همین چند روز پیش بچه به بغل به نانوایی آمد. من هرگز به هیچ نوزادی توجه نداشتم ولی وقتی به این بچه نگاه کردم به نظرم رسید که حیرت زده به اطراف نگاه می کند... به این فکر افتادم؛ اگر این کودک میتوانست حرف بزند حتما میگفت که به چه جهان شگفت انگیزی پاگذاشته است. فکر میکردم باید به مادرش به خاطر به دنیا آوردن این بچه تبریک بگویم ولی حقیقت این بود که باید به بچه به خاطر به دنیا آمدنش تبریک میگفتم. باید بر روی شهروند جدیدمان خم میشدم و میگفتم: «دوست کوچولوی من خوش آمدی. تو واقعا شانس آوردهای که به دنیا آمدهای.»", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اختلاف های حل ناشدنی در شخصیت و اندیشه های پدر و مادر، در وجود کودک نیز به حیات خود ادامه می دهد و باعث رنج های درونی او می شود.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به اعتقاد فروید شاهراه [دسترسی به] ضمیر ناخودآگاه خواب است. مهمترین اثر او اسمش «تعبیر خواب» است که در سال 1900 منتشر شد. در آن کتاب ثابت می کند خوابهای ما اتفاقی نیستند. از طریق همین خوابهاست که ناخودآگاه سعی می کند با خودآگاه ارتباط برقرار کند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسانی به خرد دست یافتهاند که گمان نمیبردهاند دارای آن هستند.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "...مثل اینکه این خشم بیش از اندازه مرا از درد تهی و از امید خالی ساخته بود. برای اولین بار خود را به دست بیقیدی و بیمهری جذاب دنیا سپردم. و از اینکه درک کردم دنیا این قدر به من شبیهاست و بالاخره این قدر برادرانهاست، حس کردم که خوشبخت بودهام و باز هم خواهم بود. برای اینکه همه چیز کامل باشد، و برای اینکه خودم را هر چه کمتر تنها حس کنم، برایم فقط این آرزو باقی مانده بود که در روز اعدامم، تماشاچیان بسیاری حضور به هم برسانند و مرا با فریادهای پر از کینهٔ خود پیشواز کنند.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "موسیقی نیروی حیات بخشی است که به گونه ای اسرار آمیز، خاطره های فراموش شده دورترین روزهای زندگی را در قلبها بیدار می کند.", | |
| "author": "جان اف کندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زمان خود را به بهتر کردن خود با مطالعه نوشته های دیگران اختصاص دهید. بنابراین شما به سادگی آنچه را بدست می آورید که دیگران سخت برای آن زحمت کشیده اند.", | |
| "author": "چارلز داروین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در غلاف زرین همدردی گاهی دشنه حسد پنهان است.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به نظر من، هدیه ای که موجب خوشنودی کوچک شود بسیار ارزشمندتر از هدایای پر زرق و برقی است که وسواس و خودنمایی هدیه دهنده، تنها موجب کوچکی ما می شود.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما به دوره ای تعلق داریم که فرهنگ را این خطر تهدید می کند که با ابزارهای فرهنگی نابودش سازند.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اما پرسش مهم هم چنان بی پاسخ مانده است، چرا انسانها نعمت زیبا و خدادادی آزادی راه همواره آن را ستایش و تحسین میکنند) با قیمت بسیار نازلی در معرض فروش گذاشته و به راحتی آن را به دیگران واگذار میکنند؟", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شاد ماندن به هنگامی که انسان در گیرودار کارهای ملال آور و پر مسئولیت است، هنر کوچکی نیست.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به جای تسلط بر جهان، باید بر خویشتن مسلط شد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ گل سرخی بی خار نیست، ولی خارهای بیگل فراوانند.", | |
| "author": "رنه دکارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ مشکلی را، از سطح تفکری که آن را باعث شده است نمی توان حل کرد.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هدف هنر نه وضع قانون و نه قدرتطلبی است. وظیفه هنر، درک کردن است. هیچ اثر نبوغآمیزی بر کینه و تحقیر استوار نیست. هنرمند یک سرباز بشریت است و نه فرمانده. او قاضی نیست بلکه از قید قضاوت آزاد است. او نماینده دائمی نفوس زندگان است.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مهم ترین مساله در یک رابطه، شنیدن چیزهایی است که گفته نمی شود.", | |
| "author": "مولوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "رنجهای عظیم موجب میشوند رنجهای کوچکتر دیگر احساس نشوند و برعکس، در نبود رنجهای عظیم، حتا کوچکترین دردسرها و مزاحمتها مایهی عذابند.", | |
| "author": "پیتر دراکر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برتراند راسل بر این باور بود که «نسلی که تاب ملال را ندارد، نسل مردان کوچک است.» به نظر من، در این باره حق با اوست. بدون توانایی تحمل میزان خاصی از ملال، زندگی ما زندگی شوربختانهای خواهد بود، چون زندگی به فرار مستمر از ملال تبدیل میشود. بنابراین همهی کودکان باید به گونهای پرورش یابند که تابِ تحملِ ملال را داشته باشند. فعال نگه داشتن دائمی کودک، به معنای نادیده گرفتن بخش مهمی از تربیت اوست.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شخصاً همیشه آمادهٔ آموختن هستم. با وجود این، هیچگاه دوست ندارم که به من درس بدهند.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مادر هرزگی شادمانی نیست بلکه ناشادمانی است.", | |
| "author": "نصرالله منشی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ریاکاران کسانی هستند که به دیگران معیارهایی را اعمال می کنند که خود از قبول آن معیار ها سر باز می زنند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اینجا و آنجا بر زمین، با گونه ای عشق رویاروی می شویم که در آن، عطش تصاحب یکدیگر، جای خود را به اشتیاقی نوین می دهد. اشتیاقی والا و مشترک برای رسیدن به آرمانی فراتر از آن دو. ولی چه کسی چنین عشقی را می شناسد؟ چه کسی آن را تجربه کرده است؟ شاید نام درست آن دوستی باشد.", | |
| "author": "نوآم چامسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تا به یک بیمار یا یک سالخورده یا یک جَسَد بر میخورند در دَم میگویند: «زندگی باطل است!» اما اینان تنها خود باطل اند؛ خود و چشمانِ شان که جز یک نما از هستی را نمیبیند. فرو رفته در عمق افسردگی و آرزومندِ یک حادثهی کوچک که مرگ آوَرَد: این گونه چشم به راه اند و دندان برهم میسایند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هنر را نمیتوان با سفارش پدید آورد، تنها چکمه را میتوان سفارش داد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بعضیها سخت شیفته قدما هستند و بعضی دیگر به شدت هواخواه تجدد میباشند؛ فقط عدهٔ معدودی هستند که میتوانند حد وسط را نگاه دارند؛ نه آرای درست قدما را به دور میاندازند و نه اختراعات صحیح نوین را مسخره میکنند.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان گرگ انسان است. البته «گرگ ها یکدیگر را نمی خورند» و این خود نشان می دهد که گرگ نسبت به گرگ «رفتار انسانی» دارد!", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آکادمیهایی که به خرج دولت تأسیس میگردند برای تربیت استعدادهای مردم نیست بلکه برای جلوگیری از آن است. ولی در دولتهای آزاد که تعلیم برای هرکس به مسؤولیت و خرج خودش آزاد است، علم و هنر تا آخرین درجه پیشرفت میکند.", | |
| "author": "توماس هابز" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به گمانِ من، تیغ گُشادن در برابرِ هر چیزِ خُرد، خِرَدمندی خارپُشتان است.", | |
| "author": "اسپینوزا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "درخشان ترین پیروزی من، قانع کردن همسرم برای ازدواجمان بود.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "والاتر و برتر از خویش بساز؛ ولی نخست باید خود را ساخته باشی، استوار در جسم و روح. مبادا تنها خود را تکثیر کنی، که بایست چیزی والاتر بسازی.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اعجاز نقاشی در این است که بدون جستجو کردن، گمشده خود را مییابیم.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ چیز وحشتناکتر از مرگ یک کودک، و هیچ چیز پوچتر از مردن در یک تصادف اتومبیل نیست.", | |
| "author": "پابلو پیکاسو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خدا، امید و خواب را برای جبران غمهای زندگی به ما ارزانی داشتهاست.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نیشهای چند مگس هرگز اسب چابک را از تاختن باز نمیدارد.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک هنرمند بزرگ، چیزها را همانطور که هستند نمیبیند، اگر میدید هنرمند نبود.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تجربه ساختنی نیست، چشیدنی است.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اتو رنکِ رواندرمانگر در جایی گفته علت مشکلات همهی زنانی که به او مراجعه کردهاند، این بوده که همسرانشان به اندازهی کافی خشن نبودهاند. به رغم ساده سازی بیش از اندازه این جمله، یک نکته افشاگرانه در آن است: کشت و کار عمیقانه سکس میتواند ما را چنان خودکامه و بی اعتنا به دیگران کند که نیروی - سادهی عمل جنسی نابود شود و زن لذت حیاتی و بنیادین دریافت، باربرداشتن و حمل را از دست بدهد. «گاز گرفتن عاشقانه» - لحظهی پرخاشجویی و تهاجم که معمولا در لحظهی ارگاسم اتفاق میافتد ولی ممکن است در تمام طول عشقورزی ناگزیر باشد - از لحاظ روانشناختی، کارکردی سازنده دارد و همان قدر که برای مرد پرمعناست، به همان اندازه و گاه بیشتر برای زن لذتبخش است.... در اینجا حتی ذرهای هم برای بازگشت به روابط جنسی زمخت و بدوی چانه نمیزنم. دلم هم نمیخواهد مرد یا زن هنوز جوانی را که برداشتاش از خشونت، اصرار صرف بر خواستههایش از شریک جنسیاش است، دلداری دهم. من واژهی خشونت را به معنای سالم آن به کار میبرم یعنی ابراز وجودی که از قدرت سرچشمه میگیرد و نه از ضعف و پیوندی جداییناپذیر با حساسیت و مهربانی دارد.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به این دلیل این همه به طبیعت وحشی و آزاد علاقه داریم که این طبیعت هیچ نظری درباره ی ما ندارد.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آزادگی هرگز با معجزه از آسمان نصیب ما نمی شود.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جلوگیری از تکرار تاریخ کاری بیهودهاست زیرا شخصیت آدمی طوری است که اجتناب از تکرار را غیر ممکن میسازد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خواندن کتابهای خوب، مکالمه با مردمان شرافتمند گذشته است.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خوشا فراموشکاران، که کار حماقتهای خود را نیز «تمام» میکنند.", | |
| "author": "رنه دکارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هرگز در میان موجودات، مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده، کرکس نمی شود. این ویژگی در میان هیچیک از مخلوقات نیست جز آدمیان.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بانکها از ارتش آماده به جنگ، خطرناکترند.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "از چشمانداز جوانی که بنگری، زندگی آیندهای دراز و بیپایان است؛ ولی از چشمانداز پیری، تنها گذشتهای بسیار کوتاه به چشمت میآید. وقتی با کشتی دور میشویم، اجزای ساحل ریز و ریزتر میشوند و امکان شناسایی و تمایزشان نیز کمتر؛ همچون سالهایی که پشت سر نهادهایم با همه رویدادها و تکاپوهایشان.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بوسه، اولین جرعه از جامی است که خداوند آن را از چشمه ی عشق پر ساخته است.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بیزاری از اظهار حقشناسی چیز نادری است،و تنها از مردان برجستهای بروز میکند که از میان فقیرترین طبقات برخاستهاند و هر قدم مجبور بودهاند کمکهایی را قبول کنند که همیشه به زهر اهانت آلوده بوده...", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تاریخ نگاران شبیه افراد ناشنوا هستند، [ چرا که ] مدام به پرسش هایی پاسخ می گویند که هیچ کس از آنها نپرسیده است.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "الگوی [بیمار] خودشیفته به شیوههای گوناگون ظاهر میشود: برخی بیماران احساس میکنند ممکن است دیگران را برنجانند، ولی خود را از هر نکوهش و انتقادی معاف میبینند؛ طبعا فکر میکنند عاشق هر کسی بشوند، او هم در مقابل عاشقشان میشود؛ فکر میکنند نباید برای دیگران صبر کنند؛ هدیه و غافلگیری و توجه از دیگران میخواهند، ولی خود چیزی به کسی نمیدهند؛ فکر میکنند همین که وجود دارند کافیست تا مورد عشق و احترام قرار گیرند. در گروه درمانی فکر میکنند باید بیش از دیگران مورد توجه باشند و برای بهدست آوردن این توجه هم نباید کوشش کنند؛ انتظار دارند گروه خود را به آنان برساند ولی لازم نیست آنها خود را با کسی هماهنگ کنند. درمانگر باید بارها و بارها به این بیماران یادآوری کند که چنین انتظاراتی تنها در یک دوره زندگی قابل قبول است، آن هم وقتیست که فرد نوزاد است و میتواند عشق بیقید و شرط از مادر بطلبد، بیآنکه نیاز به جبران باشد.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسی که مبارزه کند، ممکن است شکست بخورد، ولی آنکه مبارزه نکند، شکست خورده هست.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "صبح را [برای خود] با دیر بیدارشدن کوتاه نکنید؛ بهصبح مانند پنجمین عنصر حیات بنگرید که قدری نیز مقدس است.", | |
| "author": "برتولت برشت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چرا تصمیم گیری دشوار است؟ در رمان جان گاردنر، با نام گِرندل، قهرمان داستان، پریشان از معمای زندگی، با کشیش خردمندی مشورت می کند و او دو عبارت ساده به زبان می آورد: «همه چیز رو به نابودی است» و «هر راه چاره ای، تو را از سایر راه ها محروم می سازد.» \\r\\nمفهوم «هر راه چاره ای، تو را از سایر راه ها محروم می سازد» همان است که در قلب بیشتر دشواری های موجود در تصمیم گیری نهفته است. در برابر هر «آری» باید «نه» ای هم باشد. تصمیم ها ارزان به دست نمی آیند، زیرا همواره با چشم پوشی از چاره ی دیگر همراهند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنگاه پی بردم که، دست کم، من در سراسر این سالهای دراز، طاعونزده بودهام و با وجود این با همهٔ صمیمیتم گمان کردهام که بر ضد طاعون میجنگم. دانستم که بطور غیرمستقیم مرگ هزاران انسان را تأیید کردهام و با تصویب اعمال و اصولی که ناگزیر این مرگها را به دنبال دارند، حتی سبب این مرگها شدهام.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بنیانهای استوار جهانبینی ما و در نتیجه ژرف یا سطحی بودنش در سالهای کودکی شکل میگیرد. چنین دیدگاهی بعدها پیچیدهتر، مفصلتر و کاملتر میشود ولی بنیانش تغییر نمیکند.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بیشتر انسانها، هنگامی که در پایان عمر به گذشته مینگرند، در مییابند چقدر عاریتی و ناپایدار زیستهاند. وقتی میبینند آنچه گذاشتهاند از دستشان برود بیآنکه قدرش را بدانند یا لذتش را ببرند، همان زندگیشان بوده، شگفتزده خواهند شد. و چنین انسانی فریب خورده از امید، رقصان به سوی بازوان مرگ میرود.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فلسفه ی متکی به احتمالات که وابسته به حقیقتی نباشد، محکوم به نیستی است.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر از نعمتهایی که خداوند هر روز به ما می دهد با آغوش باز لذت بریم، هنگامی که بدی فرا می رسد، نیروی کافی برای تاب آوردنش داریم.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر آدمی پدری خوب نداشته باشد، باید یکی را برای خود پیدا کند.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "...می خواستم نه تنها قهرمان داستان من با مرگ خویش کنار بیاید بلکه به مراجعان خود نیز کمک کند تا با مرگ خویش مواجه شوند. دلیل انتخاب و معرفی موضوع مرگ در فرایند روان درمانی به سالهایی بازمی گردد که با بیماران سرطانی درمان ناپذیر کار می کردم. بیماران زیادی را دیدم که در مواجهه با مرگ پژمرده نشدند، بلکه برعکس دچار تغییراتی اساسی شدند که تنها می توان آن را رشد شخصیت، پختگی یا پیشرفت خردمندی نامید. آنها در الویت های زندگی خود تجدید نظر می کردند، موضوعات روزمره را ناچیز می شمردند، از داشته های مهم خود مانند کسانی که دوستشان دارند، از تغییر فصول، از شعر و موسیقی که مدتهای مدیدی از آنها غافل مانده بودند، شاکر و شادمان می شدند. یکی از بیمارانم می گفت:\\\"سرطان روان رنجور را شفا می بخشد.\\\" اما افسوس که انسان باید تا لحظات آخر زندگی، هنگامی که بدنش مورد تهاجم سرطان قرار می گیرد، منتظر بماند تا بیاموزد چگونه زندگی کند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من یک دوره کلاس تندخوانی رفتم و «جنگ و صلح» را در ده دقیقه خواندم. مربوط به روسیه بود.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ریشهی اعتقاد از آن جا خشک میشود که بخواهند تحمیلش کنند.", | |
| "author": "وودی آلن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان نمی تواند به تنهایی و برای خود زندگی کند؛ این مرگ است نه زندگی.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ولی چه کسی می توانست درمانگر نیچه باشد؟ پس از جستجوی فراوان در تاریخ، روشن شد که در سال 1882، یعنی فقط 120 سال پیش، چنین مخلوقی روی زمین نبوده است. اگر نیچه برای کمک به طبیبی روی می آورد، به او می گفت بیماریِ عشق، یک مشکل طبی نیست و توصیه می کرد که برای آب درمانی و استراحت، موقتا در یکی از چشمه های آب معدنی اروپا ساکن شود. شاید هم به کشیشی دلسوز سپرده می شد تا مشاوره مذهبی دریافت کند. درمانگر غیر روحانی چطور؟ کسی در کار نبود! رشته روان درمانی غیر مذهبی هنوز ابداع نشده بود و در انتظار فروید بود که در آن سال هنوز کارورز پزشکی بود و به حیطه ی روانپزشکی وارد نشده بود.", | |
| "author": "" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دو اشتباه مهم که تقریبا همیشه باعث طرد شدن شما از یک گروه میشود، این است که سعی کنید خیلی زود رهبری گروه را در دست بگیرید و ثانیا خود را با موقعیت موجود گروه هماهنگ نکنید. این دقیقا همان کاری است که بچه های نامحبوب انجام میدهند.آنها به زور خودشان را داخل جمع میکنند، خیلی زود یا با قلدری سعی میکنند بازی را عوض کنند، یا عقیدهی خودشان را مطرح کنند و یا به سادگی با دیگران مخالفت کنند لاش آشکار برای جلب توجه) و شگفت آن که همین اعمال موجب طرد شدن یا مورد بی اعتنایی قرار گرفتن آنها می شود. برعکس بچههای محبوب و پرطرفدار، قبل از وارد شدن به گروه، مدتی را به تماشای آنها میگذرانند تا در جریان امور قرار گیرند و سپس کارهایی که مورد قبول آنهاست انجام میدهند. این بچهها قبل از آن که ابتکار عمل را در دست گیرند و به اعضای گروه فرمان دهند منتظر میشوند تا اعتبار لازم را به دست آورند.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اعتماد تجلی یک نگاه خوشبینانه به واقعیت است. چون فقط یک آدم خوشبین، چنان باوری به همراهانش دارد که لازمه اعتماد است. فردی که اعتماد میکند آگاهانه سناریوهای منفی احتمالی را نادیده میگیرد - یا دست کم فرض را بر این میگذارد که این سناریوها جامه عمل نخواهند پوشید. اما در جوی که امروزه حاکم است گرایش غالب، گرایش معکوس است. یعنی نادیده گرفتن سناریوهای مثبت و بنیان گذاشتن پندار و کردار خویش بر سناریوهای منفی. در جو بی اعتمادی آدم گوش شنوایی برای اطلاعات و اخباری ندارد که نشان میدهد فلان پدیده آن قدر ها خطرناک نیست که آدم را به چنین هراسی بیاندازد. ... بنابراین روشن است که اعتماد در فرهنگ ترس سخت آسیب میبیند. ترس تاثیری سست کننده برا اعتماد دارد و وقتی اعتماد کم و کمتر شد، دامنه ترس بلند و بلندتر می شود.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هموطنان من، نپرسید کشورم چه کاری برایم می تواند بکند، بپرسید من چه کاری برای کشورم می توانم بکنم.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بشر برای علایقش سخت تر می جنگند تا برای حقوقش.", | |
| "author": "جان اف کندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دهقانی به یک غاز غذا می دهد. ابتدا حیوان ترسو مردد است و به این فکر می کند که: «چه اتفاقی افتاده است؟ چرا او به من غذا می دهد؟» موضوع هفته ها ادامه پیدا می کند تا اینکه بالاخره تردیدهای غاز از بین می رود. بعد از چند ماه غاز مطمئن می شود که: «من در قلب دهقان جا دارم.» و هرچه این غذا دادن ادامه می یابد تاییدی بر این باور او است. در حالی که غاز کاملا از خیرخواهی دهقان مطمئن شده است. یک روز در کمال ناباوری از قفسش بیرون کشیده می شود و کشاورز سرش را می برد. این غاز قربانی تفکر استقرایی شده است. تفکری با گرایش ترسیم نوعی یقین و اطمینان عالم گیر بر پایه مشاهدات منفرد.\\r\\nدیوید هیوم، فیلسوف قرن هجدهم، این تمثیل را برای هشدار دادن نسبت به خطرات این نوع تفکر به کار برد. با این همه تنها غازها نیستند که در دام این نوع از تفکر گرفتارند.", | |
| "author": "ناپلئون بناپارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تبعید یک فاجعه نیست بلکه یک حادثه ناگوار است و تغییر مکان، بخشی از زندگی است، انسان میتواند با کمک نیکی و احساس مسئولیت در همه جا در خانه باشد و احساس خوشبختی نماید.", | |
| "author": "رولف دوبلی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ذهنم زمستانی است اما در قلبم بهاری ابدی جاری است.", | |
| "author": "سنکا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک رابطهی دیالکتیک میان بیاحساسی و خشونت وجود دارد. در بیاحساسی زیستن، خشونت پدید میآورد؛... و خشونت، بیاحساسی ایجاد میکند. خشونت جایگزین نهایی و ویرانگریست که ناگهان سر بر میآورد تا خلأیی را که هیچ گونه وابستگی و رابطهای در آن نیست، پر کند. درجات متفاوتی از خشونت وجود دارد: از شوک نسبتا طبیعی حاصل از بعضی اشکال هنر مدرن، پورنوگرافی و هرزگی گرفته تا ناهنجاری مفرط در ترورها و قتلها ... وقتی زندگی درونی خشک میشود وقتی احساس رو به کاهش است و بیاحساسی رو به فزونی، وقتی فرد نمیتواند بر دیگری تاثیر بگذارد یا حتی تماسی اصیل داشته باشد، خشونت مانند ضرورتی دیوآسا برای ارتباط شعلهور میشود، سائقی آتشین که تماس را با سرراستترین شیوه ممکن ، به دیگری تحمیل میکند.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "از هیچ اندیشه تازه بدون فهم طرفداری نکنید، بلکه خود با شک و انکار در آن وارد شده و به حقیقت موضوع برسید.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تا زنده هستید، دل خود را زنده و شاداب نگهدارید؛ فرصت برای دلتنگی و مرگ بسیار زیاد است.", | |
| "author": "رنه دکارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آبادی یک کشور از روی میزان آزادیش سنجیده می شود، نه از روی حاصلخیزیش.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسی که به سرزمینی سفر کند و مختصر آشنایی به زبان رایج آن قوم نداشته باشد، به مدرسه میرود نه به سفر.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "داروی شفابخش روح آدمی، فلسفهاست.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فروید ما را به درون دوزخ دانتهای نیروهای دیوآسا برد و با مشاهدات تجربی فراوانی که به ما عرضه کرد، نشان داد امیال دیوآسا تا چه حد جدیاند و چطور ناهنجاری فکری، رواننژندی، روانپریشی و جنون، حاصل انحراف این نیروهاست. فروید نوشت:«کسی که به اندازهی من اهریمنیترین دیوهای نیمهاهلی ساکن در سینهی آدمیزاد را احضار کرده و فراخوانده باشد و در پی دست و پنجه نرم کردن با آن ها برآمده باشد، نمیتواند انتظار داشته باشد از این ستیز صدمه نبیند و جان سالم به در ببرد.» ... در روان درمانی، تن دادن به وسوسهگریز از دیوآسایی؛ تنها به دلیل خطرناک بودن آن، کارساز نیست. درمان مشکلات روان شناختی از این طریق، به «سازگاری» بیخاصیتی منجر میشود. در این حالت، درمان افراد، جادهی سلطنتیایست که به دلزدگی و ملال ختم میشود. تعجبی ندارد که بیماران، روان نژندی و روانپریشی را به «هنجاربودن» ترجیح میدهند زیرا در این هستی به کژراهه رفته، دست کم نیرو و سرزندگی سراغ کردهاند.", | |
| "author": "سیسرو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان از این مغاک ها که بیرون آید و از این بیماری سخت که جان به در برد، به نوزادی بدل می شود با پوستی درخشان، ظریف تر و بددلانه تر و با ذائقه ای لطیف تر برای شادی، زبان حساس تری برای چشیدن همه چیزهای خوب، با حواسی طربناک تر، با بی گناهی خطرناکی در شادمانی، بسیار کودکانه تر و با وجود این صدها بار موشکافانه تر از قبل.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در زندگی وضعی نیست که انسان نتواند به آن خو بگیرد، به ویژه هنگامی که ببیند همه اطرافیانش آن را پذیرفته اند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مردم فرومایه از اشتباهات و لغزشهای اشخاص بزرگ لذت فراوان میبرند.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما در آرزوی دست یافتن به حقیقت مطلق هستیم، زیرا تاب تحمل پریشانی ناشی از بوالهوسی های هستی را نداریم. نیچه، آن را این طور توصیف کرده است:«حقیقت وهمی است که بدون آن یک گونه خاص قادر به زنده ماندن نیست.» ما خود را در جست و جویی درونی برای راه چاره تدهین کرده ایم؛ خود را از نیاز به «جزئی از کل بودن» انباشته ایم؛ سرسختانه به این باور وفاداریم که تفسیر - دست کم نوعی از تفسیر - امکان پذیر است. این باور، همه چیز را قابل تحمل و ما را در حس سلطه و قدرت غوطه ور می کند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در عصر ما دیگر چیزی به نام فاصله گرفتن از سیاست وجود ندارد. همه چیز سیاسی است و سیاست توده ای از دروغ، بهانه جویی، حماقت، نفرت و اسکیزوفرنی است.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر عشق تنها یک ویژگی حقیقی داشته باشد، این است که هرگز نمی ماند؛ ناپایداری، بخشی از ماهیت شیدایی عشق است. ولی در شتاب بخشیدن به این مرگ احتیاط کنید. در جدال با عشق هم مانند مبارزه با یک اعتقاد مذهبی نیرومند، شما پیروز میدان نخواهید بود و به راستی شباهت های فراوانی میان عاشقی و تجربه خلسه ی مذهبی هست: یکی عشقش را «حال و هوای حضور در کلیسای سیستن» می نامید و دیگر حال عشق را وضعیتی آسمانی و زوال ناپذیر می دانست) صبور باشید، بگذارید این بیمار باشد که نامعقول بودن احساساتش یا وارستگی از شیفتگی به معشوق را کشف کند و به زبان آورد.", | |
| "author": "جورج اورول" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "روانکاو در مطب خود تعداد بسیاری بیمار میبیند که همگی با احساس گناه و شرمساری زندگی خود را تیره کردهاند. غالبا فایدهی اصلی یک درمان، پس زدن پردهی بی ارزشی است. پردهای که سنگینی آن فرد را خفه می کند و نیروهای حیاتیاش را متوقف میسازد. احساس گناه در فرایند تغییر، واقعا هیچ نقشی ندارد.هنگامی که شخصی از رفتار خود تخریب خود احساس گناه میکند، خود را بی ارزش کرده است؛ این بی ارزش کردن او را از آنچه برایش مفید است محروم میکند، چرا که خود را شایستهی آن نمی داند. او خود را به خاطر رفتار تخریب کنندهای که انجام داده، تنبیه و از تجربیات مطلوب محروم میکند. به این ترتیب، بدترین قضاوت کننده و بدترین دشمن خود هستیم و نسبت به خود بسیار بی رحمانه تر رفتار میکنیم تا با دیگران.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همهجا شادمانی قشر نازکی است که روی رنج و بیچارگی کشیدهاند.", | |
| "author": "گی کورنو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آرزو نکردن برابر است با مردن یا دستکم در سرزمین مردگان ساکن شدن. ویژگی دیگر سیری و دلزدگیست: آرزو ها فقط عبارتند از فشارهایی که فرد را بهسوی ارضای نهایی و برطرف شدن نیاز میرانند...در جایی که همهی آرزوها برآورده شده، پوچی، خلأ و بیهودگی در اوج است. زیرا این به معنای آن است که فرد دیگر آرزو نمیکند.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ای بسا کس که زنجیر خویش نتواند گسست، اما بندگُسلِ، دوستِ خویش تواند بود.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نابخشودنیترین چیز در تو این است که قدرت داری و فرمان نمیخواهی راند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "از یک خود کامه، یک بدکار، یک گستاخ و یا کسی که سرفرازی درونی اش را رها کرده، چشم نیک اندیش نداشته باش.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بعضی متخصصان معتقدند که عبارت اصلی یونانی «خود را بشناس» به معنی آن است که «بدان فقط یک انسان هستی». یعنی همان طور که ما در روان کاوی میگوییم، آنچه باید «پذیرفت» یا «با آن کنار آمد»، میل کودکانهی ما به بازی در نقش خدا و نیاز همهجاییمان به اینکه طوری با ما رفتار کنند که انگار خداییم.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من برای برقراری صلح، پیوسته هشدار میدهم؛ صلحی هرچند غیرعادلانه، بهمراتب بهتر از جنگی عادلانهاست.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "«زنبودن برای من چه معنایی داشتهاست؟ تا چهلسال تمام وانمود میکردم که زن بودن تفاوتی ایجاد نمیکند. روشنفکر بودم و روشنفکر یعنی روشنفکر. من با روشنفکر شدن، هویت بزرگسالی خود را بر الگوی تعارض و مخالفتی عمدی قرار داده بودم. من به عنوان روشنفکر میتوانستم احساس حاد زنانه طرد شدگیام را با پناه بردن به سنت فردگرایی افراطی، نه به عنوان یک زن که به عنوان یک فرد، مانع شوم. همانگونه که قبلا تن نداده بودم که به من برچسب «کودک» بزنند، حالا نیز خود را «زن» نمیدانستم. من، من بودم.\\r\\nوقتی بالاخره شروع به تحقیق کردم تا ببینم زن بارآمدنم به واقع چه تاثیر متفاوتی در سرنوشت من داشتهاست، به یکباره همه چیز برایم روشن شد. این دنیا، دنیایی مردانه بود. کودکی من با اسطورههایی گذشته بود که مردان ساخته بودند و واکنش من در برابر آنها اصلا شبیه آن نبود که اگر پسر میبودم میداشتم. این انقلاب شخصی من در یک جمله خلاصه میشود: من که میخواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. جنس دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.»", | |
| "author": "سیسرو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر گربه را نوازش کنی، خرخر می کند؛ و همین طور نیز به صورت اجتناب ناپذیری بر چهره انسانی که مورد ستایش واقع می شود، شادی و شعف نقش می بندد.", | |
| "author": "سیمون دوبوار" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من از هرچه تنها بخواهد بهمن چیزی بیاموزد-بیآنکه بر شادمندیام بیفزاید یا مرا نشاط تازهای بخشد-نفرت دارم.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنکه انتظار دارد هر چهارفصل سال بهار باشد، نه خود را میشناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سپاس بر طبیعت، این نگهبان مدیر و مدبر که ضرورتهای زندگی را سهلالوصول، و آنچه را صعبالحصول است، غیرضروری آفرید.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دن کیشوت: به کدام دچاری؟ جنونی خردمندانه یا سلامت عقلی ابلهانه؟", | |
| "author": "اپیکور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای مبارزه با بیماری خاص مردان، یعنی تحقیر خویشتن، مطمئن ترین درمان آن است که زنی باهوش آنان را دوست بدارد.", | |
| "author": "میگل د سروانتس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "از روی سؤالهای شخص، بهتر از جوابهای او میتوانید در بارهاش قضاوت کنید.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هنگام به خاک سپردنم بگویید این که زیر خاک میکنیم تن سقراط است،نه خود او.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدمی هر چه روح شادمانه و مطمئن تری داشته باشد، آن قهقهه ی بلند را بیش تر از یاد می برد و بر عکس پیوسته تبسمی نغز بر لبش نقش می بندد که نشانه شگفتی در باب امور پنهان و بسیار پسندیده در زندگی نیک است.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "حقایق نهفته در پس تعالیم ادیان چنان اعوجاج یافته و به صورت نظام مند در لفافه پیچیده شده، که عامه مردم نمی توانند آن را درک کنند. درست مثل این که در پاسخ به کودکی که می خواهد بداند یک نوزاد از کجا آمده، پاسخ دهیم حاجی لک لک آن را آورده. در اینجا ما با زبانی سمبولیک حقیقتی را برای کودک بازگو کرده ایم، ولی کودک که نمی تواند معنای نهفته در پس سمبول لک لک را درک کند، به شک می افتد و احساس می کند سرش کلاه رفته است. اغلب از همینجاست که نطفه بی اعتمادی او نسبت به بزرگسالان بسته می شود و شروع به عصیان می کند. به خاطر همین، امروزه سعی می کنیم دیگر از زبان سمبلیک برای توضیح وقایعی که ورای درک کودک است استفاده نکنیم و حقایق را در حد فهم و درک او برایش توضیح دهیم.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اغلب گفته می شود که سه دگرگونی بزرگ در اندیشه، دیدگاه مرجعیت بشر را تهدید کرده است. اول، کپرنیک اثبات کرد که زمین مرکز عالم نیست تا در پیرامون آن همه اجرام سماوی بچرخند. دوم، داروین نشان داد که ما مرکز زنجیره حیات نیستیم، بلکه مانند همه مخلوقات، از اشکال دیگر حیات تکامل یافته ایم و سوم، فروید که ثابت کرد که ما اربابان خانه خود نیستیم، بیشتر رفتارهای ما توسط نیروهایی خارج از آگاهی و شعور ما کنترل و اداره می شوند. شکی نیست شریک نظریه فروید که مورد اعتراف وی قرار نگرفته، آرتور شوپنهاور است. چرا که سالها قبل از تولد فروید، شوپنهاور مطرح کرده بود که ما با نیروهای زیست شناختی پیچیده ای هدایت می شویم و سپس خود را با این تفکر فریب می دهیم که ما آگاهانه اعمال خود را انتخاب می کنیم.", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تجربه در واقع نامی است که ما بر اشتباهاتمان می نهیم.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پایین تنه دلیلی است برای آنکه چرا انسان خود را بآسانی خدا نمی انگارد.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر دیوهایمان را بهدور افکنیم، باید خودمان را برای وداع با فرشتههایمان هم آماده کنیم. سرزندگی ما و ظرفیت گشودن آغوشمان بر روی قدرت اِروس، در دیوآسایی نهفته است. ... دیوآسایی را باید هدایت کرد و برایش بستر ساخت، این همان جایی است که خودآگاهی انسان بسیار اهمیت مییابد. در ابتدا دیوآسایی را همچون رانشی کور تجربه میکنیم. از این جهت غیرشخصیست که از ما ابزاری برای طبیعت میسازد. یا مثل خشم به سوی اثبات کور خویشتن میراندمان و یا مثل سکس به سوی استیلای گونه انسانی با بارور کردن زن. وقتی خشمگینم، دیگر اهمیتی ندارد که من کیستم یا شما کیستید؛ فقط میخواهم بتازم و نابودتان کنم. وقتی مردی در وضعیت تحریک شدید جنسیست فقط میخواهد با زن بخوابد بدون توجه به اینکه آن زن کیست. ولی خودآگاهی، دیوآسایی را انسجام میبخشد و آن را انسانی میکند. هدف رواندرمانی هم همین است.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک تصویر از هزاران واژه ارزشمندتر است.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک انسان می تواند آزاد باشد بدون آن که انسانی بزرگ گردد، اما هیچ انسانی نمیتواند بزرگ گردد بی آن که آزاد باشد.", | |
| "author": "ناپلئون بناپارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "درخت آزادی باید هر از گاهی با خون آزادگان و ستمگران سیراب گردد.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای شخصی که نمیداند به کجا میخواهد برود، باد موافق وجود ندارد.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من در اینجا «مسوولیت» را در معنایی خاص به کار می برم؛ همان معنایی که ژان پل سارتر مد نظر داشت، زمانی که مسوول بودن را «بانی و مولف انکار ناپذیر یک رویداد یا شی» معنا کرد. مسوولیت یعنی ایجاد و تالیف. آگاهی از مسوولیت یعنی آگاهی از اینکه خود، سرنوشت، گرفتاری های زندگی، احساسات و در نتیجه رنج هایمان را خود پدید آورده ایم. برای بیماری که چنین مسوولیتی را نپذیرد و همچنان دیگران - دیگر افراد و یا دیگر نیروها - را به خاطر ناراحتی هایش سرزنش کند، درمان حقیقی امکان پذیر نیست.", | |
| "author": "سنکا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خوشبختی میان خانهٔ شماست، بیهوده آن را در باغ بیگانگان میجویید.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که میتوان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمیها را تکرار کرد.", | |
| "author": "مارکوس اورلیوس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من همیشه می توانم آزادانه انتخاب کنم، اما باید بدانم که اگر انتخاب نکنم، باز هم انتخابی کرده ام.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق بلایی است که همه خواستارش هستند.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دوستی آن نیست که یکطرف از شنیدن حقیقت دوری جوید و طرفِ دیگر از دروغگفتن فروگذار نباشد.", | |
| "author": "افلاطون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نباید ایمان به انسانیت را از دست دهید. انسانیت یک اقیانوس است؛ اگر قطرات اندکی از اقیانوس کثیف است، اقیانوس کثیف نمیشود.", | |
| "author": "سیسرو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شکست هائی هست که بیش از پیروزی، ظفربخش است.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دانش باید توهم های متافیزیکی، پیشداوری ها و خرافه ها را پشت سر بگذارد، اما مفهوم عقلانیت عنی حقیقت، آزادی و عدالت) را به عنوان سنت از نسلی به نسلی منتقل کند.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همه این آدمها وقتشان را سر این میگذارند که ما فی الضمیرشان را توضیح دهند، و با خوشحالی تصدیق کنند که آرا و عقایدشان یکی است.", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در بین تمامی مردم تنها عقل است که عادلانه تقسیم شده، زیرا همه فکر می کنند به اندازه کافی عاقلند.", | |
| "author": "برتولت برشت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برخی افراد وام زندگی را نمی پذیرند تا زیر بدهی مرگ نروند.", | |
| "author": "رنه دکارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برخی ادعا میکنند که فرگشتکامل)، تنها یک نظریه است، مثل اینکه تنها یک حدس و گمان باشد. نظریه فرگشت، مثل نظریه گرانشاذبه) یک حقیقت علمی است. فرگشت واقعا اتفاق افتاد. پذیرش خویشاوندی ما با تمام حیات موجود در زمین تنها علم محض نیست. به نظر من، تجربه معنوی تعالی بخشی است.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی خسته ایم افکاری که سالها پیش بر آنها غلبه کرده ایم، بار دیگر به ما هجوم می آورند.", | |
| "author": "نیل دگراس تایسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنچه اندازه گرفته می شود، قابل مدیریت می شود.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "[نیهیلیست] کسی است که عقیده دارد، هیچ چیز معنی ندارد و هر کاری مجاز است. اما سارتر عقیده داشت زندگی باید معنایی داشته باشد. ولی خود ماییم که به زندگی معنا می دهیم. وجود داشتن به معنای آفریدن زندگی خود است.", | |
| "author": "پیتر دراکر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر از میان تمامی شیوههای ممکن برای درک فرصت پیش آمده، یک بار به ذهن او [بیمار الکلی] خطور کند که یک میخوارهست و لاغیر و در هر شرایطی این فکر را رها نکند، دیگر بعید است مدتی طولانی در آن وضع بماند. کوششی که برای نامیدن خویش با نامی مناسب و درست به شکلی تزلزلناپذیر به کار میگیرد، همان عمل اخلاقی نجات بخش اوست.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دوست واقعی از روبرو به تو خنجر می زند.", | |
| "author": "ویلیام جیمز" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "باید شرم کنند، کسانی که بدون کمترین تأمل و تفکر از پدیده های معجزه آسای دانش و فن بهره می گیرند و سفیهانه از درک مفهوم هوشمندانه ی آن عاجزند؛ همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار، اما از دانش گیاه شناسی بی خبر است.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای تحقق خوشحالی مردم، راه های کمی به غیر از بیان مشکلات یا فاش کردن ضعف های شخصی خودتان وجود دارد.", | |
| "author": "آلبرت اینشتین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "طمع، همچون آب شوری است که هر چه بیشتر نوشیده شود، تشنگی را افزونتر می کند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تصمیم، دردناک و رنج آور است، نیز به این دلیل که اگر ژرف بنگریم، نه تنها هریک از ما را با آزادی رودرو می کند، بلکه با تنهایی بنیادین و با این واقعیت هم مواجه می سازد که هر یک از ما به تنهایی مسئول وضعیت موجود در زندگی خویشیم. اگر فرد، دیگری را به تصمیم گیری به جای خود بگمارد یا ترغیب کند، می تواند هم تصمیم خویش را داشته باشد و هم از درد تنهایی احتراز کند. اریش فروم بارها تآکید کرده انسانها همیشه منشی دوسویه گرا نسبت به آزادی دارند. با اینکه به پیکاری بی امان برای رسیدن به آزادی دست می زنند، منتظر فرصتی هستند که از آن صرف نظر کنند و به نظامی استبدادی تن دردهند تا از باری که آزادی و تصمیم بر دوش شان نهاده بکاهند. رهبر با جذبه و فرهمند - کسی که هر تصمیمش پرشور و با اعتماد به نفس است - مشکلی در به خدمت گرفتن افراد و به کار گماشتنشان ندارد.", | |
| "author": "مولوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما در این سرزمین از وجود سه چیز برخورداریم: وجدان بیدار، آزادی بیان و احتیاط لازم برای اینکه از دوتای اول هرگز استفاده نکنیم!", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تاریخ داستانی است که رخ داده است. داستان، تاریخی است که ممکن است رخ داده باشد.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نیچه می گوید وظیفه ما در زندگی، تکمیل کردن آفرینش و طبیعت خویش است. او دستورالعملی نیز برای اجرای این وظیفه درونی بایسته به ما پیشکش کرده است، نخستین جمله ماندگارش را : «بشو، آن که هستی»", | |
| "author": "آندره ژید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی که مسأله پول پیش میآید، همه پیرو یک کیش و آئین میشوند.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "از بیشتر مراجعه کنندگان می پرسم:«دقیقا از چه چیز مرگ می ترسید؟» پاسخهای مختلفی که به این پرسش می دهند، غالبا به درمان سرعت می بخشد. پاسخ جولیا «همه کارهایی که انجام نداده ام» به جانمایه ای اشاره می کند که برای همه آنهایی که به مرگ می اندیشند یا با آن روبرو می شوند اهمیت دارد: رابطه دوجانبه بین ترس از مرگ و حس زندگی نازیسته.\\r\\nبه عبارت دیگر هرچه از زندگی کمتر بهره برده باشید، اضطراب مرگ بیشتر است. در تجربه کامل زندگی، هرچه بیشتر ناکام مانده باشید، بیشتر از مرگ خواهید ترسید. نیچه این عقیده را با قوت تمام در دو نکته کوتاه بیان کرده است:«زندگی ات را به کمال برسان و به موقع بمیر.» همان طور که زوربای یونانی با گفتن این حرف تاکید کرده است:«برای مرگ چیزی جز قلعه ای ویران به جا نگذار» و سارتر در زندگی نامه خودنوشتش آورده: «آرام آرام به آخر کارم نزدیک می شدم... یقین داشتم که آخرین تپشهای قلبم در آخرین صفحه های کارم ثبت می شود و مرگ فقط مردی مرده را درخواهد یافت.»", | |
| "author": "رابرت فراست" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر ملتی انتظار داشته باشد که هم احمق باشد و هم آزاد، این انتظار هیچگاه عملی نشده و نخواهد شد", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرأت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود مجازاتش مرگ است. و مسئله این نیست که چه پاداش یا مجازاتی در انتظار این استدلال است. مسئله این است که بدانیم دو دوتا چهارتا میشود، آری یا نه؟", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شخصی که در یک مورد از یک اتفاق یا یک چیز بدجوری ترسیده است در موارد بعدی هم خیلی آسانتر از همان اتفاق یا چیز خواهد ترسید. به نظر میرسد وقتی مکررا در معرض اتفاقاتی قرار میگیریم که ما را میترسانند، اعضای درگیر عملا رشد میکنند؛ و لذا آن اعضا در واقع توانایی ارگانیسم را برای احساس ترس بالاتر میبرند. این امر در نهایت منجر به حالت مزمن ترس در ارگانیسم یا اضطراب میشود.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی حدود دو و نیم دهه پیش به سل مبتلا شده بودم، دریافتم که «نیروی اراده» موروثیام به طرز غریبی بیاثر شده است. در آن روزها، تنها درمان، استراحت در بستر و ورزشهای به دقت درجه بندی شده بود. نمیتوانستیم عزممان را برای بهبود جزم کنیم و افراد «مصمم و سرسخت» مسلول، عموما حالشان بدتر بود و زودتر از پا درمیآمدند. ولی من دریافتم گوش دادن به جسمم اهمیتی حیاتی در درمانم داشت. وقتی توانستم نسبت به جسمم حساس باشم، «بشنوم» که خستهام و به استراحت بیشتری نیاز دارم یا حس کنم جسمم آنقدر قوی شده که بتوانم ورزشها را بیشتر کنم، رو به بهبود رفتم؛ و وقتی دریافتم آگاهی جسمم دچار وقفه شدهالتی شبیه به آنچه بیماران در روانکاوی تجربه میکنند وقتی میگویند ذهنشان «با آنها» نیست.)، حالم رو به وخامت رفت. این شاید برای کسی که به شدت بیمار است، دیدگاهی زیادی شاعرانه یا «عرفانی» به نظر آید ولی در واقع برای من مسالهی مرگ و زندگی، مقولهای طاقت فرسا و تجربی بود. تا جایی که میتوانم قضاوت کنم باید بگویم که این در مورد سایر بیماران هم صدق میکرد. پفاندرس[فیلسوف آلمانی] میگوید:«اراده گوش کردن است.» که مشخصا همان «گوش دادن» به جسم را در ذهن متبادر میکند.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی خود را از زیستنی پرشور و چابکانه ... برحذر داریم، به دلیل هستی درخواب مانده و به عبارت دیگر زندگی نازیسته ی درونمان، احساس گناه می کنیم.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تصمیم هایی وجود دارد که هیچ کس نباید ناگزیر به گرفتن شان شود.", | |
| "author": "اتو رنک" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خانم! زیبایی شما فقط چشم را لذت میبخشد، اما زیبایی اخلاق و فهم شما، روح را نوازش میدهد.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدم باید اول انسان باشد بعد دکتر.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پدران و استادان، از خود میپرسم جهنم چیست؟ به نظر من رنج ناتوانی از دوستداشتن است.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خوشبختی زمانی است که آنچه فکر می کنید، آنچه می گویید و آنچه عمل می کنید، همه هماهنگ باشد.", | |
| "author": "فئودور داستایوسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همه می خواهند بشریت را عوض کنند، ولی افسوس هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند.", | |
| "author": "مهاتما گاندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ای بسا چیزها که اکنون بدترینِ بدیها خوانده میشوند و پهناشان دوازده پا و درازاشان سه ماه بیش نیست! اما روزی اژدهایانی بزرگتر به جهان خواهند آمد. تا اَبَرانسان بیاژدها نمانَد - اَبَراژدهایی در خوردِ او - خورشیدِ سوزان هنوز میباید بر جنگلهایِ دَمناکِ بکر بسی بتابد.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می رسند و نظری بر گذشته می افکنند در می یابند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرا زیسته اند و با حیرت مشاهده می کنند که آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته اند و لذتی از آن نبرده اند همان زندگی شان بوده است.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بچهها تا کوچکند به پدر و مادرشان مهر میورزند، وقتی بزرگ شدند آنها را به محاکمه میکشند و گاهی نیز مورد بخشش قرار میدهند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که بدان می نگری.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچگاه مانع دشمنت نشو هنگامی که اشتباهی مرتکب می شود.", | |
| "author": "آندره ژید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اغلب با اعتماد به نفس گفته میشود که خاستگاه انسان هرگز شناخته نمیشود،باید بگویم که نادانی بیش از دانش، به انسان اعتماد به نفس میبخشد: آنها که کم میدانند ادعا میکنند این یا آن مساله هرگز توسط علم حل نخواهد شد.", | |
| "author": "ناپلئون بناپارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مشکلات حاصل از پیروزی دلنشینتر از مسایل حاصل از شکست است ولی آسانتر از آن نیست.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کار یعنی هر چیزی که مجبور به انجام دادنش باشید و بازی یعنی هر چیزی که مجبور به انجام دادنش نباشید.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بزرگی یک ملت را می توان از نحوه رفتار آنها با حیوانات سنجید.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جنگ همانقدر که زاییده شور و شوق جنگ طلب ها است، همان قدر هم زاییده نومیدی و بی عملی کسانی است که از جنگ بیزارند.", | |
| "author": "مهاتما گاندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای شاد کردن دنیا مهمترین چیزِ مورد نیاز هوشمندی است.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آخرین درجه فساد، به کار بردن قوانین برای ظلم است.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همینکه مردم ببینند عقاید مختلفی درباره حقیقت وجود دارد، بزودی مستعد تحقیر آن میگردند و چنین میپندارند که اشخاصی که درباره آن متفق نیستند همه در اشتباهاند.", | |
| "author": "ویلیام شکسپیر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک احمق خود را خردمند می پندارد و خردمند می داند که احمقی بیش نیست.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مطالعه وسیله ایمنی از بدی خلایق است و انسان را در قرون گذشته سیر داده و باافکار بزرگان آشنا میسازد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دروغ مظهری از شیطان است زیرا شیطان دو نام دارد، یکی شیطان و دیگری، دروغ", | |
| "author": "جوزف کمبل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بعضی مادران به فرزندانی خوشبخت و قابل احترام نیاز دارند و بعضی دیگر به فرزندانی بدبخت، زیرا در غیر اینصورت نمی توانند مهربانی مادرانه ی خویش را نشان دهند.", | |
| "author": "ویکتور هوگو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مکداف: اسکاتلند همان جا بود که هنوز هست؟\\r\\nراس: دریغا، سرزمینِ نگون بخت که از به یاد آوردنِ خود نیز بیمناک است. کجا می توانیم او را سرزمینِ مادری بنامیم که گورستانِ ماست؛ آن جا که جز از همه-جا-بی خبران را خنده بر لب نمی توان دید؛ آن جا که آه و ناله ها و فریاد هایِ آسمان شکاف را گوشِ شنوایی نیست. آن جا که... چون ناقوسِ عزا به نوا درآید کمتر می پرسند که از برای ِ کیست، و عمرِ نیک مردان کوتاه تر از عمرِ گُلی است که به کلاه می زنند؛...", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در سراسر زندگی احساس تنهایی شدید کرده ام و همواره از اعماق قلبم آه کشیده و انسانی را طلب کرده ام. اما افسوس، بیهوده بود من در تنهایی باقی مانده ام، اما می توانم با صداقت بگویم که خطای من نبوده است، زیرا از هرکس که انسان بود روی برنگردانده و دوری نکرده ام.", | |
| "author": "ویلیام شکسپیر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر ثابت میگشت اندامی پیچیده وجود داشته که احتمالا از راه تغییرهای جزئی، پی در پی و فراوان به وجود نیامده است ، نظریه من کاملا با شکست روبرو میشد. اما من چنین موردی را سراغ ندارم.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بذلهگویی برازندهترین لباسی است که در یک مجلس میتوان پوشید.", | |
| "author": "چارلز داروین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پاییز بهار دیگری است که در آن هر برگ یک گل است.", | |
| "author": "ویلیام شکسپیر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شیوه نگهداشت حرمت کتاب مقدس در اروپا تاکنون، چه بسا بهترین نمونه انضباط و ظرافت در رفتار بوده باشد که اروپا وجود آن را وامدار مسیحیت است. چنین کتابهایی که تعلق به ژرفنا و معنایی غایی دارند، برای نگاهبانی خویش نیازمند قدرت استبدادی مرجعی هستند که از بیرون نگاهبانشان باشد تا بتوانند آن هزاره هایی را دوام آورند که برای کشیده شدن شیرهشان و گشوده شدن معماشان ضروری است.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ترس از عشق، ترس از زندگی است و آنان که از عشق دوری می کنند مردگانی بیش نیستند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی نتیجه ی انتخابات آشکار شد، یعنی رأی بالاترین مرجع آشکار شده است.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دیگر مسئول دفاع از اندیشههای مقدس و ارزشمندی که از پدرانشان گرفتهاند نیستند، یک مرد مفرغی خودش را نگهبان آن اندیشهها کردهاست.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در آموزههای سنت آگوستین، اِروسros) را نیرویی میدانند که انسانها را به سوی خدا میکشاند. اِروس عبارت است از آرزوی یگانگی عارفانه که از تجربه مذهبی پیوستن به خدا یا به اصطلاح فروید، تجربهی «اقیانوسی» ناشی میشود. در عشق ورزیدن به سرنوشت خویش یا به قول نیچه «سرنوشتت را دوست بدار amor fati» نیز عنصری از اِروس نهفته است. منظورم از سرنوشت، بداقبالیهای خاص یا اتفاقیمان نیست، بلکه سرنوشت به معنای پذیرش و تصدیق وضعیت متناهی و فانی انسان است که ما را در عین زیرکی و قدرت تا ابد با ضعف و مرگ روبرو کرده است.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "و کسانی هستند که می بخشند, واز رنج و لذت فارغ اند و سودای فضیلت و تقوا نیز در سر ندارند, همچون درخت عطر آگین که در دره ای دور, شمیم جان پرورش را به هر نفس به دست نسیم می سپارد. خداوند از دست های چنین بخشندگانی, با آدمیان سخن می گوید و از پشت چشم آنان بر زمین لبخند می زند.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "باید به واقعیتها بنگری زیراکه آنها به تو چشم دوختهاند.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر کس که تنها به خودش متکی بوده و تمام آنچه را که مال خود می نامد، مالکیت ثروت درونی خویش باشد، غیرممکن است کاملا شاد نباشد.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هنگامی که مصمم به عمل شدید، باید درهای تردید را کاملأ مسدود سازید.", | |
| "author": "سیسرو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شر و بدی که در دنیا وجود دارد پیوسته از نادانی میزاید و حسننیت نیز اگر از روی اطلاع نباشد ممکن است به اندازهٔ شرارت تولید خسارت کند. مردم بیشتر خوبند تا بد و در حقیقت، مسئله این نیست. بلکه آنها کم یا زیاد نادانند و همین است که فضیلت یا ننگ شمرده میشود. نومید کنندهترین ننگها، ننگ نادانی است که گمان میکند همه چیز را میداند و در نتیجه به خودش اجازهٔ آدمکشی میدهد: روح قاتل کور است و هرگز نیکی حقیقی یا عشق زیبا بدون روشنبینی کافی وجود ندارد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "درنگ، بهترین درمان خشم است.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق به تمام موجودات زنده شرافتمندانه ترین و باشکوه ترین ویژگی انسان است.", | |
| "author": "سنکا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خدایان در راه فضیلت سدهایی از درد و رنج برپا کردهاند اما از طرف دیگر وقتی آدمی بر این مشکلات فائق آمد و از سدها گذشت، فضیلت به دست آمده کار آسانی به نظر میرسد.", | |
| "author": "چارلز داروین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر نفسی که فرو میبریم، مرگی را که مدام به ما دستاندازی میکند پس میزند... در نهایت این مرگ است که باید پیروز شود، زیرا از هنگام تولد بخشی از سرنوشت ما شده و فقط مدت کوتاهی پیش از بلعیدن طعمه اش، با آن بازی می کند. با این همه، ما تا آنجا که ممکن است، با علاقه فراوان و دلواپسی زیاد به زندگی ادامه می دهیم، همانطور که تا آنجا که ممکن است طولانیتر در یک حباب صابون میدمیم تا بزرگتر شود، گرچه با قطعیتی تمام میدانیم که خواهد ترکید.", | |
| "author": "افلاطون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک جمله ی قصار خوب، از دندان زمان سخت تر است و هزاره ها از پای درنمی آورندش، بلکه خوراک همه زمان هاست.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر مریخی ها زمین را زیر نظر گرفته باشند، احتمالا از اینکه حیات بشر هنوز ادامه دارد، شگفت زده شده اند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "احساسی نظیر ترس، راهی است برای حضور در این جهان. از سوی دیگر، جهانی که از آن می ترسیم، جایی است که هرگز در آن نمی توانیم کاملا احساس راحتی و «در خانه خویش بودن» بکنیم.", | |
| "author": "نوآم چامسکی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زرتشت روزی از گرما در زیرِ انجیربُنی خفته بود و دستها را بر چهره نهاده، که ماری دررسید و گردناش را گزید، چنانکه زرتشت از درد فریاد کرد. چون دست از چهره برگرفت، مار را دید. مار چشمانِ زرتشت را بشناخت و ناشیانه به خود پیچید و رو در گریز نهاد.زرتشت گفت:«مرو که هنوز سپاسات نگفته ام! تو مرا به هنگام از خواب برخیزاندی. من هنوز راهی دراز در پیش دارم.» مار غمگین گفت: «راهی چندان در پیش نداری. زهرِ من کُشنده است.» زرتشت لبخندی زد و گفت:«کجا اژدهایی از زهرِ ماری مرده است! بیا زهر ات را باز گیر! تو نه چندان توانگر ای که آن را به من بخشی.» آنگاه مار دیگر بار بر گردن او افتاد و زخماش را مکید.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اکنون به مورد جالبی از انتقال احساسات از یک فرد به دیگری توجه کنید. در آزمایش سادهای، دو داوطلب یکی بشاش و سرحال و دیگری خشک و سرد ) در اتاق های جداگانه پرسشنامهای را که دربارهی حالت روحی آنها در آن لحظه بود پر کردند. بعد آنها را در یک اتاق روبروی هم نشاندند و به آنها گفتند که ساکت منتظر باشند تا آزمایشگر بیاید و پرسشنامهی دیگری را به آنها بدهد. دو دقیقهی بعد آزمایشگر وارد اتاق شد و از آنها خواست که دوباره پرسشنامهی دیگری درباره خلق و خویشان در آن لحظه پر کنند. این آزمایش را روی تعداد زیادی از افراد شاد و اخمو تکرار کردند.در تمام موارد، بدون استثنا، حالت روحی فرد شاد و پر احساس به شخص سرد و کسل انتقال یافته بود. این انتقال جادویی چطور رخ می دهد؟ پاسخ این است که همگی ما به طور ناخودآگاه عواطف و احساساتی را که توسط شخص دیگر به نمایش گذاشته می شود تقلید می کنیم، ... تقلید از احساسات دیگران معمولا به شکلی ظریف و هوشمندانه انجام می شود. ... وقتی مردم چهرهی خندان یا ناراحتی را میبینند، عضلات چهرهی خودشان هم به تقلید از آن دچار تغییرات محسوسی میشود که با چشم غیر مسلح دیده نمیشود ولی به کمک گیرندههای حسی الکترونیکی قابل مشاهده است.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فردی با استعدادهای والا و نادرِ ذهنی، که به حرفهای صرفا مفید گمارده شود؛ مانند یک ظرف باارزش تزئین شده با زیباترین نقشهاست که به جای دیگ آشپزخانه استفاده شود.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بیاعتمادی موجب بیاعتمادی بیشتر میشود؛ چون فرد را از موقعیتهایی برکنار نگه میدارد که در آنها بیاعتمادی سنجشگرانه به شکلی نوعی شعور اجتماعی آموخته میشود. ما غالبا از چیزهای ناآشنا بیشتر از چیزهای آشنا میترسیم. اکثر چیزها وقتی با آنها آشنا شدیم اساسا دیگر به نظرمان خطرناک نمیآیند. ثابت شده است که ما از افرادی از «نژاد » دیگر بیشتر از افراد همنژاد خودمان میترسیم. ... ترس دقیقا مانع از آن چیزی میشود که ترس را میتواند از بین ببرد، یعنی تماس انسانی. ترس و بیاعتمادی خودشان خودشان را تکثیر میکنند.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همدردی از احساسات صاحب منصبانه است: آن را به بهای ارزان، بعد از وقوع بلایا، به دست می آورند. ولی دوستی به این سادگی نیست. به مرور ایام و با رنج بسیار به دست می آید، اما چون به دست آمد، دیگر راهی برای خلاصی از آن وجود ندارد. باید در برابرش سینه سپر کرد.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تمام عمر، صرف عبور از گذرگاه جوانی میگردد.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آیا جهالت نیست که آدمی ساعات شیرین امروز را فدای روزهای آینده نماید.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بزرگسالهایی که اضطراب مرگ، خوره جانشان می شود، آدمهای عجیب و غریبی نیستند که مبتلا به بیماریهای نادری شده باشند؛ بلکه مردان و زنانی هستند که خانواده و فرهنگشان جامه حفاظتی مناسبی برایشان ندوخته تا در برابر سرمای جانکاه فناپذیری مقاومت کنند. اینها شاید در زمان کودکی بیش از حد با مرگ روبرو شده باشند؛ شاید از کانون محبت، غمخواری و امنیت در خانه شان محروم بوده باشند؛ شاید آدمهای گوشه گیری بوده باشند که هرگز دغدغه فانی بودن را با کسی در میان نگذاشته باشند؛ یا شاید آدمهای حساسی بوده باشند، بویژه افرادی خودآگاه که از داستان های دینی دایر بر انکار مرگ که فرهنگشان ارائه کرده روگردانده و تسلای خاطر نجسته باشند.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به همه عشق بورز، به معدودی اعتماد کن و در حق کسی بدی نکن.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسی بهتر از درسش استفاده میکند که آن را تکرار میکند، نهآنکه درس را حفظ میکند.", | |
| "author": "ویلیام شکسپیر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "این زیبایی نیست که آفریننده ی عشق است، بلکه عشق است که آفریننده ی زیبایی است.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پروردگار، در آغاز یک باغچه آفرید و براستی، این باغچه مملو از نابترین شادمانیهای انسان است.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مشکل وقتی بروز می کند که عادت می کنیم، به جای تدبیر و اصلاح مدیریت و کار، همه چیز را رها کنیم تا شرایط به وضع بحرانی برسد و بعد بخواهیم با تحریک حس از خودگذشتگی، افراد را قانع کنیم که چاه بحران را پر کنند.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تاریکی نمی تواند ما را از تاریکی برهاند، تنها نور می تواند. نفرت نمی تواند ما را از نفرت برهاند، تنها عشق می تواند.", | |
| "author": "رولف دوبلی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فرق انسان و سگ در آن است که اگر به سگی غذا بدهی، هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.", | |
| "author": "مارتین لوتر کینگ جونیور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ای دلبر من، غزلهایی را که روزگاری در دشت و دمن برایت می سرودم، اکنون در دیوانی فشرده و زندانی کرده ام، زیرا زمانه ناسازگار است.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من دنیای پر از شیر و عسل را دوست نمیدارم، من دنیای کوچک و گرمی را دوست دارم که خودم با دست خود آن را ساخته باشم.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ناامیدی کامل می تواند در کنار درخشان ترین نوآوری ها به سر بَرَد. از کار افتادگی و شکوفایی، یکدیگر را جذب می کنند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "درود و ستایش من باید به خود ذهن متوجه شود، بشر عبارت از ذهن است، انسان چیزی بجز آنکه میداند نیست.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "گرفتاری این دنیا از این است که نادان از کار خود اطمینان دارد و دانا از کار خود مطمئن نیست.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر کسی بر اساس حق طبیعی اش مجاز است از عقل خود استفاده کند تا به گونه ای نحوه ی زیستنش را تعریف کند که این نحوه زندگی به او اجازه نمایان شدن بدهد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بیشترین تأسف من در زندگی از این است که در زمینه فکاهیات و طنز، اثری از خود بجای نگذاشتهام.", | |
| "author": "اسپینوزا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نظریه پردازان خودشکوفایی، بر اخلاقیاتی تکاملی باور دارند. برای نمونه، آبراهام مزلو می گوید:«انسان به گونه ای ساخته شده که اصرار دارد موجودی کامل و کامل تر شود و این به معنای اصرار برای رسیدن به همان چیزی است که مردم ارزشهای والا، بزرگواری، مهربانی، شجاعت، صداقت، عشق، از خودگذشتگی و خوبی می نامند.» بنابراین مزلو به پرسش ما برای چه زنده ایم؟ اینگونه پاسخ می دهد که ما زنده ایم تا توانایی هایمان را محقق سازیم. او پرسش بعدی یعنی بر چه اساسی زندگی کنیم؟ را با این ادعا پاسخ می دهد که ارزشهای خوب در ذات ارگانیسم انسانی نهاده شده اند و اگر انسان به خرد ذاتی خویش اعتماد کند، به شیوه ای شهودی آن ها را خواهد یافت.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نظام استبداد و خودکامگی یکسری احکام خاص صادر میکند: این کار را بکن، آن کار را نکن. امر و نهی برای تک تک اعمال و رفتار! آیا همین کافی خواهد بود؟ آیا باید دست روی دست گذاشت و منتظر بود تا کسی عمل خلافی انجام دهد؟ نه. در این صورت کار از کار میگذرد. باید اندیشه و عقیده مخالف را نیز ممنوع کرد. البته این هم کافی نخواهد بود. آیا این درست است که صاحبان قدرت منتظر باشند تا کسی حرفی بزند، یا ابراز عقیده ای بکند و بعد او را محاکمه و تنبیه کنند؟ نخیر! این روش درست نیست. باید روشی تعبیه کرد که حتی حرف ها و ایما و اشارههایی که بین دوستان و آشنایان ردوبدل می شود هم ممنوع شود. اصلا بهتر آن است که تفکر و دگراندیشیرچند آنها را بازگو نکنند و در سطح فکر باقی بماند) ممنوع شود.", | |
| "author": "گی کورنو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من این ادعا را ندارم که ما در «بهترین جهان های ممکن» زندگی میکنیم. اما جهان میتوانست جای بسیار بدتری از اینی که هست باشد - و در طول تاریخ بشر در دوره های طولانی چنین بوده است. اگر ما میتوانستیم آزادانه مقطعی را در تاریخ انتخاب کنیم که در آن مقطع زندگی کنیم، احتمالا بهترین گزینهمان همین مقطع فعلی میبود. ترس ما مشکلی است که از تجمل ما برخاسته است؛ ما چنان زندگی های امنی داریم که به ما فرصت میدهد دل نگران بیشمار خطرهایی باشیم که عملا هیچ بختی برای آسیب زدن به زندگی ما ندارند. عصر ما هم طبیعتا مشکلاتی جدی دارد که باید با آنها دست و پنجه نرم کند: فقر،گرسنگی، تغییرات آب و هوایی، کشمکش های سیاسی و دینی و غیره. اما آنچه ما بدان نیاز داریم ایمان به توانایی بشر برای کوشیدن و حل گام به گام این مسائل است. ما نیاز داریم از اشتباهاتمان درس بگیریم و جهانی بهتر بیافرینیم - خلاصه ما نیازمند یک خوشبینی انسانی هستیم.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر «چرا»ی خویش را برای زندگی داشته باشیم، با هر «چگونه»ای خواهیم ساخت.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق و عاشقی هرچند اثیری و پراحساس ابراز گردد، بازهم ریشه در شهوت دارد و بس.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان هویت خود را در قصدمندی و اراده تجربه میکند.«من» آن منِ «من میتوانم» است. دکارت در جملهی مشهور «من فکر میکنم، پس هستم» اشتباه کرده، زیرا هویت، حاصل تفکر و عقلانیگری نیست. فرمول دکارت، مهمترین متغیر را کنار گذاشته؛ او از روی فکر به هویت جست زده در حالی که آنچه در اصل اتفاق میافتد متغیر بینابینی «من میتوانم» است. کییرکگور به همین ترتیب، راه حل بیش از حد ساده شده و عقلانیگرای هگل را که میگوید «بالقوگی به فعلیت منجر میشود» به سخره میگیرد وقتی میگوید بالقوگی به فعلیت منجر میشود ولی متغیر بینابینیاش اضطراب است. میتوانیم اینگونه بیانش کنیم که «بالقوگی به صورت چیزی متعلق به من تجربه میشود - قدرتِ من، پرسشِ من - و اینکه به فعلیت منجر شود یا نه، تا حدود زیادی به من بستگی دارد: اینکه کجا عمل کنم و کجا مکث.» آنچه در تجربه انسانی روی میدهد این است: «من دریافت میکنم، من میتوانم، من اراده میکنم، من هستم.» و «من میتوانم» و «من اراده میکنم»، تجربیات لازم برای هویتند. این مسأله ما را از این موضع توجیه ناپذیر در درمان که بیمار اول حس هویت پیدا میکند و بعد عمل میکند، میرهانَد. برعکس، او هویت را حین عمل یا دست کم در امکان انجام عمل تجربه میکند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر چیزی هست که میتوان پیوسته آرزو کرد و گاهی به دست آورد محبت بشری است.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "زیستن، تنها با آنچه انسان میداند و آنچه به یاد میآورد و محروم از آنچه آرزو دارد، چه دشوار است.", | |
| "author": "حکیم عمر خیام" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدم بدبین، سختی را در هر فرصتی می بیند؛ آدم خوش بین، فرصت را در هر سختی.", | |
| "author": "آلبر کامو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما نیز مانند ویلیام جیمز در سرگشتگی دورهی گذار زندگی میکنیم: او در ابتدای این دوره بود و ما امیدواریم در پایانش باشیم. او از یک چیز مطمئن بود: با اینکه آگاهی بشر هرگز قطعی نیست و با اینکه هیچ پاسخ مطلقی وجود نداشته و نخواهد داشت، بشر در هر حال باید عمل کند. پس از پنج سال در اواخر دهه 20 و اوایل دهه 30 زندگیاش، وقتی افسردگی او را از پای انداخته بود و از ساده ترین تصمیم عاجز بود، یک روز به این نتیجه رسید که میتواند عملی ارادی انجام دهد تا به کمک آن آزادی را باور کند. او آزادی را اراده کرد و آن را حکم خود قرار داد. مینویسد «نخستین عمل آزادانه، انتخاب آزادیست.» پس از آن متقاعد شد که این عمل ارادی همان چیزی بود که او را قادر ساخت که با افسردگیاش کنار بیاید و از آن عبور کند. دست کم در زندگینامهاش روشن است، زندگی سازندهاش که تا زمان مرگ در 68 سالگی ادامه یافت، از همان لحظه آغاز شد.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "قطعا شغل، نگرانی و گرفتاری، به وفور در سراسر زندگی همه وجود دارد. اما اگر تمام خواهش ها به محض برانگیخته شدن برآورده شوند، انسانها چگونه در زندگی خود مشغول باشند و وقت خود را بگذرانند؟ تصور کنید نژاد بشر به مدینه فاضله نقل مکان کند، جایی که هرچیزی خود به خود به ثمر برسد و کبوتران درحین پرواز بیدرنگ کباب شوند، جایی که هرکس فورا محبوب خود را پیدا کند و در حفظ و نگهداری او هیچ مانع و مشکلی نداشته باشد. انسانها از دلزدگی خواهند مرد، یا خود را حلق آویز خواهند کرد، یا شاید با هم بجنگند، یکدیگر را خفه کنند یا بکشند. بنابراین دچار رنج و درد بیشتری از آنچه اکنون طبیعت برای آنها مقرر نموده، خواهند شد.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هرشخصی دو بار میمیرد، یک بار آنگاه که عشق از دلش میرود و بار دیگر زمانی که زندگی را بدرود میگوید، اما وداع با زندگی در برابر مرگ عشق، ناچیز است.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نوع دیگری از اعتیاد بهفخرفروشی، این است که ارزش خود را بیش از قدر واقعی، تخمین بزنیم.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تمامی یک انسان، از تمامی انسانها ساخته شده و برابر کل آنها ارزش دارد، و ارزش هر یک از آن با او برابر است.", | |
| "author": "چارلز داروین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسانی که از ثروتش مغرور است نباید بخاطر آن ستایش شود، تا زمانی که مشخص شود چگونه آن را بدست آورده است.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همه آرزوها از نیاز سرچشمه میگیرد، یعنی از کمبودها و از رنجها.", | |
| "author": "سقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اشرار، کسانی را گویند که عیوب مردم را جستجو میکنند و به آن میچسبند و نیکویی آنها را به دست فراموشی میسپارند؛ مانند مگسی که در جاهای کثیف مینشیند و از جاهای تمیز دوری میکند.", | |
| "author": "افلاطون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دو باور غلط در مورد من وجود دارد یکی این که چون عینک میزنم فکر میکنند که روشنفکرم و دیگری این که چون با فیلمهایم پولهایم را هدر میدهم فکر میکنند هنرمندم. این دو باور غلط سالهاست که در میان مردم رایج است.", | |
| "author": "وودی آلن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک ساعت از عمر گذشته را به هیچ قیمتی نمیتوان بازگردانید، اما با دادن چند قطعه پول ناچیز میتوان تجارب تمام عمر بزرگترین عقلای عالم را تصرف کرد.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چه موهبت بزرگی است، داشتن یک دوست با قلبی رازدار؛ چرا که میتوانید با خیال آسوده، همهی اسرار خود را در قلب او دفن کنید.", | |
| "author": "سنکا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنکه ندیده است آن دستی را نیز که نوازش کنان - می کشد، زندگی را خوب ننگریسته است.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بر یک صفحه سفید خط مستقیمی رسم کنید. ابتدای این خط تولدتان را مجسم می کند و پایانش مرگتان را. خط متقاطعی بر آن رسم کنید تا نشان دهد، اکنون در کجا هستید. پنج دقیقه بر آن مراقبه کنید.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان، بیشتر دلباخته ی اشتیاق خویش است تا آنچه اشتیاقش را برانگیخته است.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ چیز ساده تر از قلب نمی شکند.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "قبل از اینکه براى آمدن باران به درگاه خدا نماز بیاورى، بهتر است برنامه هواشناسى را نگاه کنى.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بدترین و خطرناک ترین کلمات اینست : همه اینگونه اند.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به هر عشق ناکام! به آتش پر شرار و بی دریغ دوزخ! ای کاش چیزی بدتر می شناختم که بتوانم بدان سوگند یاد کنم!", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در هفده سالگی، بدون هیج گونه تعلیم و تربیت نظری، نکبت و مصیبت زندگی به من چنگ زد و مرا در ربود. درست مانند بودا به هنگام جوانی، وقتی بیماری، درد، پیری و مرگ را دید.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من همیشه از داشتن زن عزیزم ماری لوئیز سرافراز بودهام و تا آخرین لحظهٔ حیات با بهترین احساسات صمیمانه یادبود او را حفظ خواهم کرد. از همسرم خواهش میکنم که پسر مرا حراست نماید و از خطراتی که در زمان طفولیت اورا تهدید مینماید حفظ کند . به پسرم توصیه میکنم همواره بخاطر داشته باشد که او یک شاهزادهٔ فرانسوی است و هرگز آلت دست کسانی که فرانسه را تحقیر مینمایند نشود و پسرم هرگز نباید به هیچ عذر و بهانه و دستاویز با فرانسه بجنگد ویا آن را از پای در آورد ، او باید شعار مرا همیشه قبول کند که : موجودیت ما فدای فرانسه باد.", | |
| "author": "ناپلئون بناپارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "امتیازی که همواره آن را ویژه و خارق العاده دانسته ام، تعلق به صنف درمانگران قابل احترام و شریف است. ما درمانگران بخشی از سنتی هستیم که قدمتش نه فقط به نیاکان بلافصل روان درمانگرمان نسلی که با فروید، یونگ و همه نیاکان آنها - نیچه، شوپنهاور، کی یر کگور- آغاز می شود)، بلکه بس دورتر، به عیسی، بودا، افلاطون، سقراط، جالینوس، بقراط و تمامی رهبران بزرگ مذهبی، فلاسفه و اطبایی باز می گردد که از آغاز زمان، انسان را هنگام ناامیدی هایش یاری داده اند.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کاری که تنها سود شخصی در آن منظور شده باشد، شرافتمندانه نیست.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ایمان و رؤیادر وجود شعرا نهفتهاست، زیرا روزنه ورود به ابدیت در دل آنها پنهان شده.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جائیکه مردم از دولتشان بترسند، ظلم حاکم است؛ جائیکه دولت از مردم بترسد، آزادی وجود دارد.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جایی که من هستم، مرگ نیست؛ آنجا که مرگ هست، من نیستم. پس مرگ برای من هیچ است.", | |
| "author": "لوکرتیوس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "حکمت درد کمتر از حکمت لذت نیست. درد نیز مانند لذت، یکی از نیروهای بنیادین بقای نوع است؛ زیرا اگر جز این بود، نیروی درد مدتها پیش از بین رفته بود.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در آمریکا، رییسجمهور برای مدت چهارسال حکومت میکند، خبرنگاران برای همیشه.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دریغا، آنچه تا چندی پیش درین چمن، سبز و رنگین ایستاده بود، اکنون پژمرده و خاکسترین افتاده است! و چه بسیار شهدِ امید که من از اینجا به کندوهایِ خویش برده بودم!آن دلهای جوان اکنون همه پیر گشتهاند. و نه تنها پیر، که خسته و بی بها و تن آسا. آنان این را چنین مینامند:«ما دیگربار دیندار گشتهایم.»چندی پیش بود که ایشان را میدیدم که بامدادان با پاهایِ بیباک بیرون میدوند: اما پایِ داناییشان خسته شد و اکنون از بیباکیِ بامدادی خویش نیز به بدی یاد میکنند.به راستی، روزگاری، بساکس از ایشان پاهایِ خویش را بسانِ رقّاصان بَرمیکشید و نوشخند فرزانگیام برایاش دست میکوفت. آنگاه از کار بازایستاد و هماکنون دیدماش که خمیده پشت به سوی صلیب میخزد.روزگاری همچون پَشِگان و شاعرانِ جوان گِردِ نور و آزادی گَردان بودند. هرچه پیرتر، سردتر: و اکنون تاریک اندیشاناند و وِردخوانان و گوشه نشینان....دریغا، همیشه چه کماند آنانی که دلهاشان بیباکی و بازیگوشیِ دیرپای دارد و جانشان نیز شکیبا میماند. جز اینان دگر همه بیمداراناند.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "غالبا تصویری از تکنولوژی به دست داده میشود که چیزی بیگانه با انسان است. اما در واقع امر، شاید تکنولوژی انسانیترین چیزیاست که میتوان به تصور درآورد. بدون تکنولوژی نمیتوانستیم زندگی فعلیمان را داشته باشیم. اگر به امان صفات حیوانیمان رها شده بودیم، مدت ها پیش نسل بشر منقرض شده بود. میتوان گفت این تکنولوژی بودهاست که بقا و پیشرفت ما را میسر کردهاست. جدالبرانگیزتر از این، میتوان گفت که این انسان نبود که تکنولوژی را ابداع کرد، بلکه تکنولوژی بود که انسان را ابداع کرد. انسان«طبیعی»- اگر منظور از آن انسان غیرتکنولوژیک باشد- هرگز وجود نداشته و هرگز وجود نخواهد داشت. تکنولوژیِ پرورده دست اجداد ما - نظیر تبرِ سنگی - رهایی انسان از سلطه طبیعت را مقدور ساخت و همین پیشرفتهای بعدی ما انسان ها را میسر کرد. تکنولوژی منابعی را برای پیشرفت مغزهای بزرگ تر و از همه مهمتر زبانمان در دسترس ما قرار داد. بنابراین این تصویر از تکنولوژی که غیرانسانی است تصویری مخدوش است - به عکس هر آنچه انسانی است همیشه وابسته به تکنولوژی است تا انسانی باشد و انسانی بماند. تکنولوژی بر همه جنبههای زندگی ما سایه انداخته است.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همه می گویند آرزو بر جوانان گناه نیست و من می گویم بر پیران هم!", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسانها در هیچ یک از ویژگی هایشان به اندازه نیکی کردن به همنوعان خویش، خدای گونه نیستند.", | |
| "author": "سیسرو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مغزِ من، دومین عضو دوستداشتنی بدنم.", | |
| "author": "وودی آلن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "می توان زندگی را با قطعه ای پارچه گلدوزی شده مقایسه کرد که هر کس در نیمه اول عمر خود روی آن را می بیند، اما در نیمه دوم پشت آن را. آنچه در نیمه دوم می بینید آنقدرها زیبا نیست، اما بیشتر آموزنده است، زیرا او را قادر می سازد که ببیند چگونه نخها به یکدیگر متصل شده اند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نکتهی مهم در گفت و شنود غیر تدافعی این است که زن و شوهر فقط باید به رفتار یا عملکرد انتقاد کنند و از حمله به شخصیت طرف مقابل احراز کنند. هیم گینوت، روانشناس معتقد است بهترین فرمول در این زمینه فرمول «XYZ» است: « وقتی تو کار X را انجام دادی، باعث احساس Y در من شدی، ولی من توقع داشتم تو کار Z را انجام دهی.» مثلا : «وقتی تو تلفن نزدی که به من اطلاع دهی دیر به سر قرار شام می آیی)، خیلی عصبانی شدم و احساس پوچی کردم)، کاش به من زنگ میزدی و میگفتی که دیرتر می رسی)»اغلب اوقات که بین زن و شوهرها دعوا در میگیرد جملهی آخر: «کاش به من زنگ میزدی و میگفتی دیر میرسی» تبدیل به چیزی مثل: «تو یک حرامزادهی خودخواه و بیفکر هستی» میشود.خلاصه آنکه در چنین مواقعی همدلی باز هم وسیلهای پرقدرت و تعیین کننده است.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آموزش چیزی است که بعد از فراموش کردن چیزهایی که در مدرسه آموخته اید باقی می ماند.", | |
| "author": "آلبرت اینشتین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر آدم عاقلی حاضر است که به باجگیری که سر راهش را گرفته و تمام اموالش را طلب میکند و لوله تفنگش را به روی او نشانه رفته بگوید که تمام آن اموال را خود با کمال میل به او هدیه میکند و هیچ ادعایی هم ندارد. پس اگر انسان مجبور باشد که زیر سلطه حاکم مستبد زندگی کند، کم کم و به طور ناخودآگاه چنان به انحطاط میرود که خود او نیز درستی و صحت آنچه را انجام میدهد، تایید میکند، چرا که انسان فقط اگر یک بار هم که شده در تنهایی با خود به آن دروغ، به چشم حقیقت بنگرد و آن را بپذیرد، باری از دوش ضمیر خودآگاهش برداشته شده و زندگی آسان تر میگذرد.", | |
| "author": "مانس اشپربر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق چیزی بسیار فراتر از میل به آمیزش جنسی است. عشق ابزار اصلی فرار از تنهایی ای است که بر سرتاسر بخش عمده زندگی مردان و زنان مستولی است.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به پسرمان که درصدد ازدواج بود، گفتم متوجه باش، در ازدواج فقط با همسر مورد علاقهات ازدواج نمیکنی، بلکه با یک خانواده کاملا جدید وصلت میکنی. بهتر است بدانی دست به چه کاری می زنی. خانوادهها مهماند، اثری می گذارند و بعدها خودت این موضوع را میفهمی...ورود به یک خانواده جدید بیشباهت به زندگی در کشوری دیگر نیست. باید راه و رسم و عادتهای آنها را یاد بگیریم و حق اقامت کسب کنیم، در حالیکه هویت خویش را حفظ می کنیم.", | |
| "author": "چارلز هَندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "جنگ، کشتارگاه کسانی است که همدیگر را نمیشناسند، بهنفع کسانی است که یکدیگر را میشناسند ولی همدیگر را نمیکشند.", | |
| "author": "سیسرو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هنر آینهای نیست که با آن واقعیتها را منعکس ساخت بلکه پتکی است که با آن باید واقعیت را شکل داد.", | |
| "author": "برتولت برشت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وجود تنها یک آدم بی نشاط کافی است تا کل یک خانه را مسموم ساخته و فضای آن را تیره و تار سازد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "منظره پسر جوان و دختر جوانی که برای نخستین بار یکدیگر را ملاقات میکنند، تماشائی و قابل توجه است.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تاریخ های خاص و برجسته، می توانند به روشهای گوناگون، سرآغاز پرسشهای درمانی شوند. زادروزها، خصوصا زادروزهای مهم، می توانند دریچه ای به دلواپسی های اگزیستانسیال بگشایند و به تعمق بیشتر در چرخه زندگی منجر شوند. جشن تولد های بزرگسالی، از نظر من همیشه اموری تلخ و شیرین هستند که روی دیگرشان، تأسف و زاری است. از دید برخی افراد، یک زادروز می تواند نشانه ی این باشد که آنها بیشتر از والدینشان عمر کرده اند. تاریخ بازنشستگی، سالگرد ازدواج یا طلاق و بسیاری نشانه های دیگر، فرد را با پیش روی سنگدلانه زمان و ناپایداری زندگی آشنا می سازد.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک راه دستیابی به تصویر حک شده در مغز، «هنر» است.مقولهای که با ناخودآگاه سروکار دارد. مغزِ مربوط به عواطفِ انسان، خیلی خوب با مفاهیمِ نمادین و آنچه فروید آن را «فرایندِ نخستین» یامهای استعاری، داستان، اسطورهی هنر) می نامد، مأنوس و آشناست. از این شیوه اغلب برای درمان بچههایی که دچار آسیب روحی شده اند استفاده میشود. بعضی اوقات هنر میتواند راهی برای کودکان باز کند تا راجع به لحظهی هولناکی که از راهِ دیگر، جرأت ابراز آن را ندارند، صحبت کنند.دکتر اسپنسر آت، روانپزشک کودک که متخصص درمان چنین بچههایی است ماجرای پسر پنج سالهای را برایم تعریف کرد که همراه با مادرش توسط معشوقِ سابق او ربوده میشود. آن مرد آنها را به اتاق هتلی می برد و در آنجا به پسر دستور می دهد که به زیر پتو برود و بیرون نیاید و در همان حال مادر او را تا سرحد مرگ به زیر مشت و لگد میگیرد. پسر هیچ نوع تمایلی نداشت تا در مورد چیزهایی که شنیده بود با دکتر اسپنسر حرف بزند. به همین خاطر دکتر از او میخواهد که یک نقاشی بکشد، هر طرحی که دلش میخواهد. تصویری که پسرک میکشد یک رانندهی ماشین مسابقه است که چشمان درشتِ هیجان زدهای داشته است. این چشمانِ درشت، احتمالا چشمانِ خود پسرک بوده است که دزدکی به سارق نگاه میکرده است. این بازگشتِ پنهانی به صحنهی تکان دهنده تقریبا همیشه در آثار هنری بچههایی که دچار ضربهی روحی شده اند مشاهده میشود.دکتر اسپنسر، همیشه از بچههای تحت درمان خود میخواهد که نقاشی بکشند. از این طریق نه فقط خاطرات قدرتمندی که فکر و ذهن بچه را اشغال کرده است در هنر او انعکاس مییابند؛ بلکه عمل نقاشی به خودی خود، جنبهی درمانی دارد و نقطهی آغازی است برای فرایند غلبه بر شوک روحی.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "افکار عمومی دارای کنجکاوی سیریناپذیری برای کسب دانستنیهاست، اما دانستنیهای بیهوده.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما حتی اگر به راستی در این کائنات تنها نباشیم، عملا و از هر لحاظ تنهای تنهاییم. کارل ساگان، تعداد کل سیاره های احتمالا موجود در کائنات را 10 میلیارد تریلیون برآورد کرده است - که خود عددی خارج از حد تصور ماست. اما یک چیز دیگر که به همین اندازه خارج از تصور ماست، مقدار فضایی است که این سیارات به آرامی در آن پراکنده شده اند. ساگان می نویسد:«اگر ما را به طور تصادفی در کائنات می گذاشتند، احتمال آنکه در روی یکی از این سیاره ها یا در نزدیکی آن قرار بگیریم از یک در یک میلیارد تریلیون تریلیوندد 1 با سی و سه صفر پس از آن) کمتر می شد. دنیاها بسیار گران قیمت اند.»", | |
| "author": "بیل برایسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "کسی که تنها به فکر خودش باشد و بخواهد همه چیز را به سود خودش تمام کند، نمی تواند خوشبخت باشد. اگر می خواهید به سود خود کار کنید باید به دیگران سود برسانید.", | |
| "author": "سنکا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه میبیند.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آزادی، دریایی متلاطم و طوفانی است، مردان ترسو آرامش استبداد را بر این طوفان ترجیح میدهند.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای فهم اینکه چرا آدمهای قدرت طلب در سازمان، به هر وسیله ممکن، درصدد تصاحب قدرت هستند، نیاز چندانی به روانشناسی نیست. اما وقتی کسانی، به چماقی که با تحقیر بر سرشان فرود میآید، به چشم عصای معجزهگر می نگرند، دیگر برای فهم چنین حالاتی حتما به روانشناسی نیازمندیم.", | |
| "author": "مانس اشپربر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ما با چیزهایی که می گیریم، زندگی می کنیم اما با آنچه می دهیم زندگی می بخشیم.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آزادی و اراده شامل چشم پوشی از جبرگرایی نیست بلکه شامل رابطهما با آن است. اسپینوزا نوشت: «آزادی، شناخت سرنوشت است.» انسان با ظرفیت و استعدادش برای درک جبرهای موجود و انتخاب نوع رابطهاش با آنچه برایش از پیش تعیین شده، متمایز میشود. او میتواند و باید انتخاب کند که چطور با سرنوشتاش از جمله مرگ، سالخوردگی، محدودیتهای هوشی و شرطیشدنهای ناگزیر موجود در پیشینهاش ارتباط برقرار کند،... آیا سرنوشتاش را خواهد پذیرفت، انکارش خواهد کرد، با آن خواهد جنگید، تصدیقاش خواهد کرد یا به آن تن در خواهد داد؟ همه این واژه ها حاوی عنصر ارادهاند.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هرکسی میتواند تاریخساز باشد اما فقط یک مرد بزرگ میتواند آنرا رقم زند.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "...مرگ برادر فقدانی بود که تمامی زندگی او را تحت الشعاع قرار داده بود، تمامی اسطوره های پاک و کودکانه ای که در ذهن داشت: مشیت الهی، امنیت خانه، وجود عدل در جهان، و قانونی که می گوید سالخوردگان قبل از جوان ترها می میرند، با مرگ برادر نابود شده بود.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "3 ساعت زودتر بهتر از دقیقه ای دیرتر است.", | |
| "author": "ویلیام شکسپیر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فیلسوف چنان که ما، جانهای آزاده، درکش می کنیم، انسانی است که بیشترین مسئولیت و وجدان را برای تکامل کلی انسان دارد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تا وقتی به این فکر چسبیده اید که دلیل خوب زندگی نکردنتان، بیرون از وجودتان است، هیچ تغییر مثبتی در زندگیتان رخ نمی دهد. تا وقتی مسوولیت خود را به دوش دیگران بیاندازید که با شما بی انصافی می کنند، ک شوهر لات، یک کارفرمای زیاده طلب، که از کارمندانش حمایت نمی کند، ژنهای ناجور، اجبارهای مقاومت ناپذیر) وضع شما همچنان در بن بست می ماند. تنها خود شما مسوول جنبه های قطعی موقعیت زندگی خود هستید و فقط خودتان قدرت تغییر دادن آن را دارید. حتی اگر با محدودیتهای بیرونی همه جانبه ای درگیرید، هنوز آزادی و حق انتخاب پذیرش برخوردهای مختلف، نسبت به این محدودیتها را دارید.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "به زودی روزگار انتقاد و عیب جویی به پایان می رسد و به وسیله پیشرفت تمدن، آزادی اندیشه به تمام معنی در جهان حکمفرما می شود و همه کس می تواند به دلخواه خود راجع به فلسفه وجود بیاندیشد.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فکر نمی کنم هیچ نیازی در کودکی، قوی تر از نیاز به حمایت پدر باشد.", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "حقیقت وهمی است که بدون آن یک گونه خاص قادر به زنده ماندن نیست.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر می کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد. شما پیوسته چون ترازویی بی تکلیف در میانه ی اندوه و نشاط هستید.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "می خواهی بدانی کیستی؟ نپرس. عمل کن. عمل شما را ترسیم و تعریف می کند.", | |
| "author": "توماس جفرسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان باید همیشه بهخطا و نادرستی خدمتکارانش قدری میدان بدهد.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "چه تجربهای است زیستن در ترس، مگر نه؟\\r\\nبردگی همین است و بس.", | |
| "author": "لارس اسوندسن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خداوندِ خدا گفت: خوب نیست که آدم تنها باشد. پس برایش معاونی موافق بسازم...و خداوندِ خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دندههایش را برگرفت و گوشت در جایش پر کرد. و خداوندِ خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بناکرد و وی را به نزدِ آدم آورد!", | |
| "author": "عهد عتیق" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بیست سال بعد، بابت کارهایی که نکرده ای بیشتر افسوس می خوری تا بابت کارهایی که کرده ای. بنابراین، روحیه تسلیم پذیری را کنار بگذار، از حاشیه امنیت بیرون بیا، جستجو کن، بگرد، آرزو کن و کشف کن.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "راه رسیدن بهثروت، بیشمار است؛ یکی از هموارترین آنها قناعت است.", | |
| "author": "فرانسیس بیکن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اراده با رویارویی آغاز میشود، با یک «نه» آن هم زمانی که «آری» از پیش وجود دارد. خطر در تعبیر منفی والدین از این مرحله از تکامل است که بهوسیلهی خشم بیش از اندازهشان نشان داده میشود و این برداشت نادرست که «نه» اصیل کودک، در واقع مخالفت با آنهاست؛ و در نتیجه کودک آنها را مخالف رشد و استقلال خویش میبیند. و ممکن است به دلیل اتهام متقابلی که در برابر انتخابهایش دریافت میکند وسوسه شود حتی تا حدودی تسلیم این وسوسه شود) که از اراده کردن منصرف شود... این همان ولع، خودشکنی و حسرت برای بازگشت به یگانگی نخستینیست[دوران نوزادی] که در بزرگسالان رواننژند میبینیم.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر کتابی که بهخواندنش میارزد باید در آن واحد دوبار خوانده شود، رعایت دستور فوق دو علت دارد یکی اینکه در مطالعه دوم، قسمتهای مختلف کتاب بهتر درک میشود و قسمت آغاز کتاب موقعی نیک فهمیده میشود که از پایان آن نیز مطلع باشیم و دیگر اینکه در این دو مطالعه وضع روحی ما یکسان نیست، در مطالعه دوم ما نظر تازهای نسبت به هر قسمت پیدا کرده و طور دیگر تحت تأثیر آن کتاب قرار میگیریم.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "میدانید چرا در اروپا بعضی از آثار مرا خلاف اخلاق گویند؟ به خاطر اینکه من اخلاق اروپاییان را آنطور که هست معرفی میکنم.", | |
| "author": "اسکار وایلد" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "قدرت عبارت است از بالقوگی و استعداد و بالقوگی به آینده اشاره دارد؛ چیزی است که باید محقق شود. آینده زمانی است که در آن به خود قول میدهیم. با خود پیمان میبندیم و خود را متمایز میکنیم. گفتهی نیچه که «انسان تنها حیوانی است که پیمان میبندد» با ظرفیت ما برای فرض کردن خود در آینده مرتبط است. ... نومیدی بسیاری از بیماران که به صورت افسردگی، یأس، احساس«من نمیتوانم» و درماندگی مربوط به آن، بیان میشود، میتوان از دیدگاه ناتوانی برای دیدن یا ساختن آینده هم مشاهده کرد.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اهلِ حقیقت نزدِ من آن کس است که سر در صحراهایِ بیخدا مینهد و دلِ حرمتگزارِ خود را میشکند.او در ریگزارِ زرد، تافته در تَفِ خورشید، چه بسا تشنه کام به جزایرِ پُرچشمهسار نیمنگاهی میافکند؛ آنجا که زندگان در زیرِ درختانِ سایهگُستر آرمیدهاند.اما تشنگیاش او را بر آن نمیدارد که در خیل این آسودگان درآید. زیرا هرجا که واحهها باشند، بُت ها نیز هستند.ارادهیِ شیرانه خود را چنین میخواهد: گرسنه، شَرزه، تنها، بیخدا.آزاد از نیکبختیِ بندگان، رها از خدایان و پرستشها، بیترس و ترسناک، سِتُرگ و تنها: چنین است ارادهیِ اهلِ حقیقت.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "عشق میان والدین، موجب عشق و مهربانی نسبت به فرزندان میشود. گاهی داستانهایی میشنویم درباره والدینی که عشق فراوانشان نسبت به یکدیگر، همهی عشق موجود در خانه را میبلعد و تنها عشقی نیم سوز و نه چندان آتشین برای بچهها بر جای میگذارد. ولی این نگاه اقتصادی دودوتا چهارتا به عشق بیمعناست. عکس آن صحیح است: فرد هرچه بیشتر عاشق باشد، رفتاری محبتآمیز نسبت به فرزندان و به همه درپیش میگیرد. ...اعتماد نخستینی که لازمهی عشق به دیگران و باور داشتن عشق دیگران نسبت به خود و یا عشق به زندگی ست، در کودکانی که از عشق مادر محرومند، شکل نمیگیرد. آنها در بزرگسالی با دیگران احساس غریبی میکنند و به درون خود میگریزند و زندگیشان به رابطهای خصمانه و رقابت با دیگران میگذرد. ", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "میاندیشم پس هستم، هستم چون فکر میکنم، فکر میکنم چون شک میکنم.", | |
| "author": "رنه دکارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر آدمی آنقدر به غذا بی اعتنا باشد که زرد و ناتوان شود، ما نباید او را تحسین کنیم؛ اما مردی که از آگاهی به نیازهای خویش به مرحله ی همدردی با گرسنگان رسیده باشد سزاوار تحسین ما خواهد بود.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در عشق، یک نفر به اضافه ی یک نفر مساوی یک است.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای کشف اقیانوسهای جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید؛ این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر کجا عشق هست، زندگی نیز هست.", | |
| "author": "مهاتما گاندی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "ای حافظ، خود را با تو مقایسهکردن عجیب جنونی است! تو دریایی و ما در مقابل تو قطرهای بیش نیستیم.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بشری که حق اظهارعقیده و بیان فکر خود را نداشته باشد موجودی زنده محسوب نمیشود.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر انسان به شیوه های مختلف در برپایی جهان، آزاد نباشد، مسوولیت معنایی نخواهد داشت. جهان رخدادپذیر است؛ همه چیز می توانست به شکلی متفاوت آفریده شود. برداشت سارتر از آزادی فراگیر و ژرف است: انسان نه تنها آزاد است، بلکه محکوم به آزادی است. به علاوه، مفهوم آزادی فراتر از مسوول بودن در برابر دنیاه معنای آکندن دنیا از اهمیت) است: علاوه بر آن، فرد کاملا در برابر زندگی خویش مسوول است، نه فقط در برابر اعمال خود، بلکه در برابر کوتاهی هایش هم مسوولیت دارد.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "نوشتن ده جلد کتاب فلسفه آسانتر از آن است که انسان تنها یک قاعده و دستور تنها را به مرحله ی اجرا و عمل درآورد.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مرد متأهلی را در نظر بگیرید که به دلیل رابطه با یک زن دیگر، از همسرش فاصله گرفته و چنان با او بدرفتاری می کند که در نهایت این همسر است که تصمیم به طلاق می گیرد. در این حال من با برملا کردن روش او برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت آغاز می کنم، روشی که این حس را ایجاد می کند که تحت کنترل وقایع خارجی است. تا زمانی که او مسئولیت خود را انکار می کند، دگرگونی حقیقی بعید است، زیرا به جای کنکاش در خود، توجهش به تغییر دادن محیط معطوف است.\\r\\nهرگاه این بیمار مسئولیت خود را در پایان دادن به زندگی مشترکش بپذیرد و نیز بپذیرد که این او بوده که تصمیم به طلاق گرفته، آن وقت توجهش را به این موضوع معطوف می کنم که چقدر از چگونگی این تصمیم گیری راضی است. آیا با همدم سالها زندگی مشترک و مادر فرزندانش درست رفتار کرده است؟ در آینده چه پیشیمانی هایی خواهد داشت؟ و چقدر برای خود احترام قائل خواهد بود؟", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "متخصص کسی را گویند که بتواند پس از اشتباه از آب درآمدن نظریهاش دلیل آن را دقیقأ توجیه کند.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بقای حیات در کره زمین، پدیده ای بس دشوار و پیچیده است. از میان میلیاردها میلیاد انواع [گونه] موجودات زنده ای که از آغاز زمین تاکنون پای به عرصه هستی نهاده اند، اغلبشان - 99/99 درصد - دیگر وجود ندارند. همچنان که می بینی، حیات در کره خاکی نه فقط عمری کوتاه دارد بلکه به طرز نومید کننده ای ظریف است و به تارمویی بستگی دارد. از خصوصیات شگفتی آور هستی ما آن است که ما از کره ای برخاسته ایم که خیلی خوب به گسترش حیات یاری می رساند ولی مهارتش در خاموش کردن شعله های زندگی بسی بیشتر است.", | |
| "author": "بیل برایسون" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شاید کسی را که با او خندیدهای فراموش کنی، اما هرگز کسی را که با او گریستهای از یاد نخواهی برد.", | |
| "author": "جبران خلیل جبران" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هر کس که از هنر تاثیر پذیرفته باشد می داند که ارزش هنر به مثابه ی سرچشمه ی لذت و تسلی خاطر در زندگانی حدی ندارد.", | |
| "author": "زیگموند فروید" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "خطاهای بشری، اول رهگذر است و بعد میهمان، چندی نمیگذرد که صاحبخانه میشود.", | |
| "author": "فرانسوا ولتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "تنها ماندن، سرنوشت تمام راههای بزرگ است، این سرنوشتی است که اغلب بر آن تأسف میخورند، من باید بگویم که از سرنوشتهای دیگر اسفانگیزتر نیست.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "«با استعداد»، همچون تیراندازیست که هدفی را میزند که دیگران قادر به زدنش نیستند؛ «نابغه»، همچون تیراندازیست که هدفی را میزند که دیگران قادر به دیدنش نیستند.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "مطمئن باش که آمریکایی ها بالاخره کار درست را انجام می دهند البته بعد از اینکه همه راههای دیگر را آزمودند.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ منظره ای غم انگیزتر از دیدن یک جوان بدبین نیست.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "درسهای عاطفیتی عمیقترین عادتهای آموخته شده در دوران کودکی) را میتوان از نو شکل داد. یادگیری عاطفی تا آخر عمر ادامه دارد.", | |
| "author": "دنیل گلمن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در وضعیت بیگانهوار کنونی در رسانههای ارتباط جمعی، هر شهروند معمولی یک دوجین شخصیت تلویزیونی میشناسد که هر بعدازظهر لبخندزنان به اتاق نشیمنش میآیند، ولی خودش هرگز شناخته نمیشود. در این وضعیت از خودبیگانگی و گمنامی که تحملاش برای هر کسی دردناک است، یک انسان به راحتی میتواند خیالپردازیهایی داشته باشد که به ناهنجاری واقعی پهلو میزند. خلق و خوی فرد گمنام این است که اگر نمیتوانم بر کسی تاثیر بگذارم یا لمسش کنم، دست کم میتوانم تو را با احساسی شوکه کنم، بهوسیلهی جراحت و درد، شور و اندوهی را به تو تحمیل کنم؛ دست کم باید مطمئن شوم که هر دو ما چیزی احساس میکنیم و باید وادارت کنم مرا ببینی و بدانی من هم اینجا هستم! بسا کودک و نوجوانی که با رفتار ویرانگر، یک گروه را واداشته بشناسندش. و با اینکه مقصر شناخته شده، دست کم مورد توجه جمع قرار گرفته است. فعالانه مورد نفرت واقع شدن تقریبا به همان اندازهی فعالانه مورد علاقه بودن خوب است؛ زیرا وضعیت تحملناپذیر گمنامی و تنهایی را درهم میشکند.", | |
| "author": "رولو می" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "هیچ آدمی آنقدر خوش حافظه نیست که دروغ گوی موفقی باشد.", | |
| "author": "آبراهام لینکلن" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنچه فرزند درباره ی پدر می اندیشد مهم نیست؛ چگونه پدر بودن مهم است.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسان به راستی نیرومند، هرگز درد و رنج نمی آفریند، بلکه چون زرتشت پیامبر، چنان از نیرو و فرزانگی لبریز می شود که آن را سخاوتمندانه به دیگران پیشکش می کند. این پیشکشی، حاصل فراوانی شخصی است، نه ترحم، که خود نوعی تحقیر است.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "در انسان صاحب نبوغ اگر دست کم دو چیز دیگر وجود نداشته باشد، وجودش تابآوردنی نیست: شکرگزاری و پاکی", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "یک انسان معمولی، کالای تولیدی کارخانه طبیعت است.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دوستداشتن، رحمت است؛ مورد محبت واقع شدن، خوشبختی است.", | |
| "author": "لئو تولستوی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "انسانها نادان به دنیا میآیند، نه ابله؛ شیوهی آموزش است که آنها را ابله میسازد.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برخی او را کافر می دانند و سزاوار سرزنش، ولی آنان هم او را به عنوان انسانی ارزشمند و آرام، شهروندی خوب و شخصی مهربان، ستایش می کنند. ظاهرا این منتقدان «اسپینوزا» کلمات انجیل را از یاد برده اند که شما آنان را از میوه هایشان می شناسید، زیرا زندگی چگونه می تواند برای انسانها و خدایی که از اصول فاسد ظاهر شده اند، لذت بخش باشد؟ من هنوز به یاد دارم که چه روشنایی و آرامشی به سراغم آمد، وقتی برای اولین بار صفحات «اخلاق» این مرد بزرگ را ورق می زدم! بنابراین، دوباره به سرعت سراغ همان کاری رفتم که بسیار مدیون آن بودم، و باز هم در همان فضای آرام غرق شدم. خودم را رها کردم تا بخوانم و بیندیشم و دریافتم که تا به حال تا این حد جهان را واضح و آشکار ندیده بودم.", | |
| "author": "یوهان ولفگانگ گوته" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آدمی آنقدر که از فکر حوادث آینده ناراحت میشود، از خود آن حوادث ناراحت نمیشود و بدبختانه فکر اینکه چه حوادثی فردا روی میدهد، همیشه برما غالب است.", | |
| "author": "میشل دو مونتینی" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "برای این است که من هستم: چرخ زدن، برافراشتن، پروردن؛ یک پرورنده برزگر و نظم دهنده؛ آن که یک بار به خود اندرز داد: «بشو آن که هستی!»", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فرد را برای چیزی که به آن اعتقاد دارد به کلیسا راه میدهند ولی برای چیزی که میفهمد از آنجا اخراج میکنند.", | |
| "author": "مارک تواین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگرچه درمانگران یاری گرند، ولی همیشه مرزی هست که فراتر از آن، چیزی برای پیشکش به بیمار ندارند. درمان نیز مانند زندگی، بر شالوده ی گریزناپذیر تنهایی استوار شده است، درمانی منفرد و زیستنی منفرد.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "شاید بزرگترین دشواری، همین باشد؛ زندگی چنان که ما می شناختیم پایان یافته، ولی هنوز کسی نیست که بداند چه چیزی جای آن را گرفته است.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من آدمیان را بهشادی بادوام میخوانم نه فضایل بیحاصل و یاوه که انسان باید با اضطراب و نگرانی منتظر میوههایش بماند.", | |
| "author": "اپیکور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بدون ماجراجویی و خطر کردن، تحقیقات جدید عملی واقع نخواهد شد.", | |
| "author": "چارلز داروین" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آنکه ثروت خود را باخت، زیاد باخته است، ولی آنکه شهامت خود را باخت پاک باخته است.", | |
| "author": "میگل د سروانتس" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پس آیا آدم میتواند وجودش را توجیه کند؟", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "قدرت مطلق همیشه گمراه کننده است. گمراه می کند چون آنچه را باید فراهم نمی سازد. همیشه واقعیت - واقعیت درماندگی و میرندگی ما، این واقعیت که به رغم دستیابی به ستارگان، سرنوشتی محتوم در انتظار ماست - از راه می رسد.", | |
| "author": "اروین دیوید یالوم" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "پریشان نمودن ِ اوضاع، مستلزم هوشمندی نیست، اما ایجاد نظم و تعادل بهنیروی عقل وابسته است.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "من در هر چه شک کنم، در این شک نمی توانم کرد که شک می کنم و چون شک می کنم، می اندیشم؛ می اندیشم، پس هستم.", | |
| "author": "رنه دکارت" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "فقط کسی از طعم واقعی زندگی لذت می برد که مشتاق و آماده دست کشیدن از آن باشد.", | |
| "author": "سنکا" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم، نخستین چیزی که در دنیا از بین می رفت عشق بود.", | |
| "author": "برتراند راسل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "گاهی وقتها که احساس اندوه می کردم، به این علت بود که خود را غیر از آنچه بودم می پنداشتم و سپس برای بدبختی و دردمندی آن اشخاص احساس تاسف می کردم. به طور مثال، خود را مدرس دانشگاهی می پنداشتم که به مقام استادی نرسیده و کسی حاضر نیست به سخنرانی های او گوش بدهد؛ یا کسی که فلان نافرهیخته درباره اش بدگویی می کند، یا فلان شایعه پراکن درباره اش دروغ و شایعه می سازد؛ یا عاشقی که شیفته دختری است که به او توجه نمی کند؛ یا بیماری که به واسطه بیماری خانه نشین شده است؛ و یا اشخاص دیگری که به مصیبت های مشابه مبتلا هستند. من هیچ یک از اینها نبوده ام، همه اینها پارچه ای هستند که از آن لباسی ساخته شده و من برای مدت کوتاهی آن را بر تن کرده ام، سپس، برای تعویض با تن پوش دیگری آن را کنار گذارده ام.اما پس از تمام اینها خود من کیستم؟ مردی هستم که کتاب «جهان به مثابه اراده و تصور» را نوشته است، اثری که برای مشکل بزرگ هستی راه حلی ارائه کرده که شاید همه راه حلهای پیشین را بلا استفاده کند... من اینگونه مردی هستم و چه چیز می تواند در این سالهای اندکی که پیش رو دارد، مزاحم او باشد.", | |
| "author": "آرتور شوپنهاور" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "دو عاقل ممکن است بر یک چیز اتفاق کنند اما دو جاهل به یک کار سازگار نشوند.", | |
| "author": "بقراط" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بارها مشاهده کردهام که برای کسب موفقیت در این جهان، هوشمند در نهان و دیوانه در عیان باید بود.", | |
| "author": "شارل دو مونتسکیو" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "اولین کسی به معنای واقعی جوینده حکمت و معرفت بود همین سقراط بود. او در بازار شهر راه میافتاد و با مردم صحبت میکرد ولی هیچ وقت موعظه نمیکرد. بر عکس او با آدمها صحبت میکرد تا به دانش برسد. او میگفت:«درختان نمی توانند چیزی به من یاد دهند.» ولی وقتی که کشف کرد مردمی که دائم به اغراق از علم و دانش صحبت میکنند، چیزی نمیدانند، خیلی ناامید شد. شاید آنها میتوانستند قیمت شراب و روغن زیتون را به او بگویند ولی حرفی برای گفتن درباره زندگی نداشتند. سقراط اغلب میگفت تنها کسی است که میداند چیزی نمیداند.", | |
| "author": "یاستین گوردر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "افسوس میخورم که همراهش نرفتم ولی دلش نمیخواست؛ او بود که از من درخواست کرد تنهایش بگذارم: او داشت کارآموزی تنهایی را شروع میکرد.", | |
| "author": "ژان پل سارتر" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "آسانترین راه برای از بین بردن افتخارات خودستایی است.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "لازم بود که شیرهای خندانی قدم به میدان نهند، بنابراین ولتر آمد و با خنده همهچیز را نابود کرد.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "گذشتهها را نجات بخشیدن و هر «چنان-بود» را به صورتِ «من آن را چنین خواستم!» بازآفریدن: این است آن چه من نجات مینامم!", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "وقتی قرار باشد نظرمان را دربارهی کسی دگرگون کنیم، آزاری را که به ما رسانده است، گران به پایش مینویسیم.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "سیاستمدار کسی است که حوادث فردا و یکماه و یکسال آینده را پیشبیینی کند و بعد بتواند دلایلی بیاورد که چرا اتفاق نیفتاد.", | |
| "author": "وینستون چرچیل" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "بهتازگی گفته میشود که گوته با هشتاد و دوسال عمر، زیادی زیست! یعنی در سالهای پایانی عمرش، آفرینش هنری نداشت. ولی من حتی یکی دو سال از همان «سالهای زیادی» گوته را با قرنها طول عمر مردمان مدرن، با سرافرازی مبادله میکنم.", | |
| "author": "فردریش نیچه" | |
| }, | |
| { | |
| "body": "همه میدانیم که هنر، فریبی بیش نیست و از واقعیت بهدور است، اما این فریب، ما را بهحقیقت نزدیک میکند. حداقل بهحقیقتی که برای ما قابل درک باشد.", | |
| "author": "پابلو پیکاسو" | |
| } | |
| ] |